پاسخ به:تغذیه کودکان ..
پنج شنبه 12 اسفند 1389 3:23 PM
من نیازهای دیگری دارم
کودک تا شش ماهگی ارتباط موثرتری با مادر برقرار میکند. او را میشناسد و به او دلبسته و وابسته است. حال اگر مادر در دسترس نباشد و یا وقتی که هست به دلیل خستگی و سایر کارهایی که انجام آنها را ضروری میداند به کودک توجه نشان ندهد و خلاصه این رابطه عاطفی مخدوش شود، کودک درست تغذیه نمیشود. کودک دلبسته به مادر، به رابطهای گرم و صمیمانه نیاز دارد. این دلبستگی دو طرفه است. برای برقراری همین ارتباط و دلبستگی است که تماس پوست مادر با نوزاد را در ساعت اولیه پس از زایمان ضروری میدانند. چون این عمل روند دلبستگی را سرعت میدهد. مادر در همان لحظه که نوزادش را درست بعد از زایمان روی سینهاش قرار میدهد، احساس میکند موجودی بسیار نزدیک و عزیز مال اوست، از جنس او، از بدن او، از جان او تغذیه شده و عشق و نزدیکی بسیار عمیقی را حس میکند. رفتارهای مناسب مانند در آغوش گرفتن او در هنگام گریه، موجب قطع گریه کودک میشود چون موجب اعتماد به نفس کودک است. اگر مادری مضطرب و افسرده و نسبت به کودک خود بیتفاوت باشد، این حالات روی کودک اثر میگذارد و او را نیز مضطرب میکند. بعضی مادران میپرسند که با وجودی که به کودک خود عشق میورزند، همیشه در موقع غذا دادن مشکل دارند. شاید کودک با غذا نخوردن در واقع پیامی را به مادر میرساند. او میخواهد از بیتفاوتیهای، مادر در زمانهایی که او احساس نیاز به مادر میکرده، انتقام بگیرد چون احساس میکند و به تدریج دریافته است که تنها غذا دادن به او از نظر مادر مهم است. او به این وسیله پیامی را به مادر میرساند. او در این پیام میگوید که فقط غذا دادن مهم نیست. او میگوید من نیازهای دیگری هم دارم. در حقیقت او توجه بیشتری میطلبد، از مادر، از پدر، از سایر اولیا. گاهی کودک در صحنه جنگ غذا میخواهد از مادر به دلیل بیتوجهیهای گذشتهاش انتقام بگیرد چون میداند که میتواند به این وسیله مادر را عصبی و ناراحت کند چون مادرش به سایر نیازهای او بیتوجه بوده است.
خودتان را جای کودک بگذارید که چنین انتظار توجهی دارد. مادر زمانی که در منزل است، به خصوص اگر شاغل باشد، در فرصت کم میخواهد به بسیاری از کارهای خانه برسد. کودک به دنبال اوست. او میخواهد مادر در بازیهای او مشارکت کند یا با او حرف بزند، به سراغ مادر میرود ولی اغلب با بیتوجهی و گاهی فریاد مادر مواجه میشود که او را به شدت از خود میراند. ممکن است بعضی جملات مادر را که «مردم ازدست تو بچه»، «برو بگذار کارهایم را بکنم» و «از دستت خسته شدم» نفهمد ولی احساس تلخی آن را درک میکند. جملات خشن او را به دنیای تنهایی خودش میکشاند و از مادر دلگیر میشود. تنها زمانی که این دلگیریها را پای مادر مینویسد و از او انتقام میگیرد، زمانی است که مادر به سوی او میآید و آن هم موقع غذا دادن به اوست. کودک میداند چقدر برای مادرش مهم است که او غذا بخورد. کودک گرسنه است ولی ترجیح میدهد گرسنه بماند با نخوردن، با پرت کردن غذا، با تف کردن و یا فرار از صحنه غذا، بر مادر فایق آید و به اصطلاح بچههای امروز، مادر را سرکار بگذارد!
مادرانی که شغل خارج از منزل دارند گاهی بیشتر در معرض این رفتارها قرار میگیرند و نمیدانند چه کنند. برای این مادران باید گفت که در ابتدا مراقب کودک را درست انتخاب کنند. مراقب اگر در منزل و یا در مهد کودک باشد باید بتواند به نیازهای کودک پاسخ دهد، اگرچه جای مادر را نمیگیرد ولی دنیای تنهایی کودک را پر میکند و مادر نیز باید در کنار او با عشق و علاقه به کودک رسیدگی کند. در تمام مدتی که در کنار کودک هستیم باید بهعنوان یک موجود که در حال ضبط تمام گفتگوها، عکسالعملها، رفتارها و نگرش او نسبت به مسایلی اجتماعی ارتباطی است، بیندیشیم. او به سرعت در حال دریافت تمام این رفتارها و یادگیری و نتیجهگیری است. او از والدین خود الگو میسازد و چون والدین زمان بیشتری با کودک هستند، نقش مهمی در رفتارها و آینده او دارند. فراموش نکنیم که غذا دادن یکی از مهمترین عوامل موثر و تقویت کنندههای رفتاری است، بنابراین باید دادن غذا زمانی باشد که کودک از نظر عاطفی- روانی و جسمی آماده غذا خوردن باشد.