اعتصاب غذای امام موسی صدر
دوشنبه 16 اسفند 1389 10:31 AM
| اعتصاب غذای امام موسی صدر | |
|
| ۱۶ اسفند ۱۳۸۹ | |
|
امام موسی صدر در اعتراض به تشدید بمباران ها و کشتار و درگیری و خون ریزی، دست به اعتصاب غذا زد که این کار با استقبال مردمی مواجه شد که به او پیوستند.
به گزارش مشرق، تابستان سال 1975 میلادی (تیرماه 1354 هجری شمسی)، لبنان صحنه جنگهای داخلی شده بود. همه گروهها و احزاب درگیر بودند. آنان به جای تلاش برای پایان دادن به این جنگها، به دنبال منافع حزبی، طایفی و گروهی خود بودند و برای این آتش هیزم بیشتری فراهم میکردند. تعداد زیادی کشته و زخمی شده بودند. با تلاشهای امام صدر و برخی دیگر چند بار آتشبس برقرار شد اما بلافاصله با کوچکترین بهانهای جنگ را از نو آغاز میکردند. امام موسی صدر برای اینکه جنگ را متوقف کند دست به ابتکار و تاکتیک جالبی میزند. به مسجد الصفا در منطقه "العاملیة" بیروت میرود و اعتصاب غذا یا به قول لبنانی ها «اعتصام» میکند. اعلام اعتصاب غذای امام موسی در بحبوبه کشت و کشتار، برای ختم خونریزی لبنان را به لرزه درآورد. امام صدر خود در این باره میگوید: "علی رغم تمام تلاشهای من، هنوز بمباران متوقف و آرامش برقرار نشده و شرایط روز به روز بدتر میشود. بنابراین ساعت 2 بعدازظهر تصمیم گرفتم که اعتصاب غذا کنم و روزه بگیرم. توشه من کتاب خدا و چند جرعه آب است. اینجا میمانم تا شهادت یا زمانی که کشور به حالت قبلی خود برگردد. با مادر، همسر و فرزندان خود خداحافظی کردهام و به اینجا آمدهام تا نماز بخوانم و دعا کنم، خدا این کشور را نجات دهد. من با اعتصاب غذای خود میخواهم ثابت کنم که در لبنان سلاح دیگری غیر از سلاح تخریب و خونریزی وجود دارد." سپس امام موسی صدر بیانیه اعلام اعتصاب غذا را صادر میکنند. در قسمتی از این بیانیه آمده است: "... متأسفانه در لبنان سیاست دیگر وسیله نیست بلکه تبدیل به هدف شده است. افراد، جماعتها، احزاب و شخصیتها بدان وسیله زندگی خود را میگذرانند ... برادران هموطن، من دیگر چیزی جز نفس خود ندارم که عرضه کنم و آن را نیز به عنوان قربانی برای وطن تقدیم میکنم..." ایشان سپس طی بیانیهای خواستههایی چنین اعلام میکند: "1. توقف خونریزیها و همه فعالیتهای مسلحانه، 2. پایان یافتن بحران خلأ دولت و تشکیل دولتی غیر حزبی که بتواند کشور را به حالت طبیعی بازگرداند، 3. تشکیل سه هیئت در کنار هیئت دولت: یک: برای انجام تحقیقی جامع برای کشف ریشهها، فرآیندها و مسببین جنگ دوم: برای اجرای طرحهای توسعه و عمرانی مناطق محروم، سوم: اجرای مصالحه ملی همهجانبه" استقبال از اقدام امام موسی کمنظیر بود. گروههای کثیری از مردم به مسجد آمدند و در اعتصاب غذا شرکت کردند. عده زیادی از بعلبک و جنوب لبنان به سمت بیروت آمدند. اما عدهای که پایان جنگ را به نفع خود نمیدیدند، خرابکاری میکردند و از آنجا که تجمع مردم را در مسجد و در اطراف امام موسی، به مصلحت خود نمیدیدند، فروش بنزین را قطع کردند، تا جلوی آمدن مردم را بگیرند. مرتب از رادیوهای خود اعلام میکردند که خیابانها در اختیار تیراندازان است و هرکس از خانه خارج شود، کشته میشود. ولی با همه اینها هزاران نفر به مسجد آمدند و از برنامههای امام موسی صدر حمایت میکردند. مسیحیت نیز به حرکت در آمد، روز بعد از اعتصاب غذا، برخی از گروههای ارمنی از پیشنهادات امام موسی صدر حمایت کردند. روز دوم تعدادی از کشیشها و پاتریارکها در کلیساهای خود اعتصاب غذا کردند و تعدادی از مسلمانها نیز به آنها ملحق شدند. امام از نظر بدنی در اثر اعتصاب ضعیف شده بود و به سختی حرکت میکرد. تعدادی از خانمهای لبنانی با پای پیاده و در آن شرایط نا امن به مسجد آمدند و به اعتصاب غذا پیوستند. بزرگان لبنان و سیاستمداران و روحانیون از همه گروهها به مسجد آمدند و اعلام پشتیبانی کردند. مفتی حسن خالد، رهبر اهل سنت و عده زیادی از رهبران مسیحی و همچنین یاسر عرفات و عدهای از مسؤولان مقاومت و حتی عبدالحلیم خدام، وزیر امور خارجه سوریه و رئیس جمهور و نخست وزیر سابق لبنان همه برای اعلام طرفداری، به دیدار امام موسی صدر آمدند. دامنه اعتراض به خونریزی بالا گرفت و بالاخره آتشبس پذیرفته شد و بالاخره با انتخاب رشید کرامی به نخست وزیری، بیروت روی آرامش را به خود دید. رشید کرامی، یاسر عرفات و خدام، وزیر خارجه وقت سوریه که از طرف حافظ اسد برای کمک به پایان جنگ به لبنان آمده بود همگی از امام صدر خواستند به اعتصاب غذای خود پایان دهد. اما حادثهای دیگر در شهر بعلبک در حال رخ دادن بود که سبب شد امام به اعتصاب پایان دهد. عدهای به چند روستای مسیحی نشین در آن منطقه حمله کرده بودند و برای اینکه جنگهای فرقهای را توسعه دهند و مانع آتشبس شوند تعدادی از مسیحیان را کشته بودند. آنان قصد داشتند این مسئله را بهانهای برای قتل عام مسلمانان کنند. امام موسی صدر پس از آتشبس بلافاصله اعتصاب غذا را پایان داد و سریعاً به بعلبک رفت و پس از چهار روز کار مستمر و پیگیر بعلبک را آرام کرد. امام صدر در آنجا جمله معروفی را بیان کرد و گفت: "اگر در بیروت پسر مرا بکشند، اجازه نخواهم داد که در بعلبک یک مسیحی بیگناه کشته شود. این دو مسئله هیچ ارتباطی با هم ندارند." این گونه بود که امام صدر در نزد همه «رجل صلح و آرامش» نامیده شد.ع |
آنروز .. تازه فهمیدم ..
در چه بلندایی آشیانه داشتم... وقتی از چشمهایت افتادم...