مسجد كانون وحدت خداجويان
جمعه 27 اسفند 1389 1:11 PM
مسجد
كانون وحدت خداجويان
واژه «مسجد» 28 بار در قرآن آمده، كه 22 بار به گونه جمع و 6 بار مفرد بيان شده است. اولين مسجد به تعبير قرآن، مسجدالحرام و مكه ناميده شد. گسترش و امتداد زمين نيز از كعبه آغاز گرديد. بر اين اساس «مكه» ام القري و مادر همه سرزمينها نام گرفت. پس مي شود گفت كه تمام اين كره خاكي «زمين» گل و مايه اوليه اش مسجد است. همچنين، اولين سازنده مسجد ذات پروردگار است كه آغازين نقطه مسكوني را به عنوان زمين به وجود آورد و آن را مسجد و محل عبادت، بركت، هدايت و محل امن و امان قرار داد. از اين رو، كعبه، محل پيدايش زمين، دين و انسان است و خداوند دستور داده هر كجا كه باشيم رو به سوي اين خانه و اين مركز مقدس نماييم.(1) در چنين رويكردي، مسجد هويتي بس عظيم و اصالتي برجسته مي يابد، زيرا تنظيم كننده تمامي شؤون مسلمانان و انسانهاي خدامحور مي گردد. در اين تفكر، مسجد از حصار مادي يك بنا، مكان و ساختمان بودن خارج مي شود و در انديشه دينداران نشانگاهي معنوي براي بيعت و ميثاق هر لحظه مي گردد، زيرا پروردگار، مسجد را به عنوان محل سجده گرامي داشته است.(2) در آموزه هاي اسلامي تأكيد شده است كه:
1- هر كس به سوي مسجدي از مساجد خداوند برود تا به خانه اش باز گردد با هر قدمي كه برمي دارد، ده نيكي برايش نوشته و ده گناه از او بخشيده مي شود و مقامش ده درجه فزوني مي يابد.(3)
2- هر كس به سوي مسجد قدمي بردارد، هيچ قدمي برندارد، هيچ گامي بر تروخشك نمي نهد مگر اين كه طبقات زمين برايش تسبيح خداوند مي كنند.(4)
به راستي، با چنين تصور مبارك و عرشي از اين كانون وحدت، ما تا چه اندازه توانسته ايم در راستاي نيازهاي فردي و اجتماعي خود گام برداريم؟! آنچه نگارنده در اين نوشتار بر آن تأكيد مي ورزد، چيزي به جز يادآوري همان اصالت مسجد نيست كه در ازدحام غفلتها و ساده انگاريها به لايه هاي سطحي آن اكتفا شده است. مقوله اي كه بي گمان در هر زمان به فراخور آن مي توان به بحث نشست، ولي در اين برهه از زمان با اين همه اهتمام و برنامه ريزيها در لواي نظام مقدس جمهوري اسلامي، آيا آن بازدهي حقيقي را توانسته ايم از مساجد داشته باشيم؟ گر چه در مقايسه با قبل از انقلاب، مساجد از پشتيباني و رشد كمي فراواني برخوردار شده اند، لكن اين، همه آن چيزي نيست كه بزرگان انقلاب بر آن سفارش نموده اند، زيرا در كنار دهها تحسين و تشويقي كه بايد به حمايت كنندگان مساجد داشته باشيم، چنانچه واقع بينانه از سر دلسوزي خواسته باشيم به اين كانون الهي نظر افكنيم، مجالي براي نقدهايمان نيز باقي مي ماند. مهمترين نقد، بازگشت به نوع نگاهمان به مسجد است؛ چيزي كه در سطح كلان جامعه احساس مي شود، نبود تعريفي منسجم و جامع نگر همراه با وسعت نظر از اين مركز عظيم است. گر چه همگان با كمترين بهره علمي مي دانند كه مسجد يعني محلي امن براي عبادت و ارتباط عابد با معبودش، ولي چنين دانشي نمي تواند بدون تحليل واقعي براي همگان مفيد باشد، به ويژه برخي از نسل جوان كه در فراسوي انديشه هاي مادي كمترين جايگاهي را براي اين مقوله اختصاص مي دهند.
بر اين اساس، بايد در پي جذابيتهاي ديگري باشيم. گرچه عبادت خالق و شيريني و حلاوت آن، كام بسياري از خدامحوران و دين باوران شيفته را شيرين نموده است، ولي حق طبيعي هر مسلمان، گر چه در سطح پايين از دينداري قرار گرفته باشد، اين است كه بداند او هم سهمي از اين كانون دارد. سخن در اين است كه اگر براي مؤمنان استوار، مساجد توانسته است بسياري از بركات را به ارمغان آورد، ديگر اقشاري كه در اين سطح از ايمان قرار ندارند، چه بهره اي از مسجد برده اند يا مي برند يا بايسته و شايسته است كه ببرند؟ مسجد به طبقه خاصي از اجتماع اختصاص ندارد، زيرا خانه همه مردم با همه سليقه هاست و همگان حق دارند كه به عنوان مسلمان در هر سطحي كه قرار دارند، از آن بهره وري نمايند. گر چه در طول تاريخ، اشراف و ثروتمندان و طبقات بالاي اجتماعي تلاش نموده اند كه مسجد و اركان آن را در اختيار خود گيرند، با اين حال پس از به ثمر رسيدن انقلاب اسلامي، با توجه به مردمي شدن آن و پيشينه مثبت آن در پيروزي انقلاب اسلامي، ديگر مجالي براي اين عده باقي نماند. لكن، در تزاحم سليقه هاي انقلابي و گرفتار شدن در مقوله احزاب و جناحها، برخي از مساجد به گونه اي عمل نمودند كه همان تجربه طول تاريخ به نوعي ديگر تكرار شد و آن چيزي نبود به جز محروم نمودن برخي از استعدادها و دين باوريهايي كه با نوع نگاه اين عده از متوليان مساجد ناسازگار بود. بي گمان در واكاوي اين نقد مشفقانه، بسياري از اسرار نهفته است كه مجال پرداختن به آنها نيست؛ ولي در نگاهي جامع نگر نه تنها مسجد پايگاه امن و آزادي براي همه سليقه هاي خدامحورانه است كه در تعريفي همه جانبه بايد بگوييم منظور از مسجد صرفاً يك موقعيت مكاني نيست، مسجد عبارت است از جميع اهالي مسجد با همه امكانات روحي، معنوي و مادي آن شامل امام جماعت، هيأت امنا، معتمدان محل، اهل علم و استادان حوزه، دانشگاه، دانشجويان و دانش آموزان، كارگزاران و كارمندان، كاسبان و تاجران و سرانجام همه مردان و زنان و كودكان. تمامي اين اقشار با هر سليقه اي كه دارند، فارغ از هر حزب و جناحي، خالصانه در راستاي خودشناسي و خداشناسي گام برمي دارند.(5) بديهي است، نگارنده بر مقوله اصالت مساجد معتقد و چنين نقدي نيز در همان راستا مطرح است، زيرا مسجدي اصيل است كه كانون وحدت تمامي اقشار گردد و اين مهم آن گاه ضرورتش بيش از پيش احساس مي شود كه بدانيم چه مي خواهيم؟ به كدام سو مي رويم و مخاطبانمان چه افرادي با كدامين سليقه ها و روحيات مي باشند؟!چرا كه اگر چنين انديشه اي توأم با وسعت نظر نداشته باشيم، خود و مساجدمان را به بن بست كشانده ايم. مسجدي اصيل است كه بتواند همانند صدر اسلام، آرمانگرا و خط دهنده به محوريت ميثاق و پيمان اخوت بين افراد باشد، زيرا عالي ترين روابط معنوي بين مسلمانان در مسجد به وجود مي آيد. در مسجد است كه انس و الفتها اوج مي گيرد و كدورتها برطرف مي شود و همگان در پرتو مهر و رحمت خداوند متعال به يكديگر مهر مي ورزند و در شادي و غم هم سهيم مي گردند. اجتماع مسلمين در مساجد باعث مي شود فيوضات و بركات الهي در قالب وعظ و اندرز و آموزشهاي ديني، علمي و اخلاقي به سوي آنان سرازير شده و از نعمت بزرگ هدايت الهي برخوردار گردند.(6)
برآيند چنين اصالتي، در موارد ذيل خلاصه مي شود:
با سير در زندگي پيامبر(ص) و تأسيس مسجدالنبي در مدينه، به خوبي به دست مي آيد كه پيامبر(ص) نيز به محوريت موارد ذكر شده، در طول رسالتش بهترين استفاده را از مسجد نمود. اين حقيقت آنگاه بيشتر ضرورتش احساس مي شود كه معصومين(ع) هميشه در شعارشان خط دهنده يك كانون وحدت در جامعه اسلامي به نام مسجد بوده اند. در سخنان پيشوايان دين، جملاتي قابل توجه نسبت به فضيلت حضور در مسجد مسلمانان ديگر مذاهب وجود دارد. چنين سخناني نشان مي دهد كه آن بزرگواران تا چه اندازه نسبت به اين امر اهتمام داشته اند.(7) با اين حال، چنانچه در مديريت و سياستهاي راهبردي مساجد اين ظرافتها را در نظر نگيريم، كار به جايي كشيده مي شود كه استعدادهايي نيازهاي معنوي خود را در ديگر اماكن همچون خانقاه ها و مراكز منحرف تربيت روح جستجو مي نمايند. مقوله اي كه متأسفانه امروزه به طرق مختلفي از سوي مروجان خاص خود تبليغ مي شود و افراد و اصناف مختلفي، به ويژه جوانان را در سراب خود سرگردان نموده است. چنانچه در آيه شريفه «من اظلم ممن منع مساجدا...» (8) تأمل شود، نتيجه اين مي شود كه هر كس به مسجد و مركز عبادت مسلمانان آسيبي رساند، ظالم عنوان مي گيرد.
چنين عنواني با واكاوي در نوع فعاليت برخي از افراد عينيت پيدا مي كند؛ افرادي كه با تنگ نظريهاي خاص و عدم پيگيري سياستهاي راهبردي مساجد، خواسته يا ناخواسته در تخريب روحي افراد مي كوشند. منع از مساجد تنها در تخريب فيزيكي و ظاهري بنيان مساجد خلاصه نمي شود، بلكه هر آن چيزي كه باعث تخريب روحيه مسلمانان (همه سطوح) در پيوند و ارتباطشان با مساجد شود، از مصاديق اين آيه شريفه است. بر اين اساس باز هم در راستاي اصالت مسجد بايد راههاي احياي همه جانبه مساجد را بشناسيم و بيش از پيش پذيراي خداجويان باشيم.
پي نوشت ها
1- رك: غلامعلي سخاوت/ مسجد و ياران مسجد در قرآن/ نشريه صراط 30/9/75
2- رك: سوره جن/18
3- رك: سفينة البحار 4/73
4- رك: وسايل الشيعه 3/483
5- رك: مقاله ضرورت ارزيابي مساجد/ نشريه مسجد 41
6- رك: جمهوري اسلامي/ شماره 5097
7- رك: محمد برفي/ نقش مساجد در وحدت اجتماعي مسلمانان/ نشريه بصاير/25
8- رك: سوره بقره/114
کریمی که جهان پاینده دارد تواند حجتی را زنده دارد
دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی