0

گاهي فقط گاهي

 
sotoodeh
sotoodeh
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
تعداد پست ها : 131

گاهي فقط گاهي
دوشنبه 12 بهمن 1388  3:09 PM


نويسنده:سولماز حقاني
خسته از نامهربوني بعضي آدم ها نشستم روي نيمکت پارک ... قلم به دست دارم .
مي نويسم ... شايد نوشتن کمکي باشه براي رهايي از فکرهاي مردم آزار ؛ شايد بازي با کلمات ، جمله ها و خط هاي کاغذ باعث بشه توي کوچه پس کوچه هاي لغات گم بشم و راه برگشت به کلبه ي غصه را پيدا نکنم !
گاهي گم شدن خوبه ! گم بشم که فراموش بشم ، گم بشم که فراموش بکنم .
گاهي فراموشي خوبه ! تا فراموش بکنم فراموش کردني ها
رو !
گاهي سکوت خوبه ! تا ساکت باشم تا ببينم !
گاهي بي خبري خوبه ! تا بي خبر باشم از راه هاي فريب ديگران !
گاهي دور شدن خوبه ! تا دور بشم از بدي بدها !
اما اين گاه ها فقط گاهي خوبه ...
گاهي به ياد آوردن خوبه ... تا به ياد بياورم خوبي خوب ها رو !
گاهي پيدا کردن خوبه ... تا آروم کنم دلي رو که تنهايي آزارش مي ده !
گاهي فهميدن خوبه ... تا بفهمم تمام خوبي هاي پنهان مانده رو !
هنوزم روي نيمکت نشسته ام ، گم شدم تا غصه مراپيدا نکند ، دوباره پيدا شدم تا شادي مرا ببيند .
ساکت شدم تا درددل هاي دلم را بشنوم ، دوباره حرف زدم تا دلداري اش بدهم .
فراموش کردم بدي ها ، نامهربوني ها رو ، دوباره به ياد آوردم خوبي ها ، زيبايي ها رو .
ولي چيزي براي هميشه فراموش کردن ، نديدن و گم کردن نيست .
چيزي براي هميشه به ياد آوردن ، ديدن و پيدا کردن هست .
از ازل تا به ابد عشق خواستني است .
منبع : مجله ي موفقيت شماره ي 170.
               
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها