زندگی نامه مولانا 23
جمعه 2 اسفند 1387 3:29 PM
مولانا که هر گونه تجاوز و عدول از احکام شریعت را در این سلوک از جانب سالک موجب ضلال و در خور تقبیح می دانست رعایت این احکام را نه فقط لازمه تسلیم به حکم حق بلکه در عین حال متضمن مصلحت خلق نیز تلقی می کرد .از جمله یک جا که برای علمای اهل دیانات به تقریر علل غایی اجکام شریعت می پرداخت خاطر نشان کرد که ایمان ناظر به تطهیراز شرک بود،نماز توجه به تنزیه از کبر ،زکات برای تسبیب رزق منظور شد،جنانکه هدف از منکر به جهت تقویت دین بود،امر به معروف به رعایت مصلحت عام بود و نهی از منکر به جهت بازداشت بی خردان از نارواییها ضرورت داشت.بدین گونه حکم شریعت را هم مشتمل بر ضرورت و هم متضمن مصلت نشان می داد ..
از مقامات تبتل تا فنا
:
زندگی مولانا برای یارانش که در آن هرگز به چشم عیبجویی نمی دیدند نمونه کمال و سرمشق کامل سلوک انسانی بود . با آنکه در سلوک با اعیان و اكابر ادب را با غرور و دلسوزی را با گستاخی می آمیخت ،در معامله با فقرا و ضعیفان هرگز تواضع و شفقت را از خاطر نمی برد .با یاران خویش هماره با دوستی ودلنوازی سلوك می كرد و جز به ضرورت تنبیه و ارشاد ،از آنها رنجیدگی نشان نمی داد .هیچ كس به اندازه او قدر دوستی را نمی دانست و هیچ كس مثل او با دوستان خویش یكرنگ وعاری از ریب و ریا نمی زیست .دوستی برای او عین حیات و در واقع عین روح بود .بدون دوستی انسان در ظلمت خودی می ماند .این چیزی بود كه انسان را از خودی می رهاند ،او را طاهر می كرد .از خودنگری می رهانید و غیر نگری را برای او وسیله رهایی از خودی ـكه در اوج حیات حیوانی بود تعلیم می نمود .خود او در سلوك با دوستان هرگز از لازمه ادب تجاوز نمی كرد.ادب برای او سنگ بنای تربیت روحانی بود .در نظام تربیتی او،كه بیشتر عملی بود تا نظری ،ادب در عین حال هم مصلحت محسوب می شد و هم ضرورت .اخلاقی كه او آن را مبنای تربیت وسلوك یاران می كرد از تواضع ادب شروعمی شد .تواضع خالی از مذلت و ادب مبنی بر شناخت حق .در واقع هر گونه سلوك روحانی از مجاهده با نفس آغاز می شود و غلبه بر نفس بدون اجتناب از غریزه تجاوز جویی حیوانی ممكن نیست ،