0

اخبار امروز استانها

 
amirpetrucci0261
amirpetrucci0261
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : تیر 1388 
تعداد پست ها : 27726
محل سکونت : http://zoomstar.ir/

پاسخ به:اخبار امروز استانها
یک شنبه 22 اسفند 1389  4:15 PM

نسخه چاپي ارسال به دوستان
فارس گزارش مي‌دهد؛
آذربايجان غربي رنگين كمان آداب نوروزي

خبرگزاري فارس: هر يك از شهرهاي ايران آيين‌هاي باستاني نوروزي را به رسم و پيشينه گذشته و امروز بزرگ مي‌دارند، اما اين آداب و سنن در آذربايجان غربي به عنوان رنگين كمان اقوام و اديان ايراني در يك مجموعه گرد هم آمده و رنگ و بوي ديگري دارد.

به گزارش خبرگزاري فارس از اروميه، شكل‌گيري تمدن‌هاي آشور، اورارتو، مانا، ماد و پارس در قبل از اسلام و ظهور سلسله‌ها و حكومت‌هاي محلي در اين بخش از ايران بزرگ به همراه حضور اقليت‌هاي ديني متعدد ترك، كرد، ارمني و آشوري به همراه هم مرزي با سه كشور خارجي سبب شده تا استان آذربايجان غربي بزرگ‌ترين مركز تعامل فرهنگي در غرب كشور باشد.
در اين ميان تمام آداب و رسوم ايراني به ويژه عيد باستاني نوروز در دل اين تعاملات فرهنگي دچار فراز و نشيب شده و امروز مردم اين ديار آيين نوروز را با رسوم خاصي برگزار مي‌كنند.
مردم آذربايجان غربي نيز به رسم ديرين از نخستين روزهاي ماه اسفند ماه به استقبال نوروز مي‌روند و مطابق سنت‌هاي كهن و قديمي مردم آذربايجان غربي هفته اول اسفند ماه را چيله قووان يعني هفته‌اي كه چله زمستان را فراري مي‌دهد يا يالانچي چارشنبه (چهارشنبه دروغين) مي‌ناميدند و با آيين‌هايي اتمام فصل زمستان را جشن مي‌گرفتند.
از جمله اين آيين‌ها تكم‌خواني است، تكم‌خواني آييني است كه همواره در خطه آذربايجان به عنوان سنتي ماندگار و منحصر به فرد در زمينه عيد باستاني نوروز در اين گوشه از ايران زمين مورد توجه مردم بوده و با روش مخصوص خود در بين دو چهارشنبه آخر سال توسط تكم‌گردان‌ها به اجرا در مي‌آيد.
وقتي صداي تكم‌چي‌ها با زبان شيرين و آهنگين در شهر و روستا مي‌پيچيد به مردم نويد آمدن بهار را مي‌دهد. تكم يك عروسك چوبي سنتي است. واژه تكم از دو بخش تكه و م تشكيل شده است. تكه در زبان تركي به معني بز نر قوي هيكل كه هميشه در راس گله حركت مي‌كند و گله را به چراگاه و محل‌هاي معين هدايت مي‌كند و م ضمير ملكي دوم شخص مفرد است و تكم در واقع به معني بز نر من است.
به كسي كه تكم را مي‌رقصاند تكمچي مي‌گويند كه اشعار مخصوص تكم را با آهنگي خاص مي‌خواند.
آيين تكم‌خواني كه از جامعه روستايي و كشاورزي خطه آذربايجان سرچشمه گرفته با پيشرفت علم و تكنولوژي، صنعتي شدن و گسترش شهرنشيني و در نهايت به علت فراهم نبودن بستر ارائه آن عقب‌نشيني كرده و در حال فراموشي است.
آيين تكم‌گرداني با ارزش‌گذاري مجدد، بازشناسي و كاربردي كردن آن قابل احيا و گسترش است، ولي لازمه اين امر آن است كه متصديان امر فرهنگ احياي آن را براي خود وظيفه دانسته و فقط در روزهاي نوروز به فكر احيا و استفاده از اين آيين نيفتند.

* اشعار تكم‌خواني:
مهم‌ترين بخش آيين تكم‌گرداني خواندن اشعار آن است. نمايش‌هاي آييني ساختار نمايشي محكمي ندارند و ساختار نمايشي آنها بسيار ساده، صميمي و روان بوده و بيشتر بيانگر مفاهيم انساني عصر خودشان است. اين نمايش‌ها به احتمال زياد ادامه همان سرودهاي ايران باستان هستند كه مربوط به دوره هخامنشيان و قبل از آن است كه به مرور زمان با تغيير شكل به ما رسيده است.
اشعار تكم‌خواني از نظر ساختاري جزو ترانه‌هاي عاميانه محسوب مي‌شود. اوزان و هارموني آن با توجه به نياز و مقتضيات زمان جابه‌جا و عوض مي‌شود و هر تكمچي يا تكم‌گردان با آزادي كامل اشعار اين آيين را عوض كند.
در اشعار تكم‌خواني گاهي اشعار مذهبي نيز به چشم مي‌خورد. اين اشعار بر اساس مستندات موجود از زمان صفويه كه بنيانگذار شعيه در ايران هستند وارد اين آيين شده و اغلب در سال‌هايي كه ايام نوروز با مناسبت‌هاي مذهبي همزمان مي‌شود از اين اشعار مذهبي استفاده مي‌شود.
تكم‌گردان‌ها اين گونه آواز سر مي‌دهند:
بو تكه اويون ائدر
قوردونان قول بويون ائدر
يئغار ايرانئن دويوسون
چه پيشينين تويون ائدر
ترجمه: / اين بز نر بازي مي‌كند / با گرگ همراهي ميكند / و دست برگردن او مي‌اندازد / محصول برنج كل
ايران را جمع‌آوري مي‌كند / و براي بزغاله‌اش جشن عروسي به پا مي‌كند/

****
بو تكه آختاتكه
بويونوندا وار نوختا تكه
گاه قول اولار ساتئلار
گاهدا چئخار تاختاتكه
ترجمه: / اين بز نر، بز نر اخته است/ طنابي بر گردنش بسته شده است/ گاه غلام و برده مي‌شود و به فروش مي‌رسد/ و گاه پادشاه مي‌شود و بر تخت سلطنت تكيه مي‌دهد/
* زمان اجراي آيين تكم‌خواني:
تكم آييني است كه چند روز مانده به چهارشنبه سوري اجرا مي‌شود. بر اساس رسمي ديرين در خطه آذربايجان در اسفند ماه هر هفته جشني براي استقبال از بهار بر پا مي‌شود و معمولاً مردم اين جشن‌ها را از نخستين چهارشنبه اسفند معروف به يالانچي چرشنبه (چهارشنبه دروغكي) آغاز مي‌كنند.
دومين چهارشنبه كه به خبرچي است، سومين چهارشنبه نيز كول چرشنبه (چهارشنبه خاكستري) و چهارمين چهارشنبه نيز گول چرشنبه (چهارشنبه گل) گفته مي‌شود.
تكمچي‌ها و تكم‌گردانان در بين دو چهارشنبه آخر يعني كول چرشنبه و گول چرشنبه مي‌آيند و اشعارشان را خوانده و مژدگاني آمدن عيد و فرا رسيدن نوروز را مي‌گيرند.

* هفت سين و سبزه نوروزي
يكي ديگر از آيين‌هاي نوروزي كه پيشينه بسيار كهن داشته و تا به امروز نيز به حيات خود ادامه داده، گسترش سفره هفت‌سين است. گستردن سفره هفت‌سين در ميان مردم آذربايجان غربي به ويژه در روستاها آن طور كه امروز رواج يافته، معمول نبوده و تنها به باز كردن سفره عيد اكتفا مي‌شده است.
از ديگر سوم درست كردن سبزه عيد نوروز است كه كدبانوان شهري و روستايي آذربايجان از چند روز مانده به پايان سال دانه‌هاي گندم، عدس و... را در ظرفي خيس مي‌كنند و روي آن پارچه نازكي مي‌كشند و هر از گاه روي آن آب مي‌پاشند تا دانه‌ها اندك اندك جوانه زنند و سبز شوند. برخي از زنان با سليقه نيز اين كار را با بذر بر روي كوزه‌هاي سفالي انجام مي‌دهند كه پس از چند روز با جوانه زدن و ريشه دواندن سبزه‌ها، كوزه شكل سبز و زيبايي به خود مي‌گيرد.
در گذشته خانواده‌هاي آذربايجاني سفره سفيد پارچه‌اي به نام بايرام سوفراسي سفره عيد يا يميش سوفراسي سفره خوراكي را در اتاق مهمان پهن مي‌كردند و هر مهماني كه از راه مي‌رسيد پاي آن مي‌نشست و صاحبخانه از آنها پذيرايي مي‌كرد. اين سفره در واقع هم سفره پذيرايي بود و هم سفره هفت سين، اما به شكل محلي و قديمي كه بسان امروز از تشريفات مواد آن خبري نبود.
زنان با سليقه سفره عيد را كه پارچه‌اي چهارگوش مربع يا مستطيل بود با استفاده از نخ‌هاي رنگين، گل بوته‌هايي در چهار گوشه آن سوزن‌دوزي مي‌كردند و ملزومات سفره را به شكل زيبايي روي آن مي‌چيدند و پاي همين سفره از مهمانان پذيرايي مي‌كردند.
معمولاً در اين گونه مجالس بزرگ‌ترها در بالا و صدر مجلس و كودكان در پايين سفره مي‌نشستند و مقابل هر دو نفر هم يك بشقاب گذاشته مي‌شد. معمولاً در سفره‌هاي عيد قديمي و سنتي تنقلاتي مانند نخود، كشمش، مغز بادام و گردو، شيريني‌هاي رنگين، شيريني نعناعي، سنجد، پاداخ يا چسفيل، خرما، انجير، انار، سيب، قيزيل ئوزوم انگور سرخ، ترشي خربزه يا ترشي انگور، شيريني كوكه، حلواي خانگي و همچنين موادي مانند: سجوق، سماق، سير، سكه، لپه، برنج، بلغور و سبزه را به عنوان سفره هفت‌سين در كنار اقلام ياد شده بالا مي‌گذاشتند سبزه را معمولاً از پخله باقلا يا گندم و در برخي خانواده از سنب و... تهيه مي‌كردند.
زناني كه با سليقه بودند بر روي سبزه چند دانه ذرت بو داده هم مي‌ريختند تا شبيه شكوفه باشد و فرا رسيدن بهار و جريان زندگي را نشان دهد يا كمي نشاسته را در آب حل كرده و به شكل نقطه نقطه روي برگ‌هاي باقلا مي‌زدند، پس از خشك شدن روي آنها را با رنگ سرخاب تزيين مي‌كردند.
در ايام گذشته معمولاً سفره عيد خانواده‌ها تا روز سيزدهم به همان شكل گسترده مي‌ماند و در اين روز است كه سفره برچيده شده و سبزه آن توسط مسافران سيزده به در به دست آب روان سپرده مي‌شود چرا كه در باور مردم، ماندن سبزه در اين روز شگون نداشته و چه بسا رها كردن سبزه نوروزي در آب جاري به منزله جريان زندگي و حيات دوباره جانداران باشد.

* زيارت اهل قبور در آذربايجان
برگزاري اعياد ملي و مذهبي در ميان آذربايجاني‌ها اغلب با ديد و بازديد و زيارت اهل قبور بوده و شادي‌هاي اين روز را همراه با قرائت فاتحه و احسان كردن به اموات خويش تقسيم مي‌كنند از اين رو طبق رسم معمول روز قبل از عيد اعم از اعياد مذهبي مانندك عيد فطر و قربان يا اعياد ملي در آخرين پنجشنبه سال بايد به زيارت اهل قبور رفت و براي آمرزش گناهان آنها فاتحه‌اي خواند چرا كه ارواح مردگان هميشه در چنين ايامي چشم به راه بوده و طالب احسان و دعاهايي مغفرت‌آميز از سوي بازماندگان هستند.
در اعتقادات مسلمانان آذربايجان غربي آخرين روز از سال را عارافات آخشامه مي‌گويند و چنان كه اشاره شد بايد به زيارت اهل قبور رفت و براي اموات خود فاتحه خواند، از اين رو زنان و مردان معمولاً بعد از ظهر روز عرفه به اتفاق بر سر قبور اموات خود حاضر شده، سنگ قبرها را مي‌شويند و گلاب مي‌پاشند و در شهرها برخي نيز سبزه نوروزي، چند شاخه گل رز يا گلايول و... روي قبر مي‌گذارند، سوره جمعه و فاتحه قرائت كرده و در آخر علاوه بر طلب آمرزش گناهان براي مردگان، مقداري نقل، حلوا، خرما و نانهاي محلي مانند كوكه احسان مي‌كنند.

* تحويل سال و ديد و بازديد
با نزديك شدن به زمان تحويل سال، طبق سفارش اسلام مومنان غسل مستحبي كرده و خود را براي سال نو تطهير مي‌كنند. بزرگ خانواده به اتفاق اهل و عيال بر سر سفره عيد مي‌نشينند و سوره‌هايي چند از قرآن مجيد را تلاوت مي‌كنند و برخي نيز در روستاها در مساجد جمع مي‌شوند و دعاي چهل ياسين را مي‌خوانند و بر تنگ ماهي فوت مي‌كنند بر اين باور كه هر موقع ماهي سرخ داخل تنگ، وارونه شود نشان تحويل سال است.
اين باور نيز در ميان ساكنان شهرهاي استان به ويژه پيرمردان و گيس سفيدان نيز از عموميت بيشتري برخوردار است كه در لحظه تحويل درختان بيد، سر تعظيم فرود مي‌آورند و آب‌ها بند آمده و از حركت باز مي‌ايستند، هر كس در اين لحظه متوجه اتفاق فوق شود هر نيت و آرزويي بكند بي‌شك دعاي او نزد خداوند مستجاب خواهد شد.

* سيزده بدر در منطقه آذربايجان
طليعه نوروز از رسوم قديمي ايرانيان است كه مجموعه شادي‌هاي آن با آيين مذهبي و آداب ديني آغاز و با شادي در 13 فررودين با ذهنيتي چون طبيعت‌گردي، پي بردن به عظمت خداوند و تفكر در خلقت دوباره نباتات و... نيز پايان مي‌پذيرد.
آيين بيرون رفتن از منزل و ساعاتي را دل به سبزه‌ها سپردن در روز 13 فروردين از رسوم قديمي ايرانيان است كه با وجود رسوخ آن در برخي فرهنگ‌ها طي سال‌هاي اخير باورها و عقايد مختلفي هم در شكل‌گيري اين روز نقش داشته است.
در هر حال با فرا رسيدن روز دوازدهم كه ديد و بازديدهاي نوروزي هم به پايان مي‌رسد خانواده خود را براي مراسم روز سيزده بدر و آشنايي با خلقت خداوند و پي بردن به عظمت او و طبيعت‌گردي آماده مي‌كنند.
اهالي شهرهاي ماكو، خوي، سلماس و اروميه و ديگر نقاط استان آذربايجان غربي براي از بين بردن نحوست اين روز با اهل و عيال خانواده به دامن دشت، كوه و صحرا مي‌روند و دل به طبيعت مي‌سپارند، اشتياق رفتن به صحرا در اين روز چنان است كه كوي و برزن در شهرها و روستاها از ساكنان خالي مي‌شود و در مقابل ازدحام جمعيت در اطراف كوه دشت و دمن و كنار نهرها و رودخانه‌ها چهره ديگر مي‌نمايد چهره‌اي حاكي از شادي و سرور.
در نهايت با نزديك شدن به غروب در نقاط مختلف آذربايجان اعم از شهرها و روستاهاي ترك زبان يا كرد زبان دختران دم بخت تعدادي از ساقه‌هاي سبزه‌هايي را كه از منزل آورده‌اند به هم گره مي‌زنند يا با قيچي سر آنها را قيچي و تك و جفت مي‌آيند تا ببينند بختشان در سال نو باز مي‌شود يا نه.
اغلب مردم طبق رسم معمول براي از بين بردن نحوست اين روز و پايان بخشيد به مراسم سيزده بدر و عيد سبزه‌هايي كه از قبل سبز كرده‌اند در آب رودخانه‌ها و نهرها روان مي‌سازند و بر روي همديگر آب مي‌پاشند همچنين در نقاطي مانند سردشت، مهاباد و بوكان دختران و پسران جوان براي گشايش بخت خود و برآورد شدن نيات و آروزهاي خود تعداد هفت يا سيزده عدد سنگ ريزه به پشت سر خود انداخته و دعا مي‌كنند كه خود و خانواده‌شان از قضا و قدر الهي در سال جديد به دور باشند.
در آخر بايد گفت، چله‌نشيني، روشن كردن آتش، آجيل‌خوري، نوروزي‌خواني و شعر و آوازهاي آذري نوروزي، سنت‌هاي زيبا و شيرين مردمان آذري زبان دوران گذشته بود كه امروزه با گذشت ايام به خاطره‌ها پيوسته و كم كم بايد آنها را در تاريخ جست.
مردمان اين خطه از ايران زمين با آغاز زمستان به پيشواز بهار رفته و با برگزاري مراسم مختلف، سختي و بي‌رونقي زمستان را كاسته و در انتظار بهاران شب‌هاي زمستاني را با دور همنشيني‌ها شيرين مي‌كردند. مراسم نوروزي كه از دير باز فرصت و بهانه‌اي براي جمع شدن خانواده‌ها در كنار يكديگر بود اينك با كمرنگ شدن مراسم‌هاي نوروزي برگزاري اين آيين تنها به ديد و بازديدهاي اجباري محدود شده است. سنت‌ها از ياد رفته‌اند و اين در حالي است كه مراسم نوروزي ديگر آن رنگ و بو و صفا را ندارد.
سنت‌هايي كه سبب پيوند نسل و استحكام خانواده‌ها بود به تاريخ پيوسته و تنها نسل گذشته‌اند كه با ورق زدن خاطرات گذشته از آن روايت مي‌كنند.
سنت‌هاي زيبايي كه سبب پيوند خانواده‌ها با يكديگر بود، با گذشت زمان به مرور به تاريخ مي‌پيوندند و شايد پس از اين براي به خاطر آوردن آنها تنها با ورق زدن دفتر خاطرات پدرانمان بتوانيم زنده‌شان كنيم.
اين در حالي است كه نه تنها بايد در حفظ اين آيين كوشيد بلكه در احياي آنها نيز با همكاري مسئولان فرهنگي و برنامه‌هاي پيش‌بيني شده از سوي صدا و سيما همت كرد.
انتهاي پيام/ن10/ح

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها