0

داستان

 
mortazavifar
mortazavifar
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : مهر 1389 
تعداد پست ها : 1349
محل سکونت : yazd

داستان
پنج شنبه 19 اسفند 1389  7:48 AM

هندویی عقربی را دید که در آب برای نجات خویش دست و پا میزند ...

هندو به قصد کمک دستش را به طرف عقرب دراز کرد اما عقرب تلاش کرد تا نیشش بزند !

با این وجود مرد هنوز تلاش میکرد تا عقرب را از آب بیرون بیاورد اما عقرب دوباره سعی کرد او را نیش بزند !!!

مردی در آن نزدیکی به او گفت : چرا از نجات عقربی که مدام نیش میزند دست نمیکشی ؟!

هندو گفت : عقرب به اقتضای طبیعتش نیش میزند طبیعت عقرب نیش زدن است و طبیعت من عشق ورزیدن ...

چرا باید از طبیعت خود که عشق ورزیدن است فقط به علت این که طبیعت عقرب نیش زدن است دست بکشم ؟! 

هیچگاه از عشق ورزیدن دست نکش همیشه خوب باش حتی اگر اطرافیانت نیش بزنند... 


سخن روز :  انسان هم ميتواند دايره باشد و هم خط راست. انتخاب با خودتان هست : تا ابد دور خودتان بچرخيد يا تا بينهايت ادامه بدهيد...

هر كس بد ما به خلق گويد ما چهره زهم نمي خراشيم

ما خوبي او به خلق گوييم تا هر دو دروغ گفته باشيم

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها