پاسخ به:اخبار بين الملل امروز
دوشنبه 9 اسفند 1389 8:10 PM
خبرگزاري فارس: پس از فروپاشي شوروي سابق، تركيه بهرغم تلاش فراوان براي برقراري روابط گسترده با كشورهاي آسيايمركزي، در آغاز به دليل فقدان ظرفيتهاي لازم، توفيق چنداني در اين زمينه نداشت، بويژه اينكه با رقباي مهمي همچون روسيه، چين و تا حدودي ايران در اين منطقه مواجه شد.

به گزارش فارس، در پايان سال 2010 ميلادي در تركيه كتاب خاطرات كارمند اسبق سازمان اطلاعات اين كشور، "عثماننوري گيوندش " با نام "شاهد مستقيم كودتا وهرج ومرجها " منتشر شد. در اين كتاب آمده است كه عوامل "سيا " با پوشش تدريس زبان انگليسي در مدارسي كه از طرف صندوق "فتحالله گولين " ايجاد شده است، حضور يافته اند.
گيوندش مدعي شده است كه در مدارس تركي موجود در كشورهاي ترك نژاد و مسلمان نشين شوروي سابق، افسران "سيا "، با گذرنامههاي سياسي و به عنوان معلمان زبان انگليسي حضور يافته و اقدامات خاص خود را پياده ميكنند.
وي همچنين تعداد اين معلمان آمريكايي در ازبكستان را حدود 70 نفر و در قرقيزستان تقريبا 60 نفر عنوان كرده است.
گيوندش از سال 1964 تا سال 1986 كارمند سازمان اطلاعات تركيه و در دوران نخستوزيري خانم "تانسو چيلر " در تركيه، مشاور ارشد اطلاعاتي وي بوده است.
نگاه به نوع عملكرد تركيه در آسياي مركزي بيانگر اين واقعيت است كه با توجه به اين موضوع كه كارگزاران اين كشور، كار با كارمندان سيا را تجربه كرده بودند، با ورود به عرصه تعليم و تربيت، به پرورش قشر نخبه طرفدار خود همت گماشتند. اما شكل كار اين كشور پس از مقطع زماني نه چندان طولاني و آزمايش و خطا به سمتي هدايت شد كه تغييرات اين نخبهپروي به تدريج نمايان شد.
با نگرش به شكل كار تركيه در مييابيم كه پس از استقلال كشورهاي مسلمان نشين آسياي مركزي از شوروي سابق، همزمان با تلاش قدرتهاي منطقهاي و فرامنطقهاي براي نفوذ در آسياي مركزي، تركيه نيز تلاش خود را براي حضور در اين منطقه، آغاز كرد. آنكارا در ابتدا تمام همّ خود را صرف فعاليت در عرصههاي فرهنگي و آموزشي كرد و هر از گاهي برخي تحركات محدود سياسي و امنيتي نيز در اين كشورها انجام ميداد.
تركيه با توجه به وجود برخي اشتراكات نژادي، زباني، فرهنگي با كشورهاي منطقه، كوشش كرد تا با ايجاد اتحاديه كشورهاي ترك نژاد، امكان حضور و نفوذ خود در اين منطقه را آسان كند. اما وابستگيهاي سياسي، اقتصادي و نظامي اين كشورها به روسيه و همچنين روابط نزديك برخي از آنان با آمريكا، اروپا و ساير كشورهاي خارجي، مانع تحقق برنامههاي آنكارا شد.
بنابراين تركيه ناگزير نوع مناسبات خود را با كشورهاي منطقه تغييرداد و تلاش كرد تا در حوزههاي مختلف آموزشي اين كشورها از مبتدي تا عالي سرمايهگذاري كند.
سپس در مدت زمان نسبتاً كوتاهي، دهها مدرسه و موسسه آموزشي مشترك تركيه با كشورهاي منطقه افتتاح شدند. چنانكه تركيه طي حدود 15 سال اخير، تعداد قابل توجهي از جوانان كشورهاي آسياي مركزي را در زمينههاي مختلف و از جمله نظامي و امنيتي آموزش داده است.
وجود زبان و خط مشترك لاتين بين آنكارا با برخي از كشورهاي منطقه، زمينه تبادل اطلاعات بين تركيه و كشورهاي منطقه را از طريق رسانهها و انتشارات علمي و پژوهشي، فراهم كرد.
به علاوه سكولار بودن نظام حكومتي تركيه، نگراني دولتهاي آسياي مركزي را از بابت نفوذ تركيه كاهش داده است. تركيه از اين فرصت براي گسترش نفوذ فرهنگي خود بهره فراواني برده، به نحوي كه نه تنها گوي رقابت را از بسياري از كشورها در اين زمينه ربود، بلكه حتي با روسيه به رقابت پرداخته است.
تركيه از طريق حضور مستقيم در امر آموزش كادرهاي علمي، آموزشي و نظامي، زمينه نفوذ سياسي، اقتصادي و امنيتي آتي خود را در منطقه آسياي مركزي فراهم كرده است. در حال حاضر تقريبا هيچ كشور ديگري به ميزان تركيه در پرورش نخبگان، در آينده سياسي و اقتصادي منطقه نقش ندارد و به اعتقاد تحليلگران مسائل منطقه، در درازمدت اين كشورها با چالش تركيهگرايي بخش عظيمي ازنخبگان آينده خود مواجه خواهند شد.
به نظر مي رسد كه دولتهاي آسياي مركزي ترجيح مي دهند تا در مورد آينده همراه با اين چالش اصلا فكر نكنند درحالي كه موضوع فراتر از بحث روابط اين كشورها با آنكارا است.
آن گونه كه رسانههاي مهم منطقه از جمله روسي بيان كردهاند، در حال حاضر در سطح كشورهاي شوروي سابق، بيش از 200 مدرسه تركي فعال بوده و حدود هفت هزار معلم نيز مشغول تدريس در اين مدارس هستند. امتيازي كه كمتر كشوري از آن برخوردار است.
در طول 20 سال استقلال كشورهاي آسياي مركزي، هزاران نفر از جوانان اين منطقه در دانشگاههاي تركيه تحصيل كرده و بخش قابل توجه از آنان در نهادهاي دولتي كشورهاي خود مشغول كار شدهاند.
همچنين اكنون در برخي از كشورهاي آسياي مركزي در سطوح مختلف سياسي، از جمله در سطح احزاب و پارلمان، لابيهاي طرفدار تركيه ايجاد شده كه اين امر در مورد قرقيزستان، نمود بيشتري دارد.
البته در تاجيكستان بدليل فارسزبان بودن جمعيت آن، ميزان گرايش به تركيه كمتر است، ولي اقدامات اخير فرهنگي آنكارا نظير عرضه تعداد زيايد از فيلمها و سريالها، ايجاد مركز ترجمه و دوبله فيلم موسوم به "همصدا " و ... حاكي از آن است كه تركيه به صورت برنامهريزي شده بدنبال تحكيم زمينههاي نفوذ خود در اين كشور است.
به ويژه با توجه به گرايشهاي لائيك دولتهاي منطقه و مواجه انان با رشد اسلام خواهي در كشورهاي خود، معيارهاي سياسي، فرهنگي و مذهبي تركيه اين فرصت را به آنكارا داده است كه موفقيت بيشتري در اين كشورها داشته باشد.
با كاهش نقش روسيه و زبان روسي در كشورهاي منطقه، تركيه با ايجاد "سازمان همكاري كشورهاي تركزبان " در سال 1992 تلاش كرد تا روابط فرهنگي با اين كشورها را توسعه دهد. در همين راستا از آغاز سال 1993 با اجراي 2 برنامه مشترك آموزشي و فرهنگي، دانشآموزان و دانشجوياني را از كشورهاي آسياي مركزي به تركيه اعزام كرد.
همزمان آنكارا اقدام به ايجاد مدارس تركي در قزاقستان، قرقيزستان، ازبكستان و تركمنستان كرد.
امروز در تركمنستان، قرقيزستان، قزاقستان، ازبكستان و تاجيكستان دهها هزار نفر در مدارس تركيه آموزش ديدهاند كه در گسترش زبان تركي، ارزشها و استانداردهاي اجتماعي، اخلاقي، تمدني و فرهنگي آنكارا در كشورهاي خود موثرند.
علاوه بر وجود دهها مدرسه و مركز علمي و پژوهشي تركي، در برخي از كشورهاي آسياي مركزي و مشخصاً در قزاقستان، قرقيزستان و تركمنستان دانشگاههاي تركي نيز فعال هستند و سالانه صدها نفر متخصص را در رشتههاي مختلف پرورش ميدهند.
نكتهاي كه نبايد از نظر دور داشت، تلاش تركيه براي نفوذ در تنها كشور فارسزبان آسياي مركزي يعني تاجيكستان است. چنانكه در حال حاضر در اين كشور، هفت موسسه آموزشي تركي ايجاد شده كه در آنجا فرزندان مقامات عالي رتبه دولتي و محلي و كودكان مستعد آموزش ميبينند.
به ويژه توجه اين مدارس به آموزش زبان انگليسي سبب شده كه ورود فارغالتحصيلان آنها به دانشگاههاي تاجيكستان، تركيه و كشورهاي غربي آسانتر باشد كه خود باعث گرايش بيشتر به تحصيل در اين مدارس شده است.
انتهاي پيام/م