0

خاطرات شهدا

 
paandraa
paandraa
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 1256
محل سکونت : خوزستان

عنوان : حساب پس انداز
دوشنبه 23 اسفند 1389  10:46 AM


حساب پس انداز برايش بازكردم. دو سال گذشت. يك روز به بانك رفت. موقع برگشتن از بانك در حالي كه دفترچه ي پس انداز در دستش بود، وارد خانه شد و گفت: «يادته دو سال پيش در بانك برام پول گذاشتي؟»
- آره، چه طور مگه؟
- حسابم رو بستم.
- چرا؟
- چهارده تومان به اين مبلغ اضافه شده بود. از كارمند بانك پرسيدم اين مقدار اضـافه چـيه؟ گفت سود پولته! به او گفتم دوست ندارم پولي كه به خاطرش زحمت نكشيدم و عرق نريختم، وارد زندگيم بشه.
پدر شهيد

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها