0

زندگی نامه بزرگان

 
sm1372
sm1372
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
تعداد پست ها : 266
محل سکونت : تهران

زندگی نامه مولانا 7
جمعه 2 اسفند 1387  3:57 PM

كرد از بلخ عزم سوی حجاز زانكه شد كارگر در او آن راز بود در رفتن و رسید و خبر كه از آن راز شد پدید اثر كرد تاتار قصد آن اقلام منهزم گشت لشكر اسلام بلخ را بستد و به رازی راز كشت از آن قوم بیحد و بسیار شهرهای بزرگ كرد خراب هست حق را هزار گونه عقاب این تنها دلیلی متقن است كه رفتن بهاءالدین از بلخ در پیش از 617 هجری كه سال هجوم لشكریان مغول و چنگیز به بلخ است بوقوع پیوست و عزیمت او از آن شهر در حوالی همان سال بوده است.   جوانی مولانا: پس از مرگ بهاءالدین ولد، جلال‌الدین محمدكه درآن هنگام بیست و چهار سال داشت بنا به وصیت پدرش و یا به خواهش سلطان علاءالدین كیقباد بر جای پدر بر مسند ارشاد بنشست و متصدی شغل فتوی و امور شریعت گردید. یكسال بعدبرهان‌الدین محقق ترمذی كه از مریدان پدرش بود به وی پیوست. جلال‌الدین دست ارادت به وی داد و اسرار تصوف وعرفان را ازاوفرا گرفت. سپس اشارت اوبه جانب شام وحلب عزیمت كردتا در علوم ظاهر ممارست نماید. گویند كه برهان‌الدین به حلب رفت وبه تعلیم علوم ظاهر پرداخت و در مدرسه حلاویه مشغول تحصیل شد. در آن هنگام تدریس آن مدرسه بر عهده كمال‌الدین ابوالقاسم عمربن احمد معروف به ابن‌العدیم قرار داشت و چون كمال‌الدین از فقهای مذهبی حنفی بودناچاربایستی مولانا درنزد او به تحصیل فقه آن مذهب مشغول شده باشد. پس از مدتی تحصیل در حلب مولانا سفردمشق كردواز چهار تا هفت سال در آن ناحیه اقامت داشت و به اندوختن علم ودانش مشغول بودوهمه علوم‌اسلامی زمان خودرا فرا گرفت.
تشکرات از این پست
tahmores moradi92
دسترسی سریع به انجمن ها