عقاب و مرغ
جمعه 13 اسفند 1389 3:49 PM
سا ل ها گذشت و عقاب خیلی پیر شد. روزی پرنده با عظمتی را بالای سرش بر فراز آسمان ابری دید . او با شكوه تمام، با یك حركت جزئی بال های طلاییش برخلاف جریان شدید باد پروازمی كرد.عقاب پیر بهت زده نگاهش كرد و پرسید :«این کیست ؟» همسایه اش پاسخ داد : « این یك عقاب است. سلطان پرندگان . او متعلق به آسمان است و ما زمینی هستیم » .
عقاب مثل یك مرغ زندگی كرد و مثل یك مرغ مرد . زیرا فكر می كرد یك مرغ است.
« سعادتمند کسی است که از هر اشتباه و خطایی که از او سر می زند، تجربه ای جدید به دست آورد »
سقراط