دوستي مؤمنان
پنج شنبه 12 اسفند 1389 11:46 PM
شخصي از امام صادق(ع) پرسيد: من نزد شما چه اندازه قدر و منزلت دارم، در قلب شما چقدر جا دارم؟ امام فرمود: «آن مقدار كه من در قلب شما جا دارم!»ما همين حرف را در مورد امام عصر(عج) ميتوانيم، بيان كنيم كه امام زمان(عج) چقدر ما را ميخواهد، چقدر از ما راضي است؟ ما بايد دل خودمان را شاهد بگيريم كه آيا ما دربارة امام زمان(عج) بيقرار هستيم؟ آيت الله احمد ميانجي(ره) امام سجّاد(ع) ميفرمايند: «خداوندا! براي ما در سينههاي مؤمنان محبّت قرار ده و زندگي [دنيا] را بر ما ناگوار نگردان.»1 در اين دعا آمده است كه: خدايا، دوستي و محبّت ما را در دل مؤمنان قرار بده. انسان گاهي اشخاصي را ميبيند كه از آنها خوشش ميآيد و دلش ميخواهد كه با آنها رفيق شود و برعكس اشخاصي هستند كه انسان وقتي آنها را ميبيند، بدش ميآيد. در مورد حضرت علي(ع) هم همين طور بود. افرادي كه با حضرت مخالفت ميكردند، كساني بودند كه انسان از آنها بدش ميآمد. از حضرت رسول اكرم(ص) منقول است كه دربارة حضرت علي(ع) ميفرمود: «يا علي! تنها مؤمنان تو را دوست دارند و تنها منافقان از تو دوري ميجويند.»2 اين طور كه حضرت امام سجّاد(ع) ميفرمايد: براي ما در دل مؤمنان قرار بده، اين معنا را ميدهد كه ما هم جزء مؤمنان باشيم. در روايت آمده است كه مؤمن را با دوستهايش بشناس، ببين اين فرد با چه كساني ارتباط دارد، چون قدر و منزلت هر فردي به اندازة جليس و همنشين خودش است. شخصي از امام صادق(ع) پرسيد: من نزد شما چه اندازه قدر و منزلت دارم، در قلب شما چقدر جا دارم؟ امام فرمود: «آن مقدار كه من در قلب شما جا دارم!» ما همين حرف را در مورد امام عصر(عج) ميتوانيم، بيان كنيم كه امام زمان(عج) چقدر ما را ميخواهد، چقدر از ما راضي است؟ ما بايد دل خودمان را شاهد بگيريم كه آيا ما دربارة امام زمان(عج) بيقرار هستيم؟ به ملاقاتش عشق ميورزيم؟ در مسير آن حضرت هستيم يا خير؟ دليل اينكه در روايت آمده: «نگريستن به چهرة عالم از روي محبّت به او، عبادت است.»3 اين است كه وقتي انسان عالم را ميبيند، تقوا را ميبيند، آخرت يادش ميآيد، خدا يادش ميآيد، در اين وقت با آنها سنخيّت پيدا ميكند و پاك و تطهير ميشود. ما اگر به حضرات معصومان(ع) اظهار ارادت ميكنيم، مثلاً در مجالس عزا و سرورشان شركت ميكنيم، يا زيارت امين الله ميخوانيم يا زيارت جامعه يا زيارت عاشورا ميخوانيم، قهراً با آنها يك رابطة روحي پيدا ميكنيم و اگر توجّهي از آن طرف بشود، انسان تطهير و پاك ميشود. نسبت به اولياي الهي و عالمان ربّاني هم همين طور است؛ اگر ما در دل آنها جا داشته باشيم، قطعاً يك گونه تطهيري براي ماست. پس از خدا بخواهيم كه ما در دل مؤمنان و اولياي الهي اُودّي (محبّتي) داشته باشيم. حالا شما مؤمنان را رفقاي خودتان حساب كنيد و برويد بالاتر تا جايي كه در دل امام زمان(عج) خطور كنيد. ولو اگر يك لحظه هم از خاطر مباركش بگذريم، تطهير ميشويم؛ كه لازمة اين توفيقات اين است كه ما ملحق شويم به آنها و يك رابطة روحي با آنها پيدا كنيم. در ادامة دعاي امام سجّاد(ع) آمده است كه: «خدايا حساب و زندگي را براي ما ماية سختي و حسرت قرار نده!» خدايا ما را در سنّت رسول خدا(ص) زندگي بده؛ يعني به همان روش و طريقة رسول الله(ص) و پاكش زنده باشيم و از منهاج رسول خدا(ص) كنار نرويم و بدانيم كه رسيدن به رسول خدا(ص) تنها به لفظ و سخن نيست، بلكه اعمال ميخواهد، تقوا ميخواهد، ترس از خدا ميخواهد، تهجّد ميخواهد، براي خدا به زحمت افتادن ميخواهد و الّا اگر انسان بخورد و بخوابد و هيچ خودش را به زحمت نيندازد و آن وقت منتظر باشد كه به مجرّد مرگ، هيچ ناراحتي به سراغ او نيايد، اين گونه نميشود. همين طوري كه امام سجّاد(ع) دعا ميكند، ما نيز بايد براي خودمان دعا كنيم و با اصرار از خدا بخواهيم كه معرفت خودش را به ما عنايت فرمايد و مراد از اين معرفت، خداشناسي از راه برهان نظم و ... نيست؛ بلكه اين توحيد را خدا بايد به انسان بدهد، اين معرفت به اولياي الهي را خدا بايد بدهد. منشأ تمام بركات، اهل بيت(ع) هستند. ما بايد از خدا محبّت معصومان(ع) و اولياي الهي را بخواهيم، كه در آن صورت دنيا درست ميشود. كسي خدمت امام صادق(ع) رسيد و تا نشست امام فرمود: «آمدي تا از دنيايت شكايت كني» عرض كرد: بله! فرمود: «از كدام نعمت خدا ميخواهي شكايت كني؟ آيا حاضري خدا محبّت ما را بگيرد و مال دنيا را به شما بدهد؟!» اميدواريم كه آنها خودشان به ما توجّه كنند تا تربيت شويم. هر طوري كه آنها خودشان صلاح ميدانند با ما رفتار كنند تا تربيت شويم. از خدا بخواهيم كه حيات طيّبه و ممات طيّبه به ما عنايت فرمايد. انشاءالله ماهنامه موعود شماره 118 پينوشتها: 1. صحيفة سجّاديه، ص 180. 2. حرّ عاملي، وسائل الشّيعه، ج 2، ص 319. 3. بحارالأنوار، ج 1، ص 205. |