0

غزليات عبيد زاكاني: نقش روی توام از پیش نظر می‌نرود

 
Mehdi900
Mehdi900
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : بهمن 1389 
تعداد پست ها : 6667
محل سکونت : بوشهر

غزليات عبيد زاكاني: نقش روی توام از پیش نظر می‌نرود
سه شنبه 17 اسفند 1389  9:16 PM

غزل شمارهٔ ۳۷         
نقش روی توام از پیش نظر می‌نرود          خاطر از کوی توام جای دگر می‌نرود
تا بدیدم لب شیرین تو دیگر زان روز          بر زبانم سخن شهد و شکر می‌نرود
عارض و زلف دو تا شیفته کردند مرا          هرگزم دل به گل و سنبل تر می‌نرود
مستی و عاشقی از عیب بود گو میباش          «در من این عیب قدیم است و بدر می‌نرود»
دوستان از می و معشوق نداریدیم باز          «که مرا بی می و معشوق بسر می‌نرود»
غم عشقش ز دل خستهٔ بیچاره عبید          گوشه‌ای دارد از آنجا به سفر می‌نرود
 

« سعادتمند کسی است که از هر اشتباه و خطایی که از او سر می زند، تجربه ای جدید به دست آورد »
سقراط

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها