خير كثير
شنبه 21 اسفند 1389 6:11 AM
|
|
| ويژگي هاي برتر حضرت فاطمه (عليها سلام) چيست و زندگي آن حضرت چگونه بود؟ سراسر زندگي حضرت زهرا ((عليهاسلام)) مملو از درس هايي است كه توجه و عمل به آنها، ما را در ساختن يك زندگي موفق ، كمك خواهد نمود. در ادامه؛ با گوشههايي از اين زندگي نوراني ، آشنا خواهيم شد. حضرت زهرا ((عليهاسلام))، از همان كودكي، شريك مشكلات و ناهمواريهاي زندگي پدر بزرگوار خود بود. روزي كه بني هاشم در محاصره ي اقتصادي بودند و هر نوع داد و ستد با اين گروه ممنوع اعلام شد، پيامبـر (صلي الله عليه وآله) ناچـار شد با هشتاد نفر از نزديكان و گرويدگـان به وي، در درّه اي بـه نام « شعب ابي طالب» به سر ببرد. در آن هنگام، دخت گرامي او سه ساله بود؛ زيرا او در سال پنجم بعثت ديده به جهان گشود و محاصره ي اقتصادي، در سال هفتم بعثت آغاز شد و سه سال نيز به طول انجاميد. آن كودك به ظاهر خردسال، مانند ديگر زندانيان و محصوران در شعب، سه سال تمام با محروميت و گرسنگي دست به گريبان بود؛ زيرا غذايي كه به آنان به صورت غيررسمي ميرسيد آنان را حتي نيم سير نيز نميكرد و همين زندگي مشقت بار، روح استقامت و پشتكار را درآن كودك، پديد آورد. روشن است كه زندگي در مشقت و رنج، انسان را مانند فولاد آبديده ، مقاوم مي سازد ؛ بر خلاف زندگي در ناز و نعمت كه نتيجهاي جزشكست پذيري ندارد. دختر گرامي رسول خدا علاوه بر سختيهاي شعب ابي طالب، با رنج ها و دردهاي ديگري نيز رو به رو شد. هنوز پنج بهار از عمر او نگذشته بود كه مادر گرامي خود، حضرت خديجه را از دست داد. مادري كه براي دختر خود دژ محكمي بود و براي شوهر خود نيز زن باوفا و فداكاري بود. ممكن است اين نوع سختي ها، در ظاهر، بلا و گرفتاري شمرده شود. اما از ديده ي عرفاني، نوعي رحمت به شمار آيد. اي كاش گرفتاري ظاهري او تنها مرگ مادرش بود؛ ولي چند روزي از مصيبت مادر نگذشته بود كه عموي پدربزرگوار خود ابوطالب را نيز از دست داد و مصيبتي بر مصيبت هاي او افزوده شد. رسول گرامي (صلي الله عليه و آله) در سال سيزدم بعثت مكه را به قصد اقامت در مدينه ترك كرد و هنگام ترك مكه، به علي (عليه السلام) دستور داد كه پس از وي ، «فواطم» را همراه خود به مدينه بياورد ويكي از آن فواطم، فاطمه ، دختر گرامي پيامبر (صلي الله عليه و آله) بود. فاطمه (عليهاسلام) همراه دو فاطمه ديگر – فاطمه بنت اسد ، مادر حضرت علي (عليه السلام) و فاطمه بن زبير – مكه را به قصد مدينه ترك كردند و بار ديگر، دختر پيامبر در كنار پدر قرار گرفت و در رنج و غم او شركت جست ؛ هم چنان كه در مكه نيز شريك غم او بود. مورخان مي نويسند: پيامبر در مسجدالحرام در حال سجده بود كه يكي از مشركان، شكمبه ي شتري را بر پشت وي افكند و لباسش را آلوده ساخت. دختر گرامي پيامبر كه در گوشه ي مسجد نشسته بود، دوان دوان به كمك پدر شتافت و با آبي كه همراه داشت، آلودگي را از جامه ي او پاك كرد. حضرت فاطمه (عليهاسلام) پيوسته در كنار پدر و انقلاب آسماني او قرار داشت و پدر را تأييد و او را كمك ميكرد و هرگز راحت طلبي را بر هدف، مقدم نميداشت. اين موضوع، نه تنها در محيط مكه بود. بلكه در جنگ اُحد كه در مدينه رخ داد نيز چنين كاري را انجام داد و با آوردن آبي، چهره ي پدر را شست و شو داد و او را نوازش كرد. خواستگاري علي (عليه السلام) از زهرا (عليهاسلام) و جهيزيهاي كه او همراه خود به خانه ي بخت برد، همگي از نكات آموزنده ي زندگي اوست. او به دنبال يك انسان كامل بود كه با روح و روان او همسو باشد؛ نه به دنبال انسان ثروتمندي كه از نظر روحي كاملاً با او بيگانه باشد. وقتي عبدالرحمان بن عوف و امثال او از زهرا (عليهاسلام) خواستگاري به عمل آوردند، دخت گرامي پيامبر به هيچ يك پاسخ مثبت نگفت؛ زيرا او همسري با ايمان و با تقوا مي خواست. همسر بودن زهرا نسبت به علي (عليه السلام) ، مانع از آن نبود كه پيوسته با او مؤدبانه سخن بگويد . او يك بار هم در طول زندگي ، همسر را به نام فرزند ابوطالب صدا نكرد؛ بلكه صداي او پيوسته با ادب و آهنگ مناسب بود؛ به گونهاي كه به كانون زندگي، حرارت و گرمي ميبخشيد. فقط يك بار كه حق وي را غصب كردند و علي (عليه السلام) خانه نشين شده بود، او را فرزند ابوطالب خواند و گفت: چرا در خانه نشستهاي و مانند كودكي در رحم، زانوهاي غم را در آغوش گرفتهاي؟ دخت گرامي پيامبر از علوم و آگاهيهاي پدر، بهره مي گرفت . او نه تنها كارهاي خانه را به انجام ميداد، بلكه هنگامي كه پدر بزرگوارش وارد خانه مي شد، از او مسايلي ميآموخت و همگي را در صحيفهاي ضبط ميكرد كه بعدها به نام «مصحف زهرا» معروف شد و اين صحيفه، در نزد امامان موجود بود كه به آن مراجعه ميكردند و جريان هايي را پيش گويي ميكردند. در كنار كارِ خانه و آموزش هاي علمي و فكري، عبادت زهرا (عليهاسلام) مورد توجه پيامبر (صلي الله عليه و آله) بود. او بسان حضرت مريم (عليهاسلام) در محراب عبادت مي ايستاد و نور عبادت او، خانه را روشن ميساخت. فصاحت و بلاغت حضرت زهرا (عليهاسلام) از خطبه ي يادگاري او آشكار است؛ خطبهاي كه مهاجر و انصار را متأثر كرد؛ تاريخ زندگي عرب را تشريح كرد و خدمات پدرش را در بالا بردن تمدن آنان، به رخ آنان كشيد؛ سپس از عمل كرد آنان پس از درگذشت پيامبر، سخت مورد انتقاد قرار داد. فاطمه زهرا (عليهاسلام) ، دختر بزرگوار پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) ، از شخصيت هاي بزرگ تاريخ بشريت و از همه ي زنان، برتر و بالاتر است. پيامبر (صلي الله عليه و آله) فرمود: بهترين زنان عالم چهار نفرند: مريم (عليهاسلام) ، فاطمه (عليهاسلام)، خديجه و آسيه.1 در عظمت فاطمه (عليهاسلام)، همين كافي است كه پدري چون پيامبر (صلي الله عليه و آله) و مادري چون خديجه (عليهاسلام) و شوهري چون اميرمؤمنان (عليه السلام) فرزنداني چون امام حسن (عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام) و زينب كبري (عليهاسلام) دارد. پيامبر (صلي الله عليه وآله) خطاب به دختري فرمود: خدا به واسطه ي غضب تو، غضب مي كند و به واسطه ي خشنودي تو، خشنود ميگردد.2 عايشه ميگويد : بعد از رسول خدا (صلي الله عليه و آله) كسي را راست گوتر از فاطمه (عليهاسلام) نديدم 3 و امام باقر (عليه السلام) مي فرمايد: به خدا سوگند! خدا فاطمه (عليهاسلام) را به وسيله ي علم از فساد و بدي ها بازداشت. 4 پيامبر (صلي الله عليه و آله) فرمود: فاطمه پارة تن من است ؛ اذيت او ؛ اذيت من و خشنودي او ؛ خشنودي من است .5 امام صادق (عليه السلام) فرمود: فاطمه را از اين جهت فاطمه ناميدهاند كه مردم قدرت ندارند حقيقت او را كشف كنند.6 علم ودانش فاطمه (عليهاسلام) عمار ياسر مي گويد: روزي علي (عليه السلام) وارد منزل شد. فاطمه (عليهاسلام) فرمود: يا علي! نزديك بيا تا از حوادث گذشته و آينده برايت سخن بگويم. علي (عليه السلام) از سخن فاطمه عليهاالسلام در شگفت شد و نزد پيامبر صلي الله عليه وآله رفت . پيامبر فرمود: يا علي! گويا فاطمه (عليهاسلام) به شما چنين فرمود و به همين جهت، نزد من آمدي؟ حضرت عرض كرد: يا رسول الله! مگر نور فاطمه (عليهاسلام) هم از سنخ نور ماست؟ فرمود: مگر نمي دانستي؟ اميرمؤمنان (عليه السلام) با شنيدن اين سخن، سجده شكر كرد و ستايش خدا را به جاي آورد.ايمان و عبادت فاطمه (عليهاسلام) پيامبر (صلي الله عليه و آله) درباره فاطمه (عليهاسلام) فرمود: ايمان به خدا چنان در اعماق دل و باطن روح زهرا (عليهاسلام) نفوذ كرده كه براي عبادت خدا، خود را از همه چيز فارغ مي سازد.7امام حسن (عليه السلام) مي فرمايد: مادرم زهرا (عليهاسلام) را د ر شب جمعه ديدم كه تا صبح مشغول عبادت و در حال ركوع و سجود بود . تا صبح شد او يكي يكي مؤمنان را نام مي برد و دعا مي كرد؛ اما براي خودش دعا نكرد. گفتم: مادر جان! چرا براي خودت دعا نميكني؟ فرمود: فرزندم! اول همسايه، بعد خود.8 امام حسن (عليه السلام) مي گفت: فاطمه (عليهاسلام) عابدترين مردم در عبادت حق تعالي بود. او آن قدر روي پاهايش مي ايستاد كه پاهاي مباركش ورم مي كرد.9 احترام و محبت پيامبر (صلي الله عليه و آله) نبست به فاطمه (عليهاسلام) عايشه مي گويد: فاطمه (عليهاسلام) در سخن گفتن، شبيه ترين مردم به رسول خدا بود. وقتي بر پيامبر وارد ميشد، آن حضرت بلند ميشد و دست دخترش را ميبوسيد و در جاي خودش مينشانيد. در روايت آمده است كه پيامبر (صلي الله عليه و آله) تا صورت فاطمه (عليهاسلام) را نميبوسيد ، به خواب نميرفت.10از عايشه پرسيدند كه محبوب ترين مردم نزد رسول خدا (صلي الله عليه و آله) كه بود؟ گفت: فاطمه (عليهاسلام) ، پرسيدند كه محبوب ترين مردان نزد او چه كسي بود؟گفت: شوهرش علي عليه سلام.11 پيامبر (صلي الله عليه و آله) وقتي مي خواست به سفر برود ، آخرين وداعش با فاطمه (عليهاسلام) بود و در بازگشت، اول به ملاقات فاطمه (عليهاسلام) ميشتافت.12 زندگي سخت زهد و ساده زيستي فاطمه (عليهاسلام) روزي پيامبر (صلي الله عليه و آله) از فاطمه (عليهاسلام)، عيادت كرد و احوالش را پرسيد. عرض كرد، پدرجان! مريض هستم و بدتر اين كه چيزي نداريم بخوريم فرمود: آيا برايت كافي نيست كه بزرگ زنان جهان باشي.امام صادق عليه سلام مي فرمايد: روزي فاطمه (عليهاسلام) خدمت رسول خدا (صلي الله عليه و آله) عرض كرد: علي (عليه السلام) هر چه دارد، بين فقرا تقسيم مي كد، فرمود: فاطمه جان! مبادا برادر و پسرعمويم را ناراحت كني؛ زيرا غضب علي (عليه السلام) ، غضب من و غضب من، غضب خداست.13 روزي فاطمه (عليهاسلام) بر پيامبر (صلي الله عليه و آله) وارد شد. وقتي چشم آن حضرت به صورت دخترش افتاد كه از شدت گرسنگي زرد شده بود و آثاري از خون در آن ديده نميشد. او را نزد خويش خواند و دست مباركش را بر سينه او گذاشت و چنين دعا كرد: اي خدايي كه گرسنهها را سير ميكني و درماندگان را بالا مي بري، فاطمه (عليهاسلام) دختر محمد (صلي الله عليه و آله) را گرسنه مدار. به بركت دعاي پيامبر، زردي صورت فاطمه (عليهاسلام) برطرف شد و آثار خون در آن هويدا گشت. عصمت زهرا (عليهاسلام) به عقيده ي شيعه، علاوه بر پيامبران عليهم السلام و امامان عليهم السلام، حضرت زهرا (عليهاسلام) نيز از معصومان است و به دليل ارتباط و اتصالي كه آن حضرت با عالم ملكوت و عالم غيب دارد، از گناه، نافرماني، خطا و اشتباه محفوظ است. بهترين دليل بر عصمت آن حضرت، آيه تطهير ( آيه 34 سوره احزاب) است دكه در آن آمده است: « همانا خداوند ميخواهد ناپاكي و آلودگي را از شما اهل بيت برطرف سازد و كاملاً پاكيزه و طاهرتان گرداند». احاديث زيادي از اهل سنت و شيعه دلالت دارد كه اين آيه، در مورد پيامبر (صلي الله عليه و آله) ، علي، فاطمه، حسن و حسين عليهم السلام نازل شده است.فاطمه (عليهاسلام) دردفاع از حق و ولايت علي (عليه السلام) انحراف امت، با رهبري عدهاي فرصت طلب و منافق، چنان سينه زهراي مرضيه (عليهاسلام) را تنگ كرد كه وي با سخنراني ها و روشن گريها و رفتن به خانه ي انصار و مهاجران، ابعاد اين بدعت خطرناك را بيان كرده، حجت را بر مردم تمام كرد. گريه هاي شبانه روزي او تا حدي بيان گر عمق اين فاجعه است. او در دفاع از حق شوهر مظلومش – كه مظهر عدالت و مجاهدت در راه خدا و ايثار و جانبازي در راه دين خدا بود – تا آن جا پيش رفت كه جان پاك خود را در اين راه فدا كرد و خانه اش – كه باصفاترين و بي رياترين و نوراني ترين خانه در زمين و آسمان بود – مورد هجوم دژخيمان و ظالمان قرار گرفت. آنان در خانه را با آتش كينه و هوا و هوس سوزاندند و با لگد، در نيم سوخته را به پهلوي زهرا (عليهاسلام) كه باردار بود، زدند و با شكستن پهلوي پاكش و كشتن جنينش ، روي همه ي جنايتكاران تاريخ را سفيد كردند.مراسم تجهيز و به خاك سپاري زهرا (عليهاسلام) ، از صحنه هاي غربت زا و غم فزاي تاريخ است. يگانه فرزند پيامبر كه مصداق كوثر بود و محبوب خدا و رسول خدا صلي الله عليه وآله و مادر امامان پاك بود، بنا بر وصيت خود، غريبانه و دردمندانه در دل شب به خاك سپرده شد و مظلوميت و به آن درجه رسيد كه حتي قبر پاكش ز نظر مخفي ماند و اين از حوادث جان گدازي است كه قلب هاي پاك دوستداران آن حضرت را در ماتمي ابدي فروبرده است و اين لكه ي ننگ و جنايت بزرگ و جفاي به ساحت پاك اولياي الهي، از دامان ناپاك آن جنايتكاران پاك نميشود و تا قيام فرزندش مهدي (عليه السلام) ، اين غم و اندوه، در دل هاي پاك شيعيان پايدار خواهد ماند. پي نوشت: 1. كشف الغمه، ج2 ، ص 76. ماهانامه ي پُرسمان - شماره ي 46 |
کریمی که جهان پاینده دارد تواند حجتی را زنده دارد
دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی