پاسخ به:اخبار اجتماعی امروز
سه شنبه 24 اسفند 1389 3:09 PM
خبرگزاري فارس: متهم رديف دوم پرونده قتل دكتر سرابي گفت: من از نيت سجاد خبر نداشتم و قرار بود روز حادثه سجاد براي صحبت با دكتر سرابي و دريافت 100 ميليون تومان به مطب دكتر برود ولي هيچ حرفي از قتل نزد.

به گزارش خبرنگار حوادث فارس، جلسه محاكمه متهمان قتل دكتر سرابي، صبح امروز در شعبه 113 دادگاه كيفري استان تهران برگزار شد كه بعد از قرائت كيفرخواست توسط نماينده دادستان، اظهارات وكيل اوليايدم و دفاعيات متهم رديف اول، علي، متهم رديف دوم در جايگاه قرار گرفت و مدعي شد كه اتهامات خود را قبول ندارد.
متهم در خصوص آشنايي با سجاد گفت: از 7 سال قبل در تهران ساكن هستم. حدود 3 سال قبل بود كه به واسطه يك دوست مشترك با سجاد آشنا شدم. قبل از فوت مادر سجاد، يكبار به ملاقات او رفتم و سجاد هم فقط يكبار به خانه من آمد ولي من اسلحهاي همراه او نديدم. سجاد يك بار به من گفت به مطب بروم و نوبت بگيرم اما وقتي وارد مطب شدم، دكتر و منشي او در حال صحبت كردن بودند كه به سرعت از آنجا خارج شدم.
وي افزود: بعد از فوت مادر سجاد، او يكبار به خانه من آمد ولي قبل از اينكه به خانه بيايد با من صحبت كرد اما به من نگفت مادرش فوت كرده است؛ وقتي رسيد موضوع را به من گفت.
كتهم ادامه داد: بعد از حادثه هم وقتي او را به ميدان آزادي رساندم، اسلحه را ديدم كه به من گفت با دكتر درگير شده است اما باور نكردم كه مرتكب قتل شده باشد.
علي ادامه داد: من هيچ اطلاعي از سرقت پلاك و تغيير شمارههاي آن توسط سجاد نداشتم، چرا كه او بعد از خريد موتور، آن را به خانه من نياورد و به يك پاركينگ برد و از آنجا به شرستان رفت. چند روز بعد (روز حادثه) به تهران برگشت و از من خواست به پاركينگ بروم. او به من گفت دوست دارد با موتور چرخي در تهران بزند.
وي گفت: من به او گفتم با يك موتور برويم اما او گفت هر دو موتور را ببريم. ميدان هفتحوض بوديم كه خواستم از او جدا شوم ولي او از من خواست بمانم تا او به سرويس بهداشتي كه آنجا بود برود. خيلي طول كشيد وقتي برگشت من از او جدا شدم. به سمت خانه ميرفتم كه او پيامك زد و به من گفت به دنبالش بروم. وقتي رسيدم گفت پليس موتورش را توقيف كرده است. به او پيشنهاد دادم كه برويم تا موتور را تحويل بگيريم اما قبول نكرد.
متهم رديف دوم پرونده قتل دكتر سرابي در ادامه اظهاراتش گفت: وقتي به ميدان آزادي رسيديم، دوباره به خانه برگشتيم تا ساك سجاد را به او بدهم و او براي مراسم چهلمين روز فوت مادرش به شهرستان رفت. ميدان آزادي بود كه اسلحه را نشان داد و گفت با دكتر سرابي درگير شده است.
بعد از اظهارات علي، وكيل مدافع سجاد در جايگاه قرار گرفت و با بيان اينكه موكلش واقعيت را بيان نكرده است، گفت: هيچ دفاعي ندارم چراكه در گفتار موكلم هيچ صداقتي نديدم.
وكيل علي هم در جايگاه قرار گرفت و در دفاع از موكلش گفت: دكتر سرابي با توجه به جدي بودن تهديد از سوي سجاد، به او گفته بود حاضر است مبلغ 100 ميليون تومان به او بدهد تا سجاد از او شكايت نكند. دكتر همچنين يكي از دوستان خود در نيرويانتظامي را به مدت 15 روز براي حفاظت از خود به خدمت گرفته بود.
وكيل مدافع متهم رديف دوم اين پرونده ادامه داد: موكل من در جريان اقدامات سجاد نبوده است و اين ادعا كه منزل وي پايگاهي براي عملي كردن نيت سجاد بوده، اشتباه است. سجاد به خاطر سابقه دوستي با علي، چند بار به خانه او آمده است. علي حتي وقتي در بيمارستان پدر سجاد تهديد به قتل و شكايت از دكتر سرابي كرده بود، او را به آرامش دعوت كرده است.
وي درباره اتهام موكلش در خصوص فراري دادن قاتل گفت: چون موكل من از نيت قاتل باخبر نبوده است، او را همراهي كرده و تقاضاي برائت او را دارم.
بعد از اظهارات وكلاي مدافع متهمان، سجاد دوباره در جايگاه قرار گرفت و در بيان آخرين دفاعيات خود گفت: پدرم گفته بود اگر قرار شد كه دستگير شوي، هر موقعيتي كه به دست آوردي خودت را بكش. من هم قصد داشتم خودم را بكشم. هيچ علاقهاي به زندگي توآم با سرافكندگي ندارم و نميخواهم درخواست بخشش كنم.
علي هم در جايگاه قرار گرفت و گفت: من از نيت سجاد خبر نداشتم و قرار بود روز حادثه سجاد براي صحبت با دكتر سرابي و دريافت 100 ميليون تومان به مطب دكتر برود ولي هيچ حرفي از قتل نزد.
بعد از اظهارات متهمان، قاضي همتيار ختم جلسه را اعلام و صدور حكم را به بعد از مشورت با مستشاران دادگاه موكول كرد.
انتهاي پيام/