0

توجیه منطقه

 
ghezel
ghezel
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : بهمن 1388 
تعداد پست ها : 2068
محل سکونت : گلستان

شهید وحید آریایی
جمعه 27 اسفند 1389  12:16 AM

نیمه شب بود و صدای تیر اندازی از ا طراف مقر به گوش می رسید. با هماهنگی فرمانده،  بچه ها را داخل سنگر مستقر کردیم. کمی بعد من و سه نفر دیگر از برادران مامور شدیم که به اطراف مقر برویم و پس از شناسایی بر گردیم. تا یکی و سکوت بر همه جا حاکم بود و تنها صدای نفس هایمان را می شنیدیم. سکوت چنان بر همه جا مستولی شده بود که گویی در این دنیا هیچ کس وجود ندارد. به آرامی جلو رفتیم و هوشیارانه اطراف را زیر نظر داشتیم. ناگهان تعدادی از نیروهای دشمن را دیدیم و بی درنگ آن ها را به رگبار بستیم. چند نفر از آنها زخمی شد ند و بقیه که فکر می کردند،  تعداد ما خیلی زیاد است،  پا به فرار گذاشتند. با این که تعدادمان خیلی کم بود،  به یاری خدا آن ها را فراری دادیم.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها