0

زندگی نامه بزرگان

 
sm1372
sm1372
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
تعداد پست ها : 266
محل سکونت : تهران

زندگی نامه مولانا 26
جمعه 2 اسفند 1387  3:29 PM

تصوف مولانا درس عشق بود ،درس تبتل و فنا بود ،تجربه از خود رهایی بود از این رو به كتاب ومدرسه و درس نیازی نداشت.از طالب فقط سلوك روحانی می خواست سلوك روحانی برای عروج به ماورای دنیای نیازها وتعلقها.بدین گونه سلوك صوفیانه كه نزد مولانا ازقطع تلق آزاد میشد تا وقتی به نقطه نهایی كه فنای از خودی است منتهی نمی گشت به هدف سلوك كه اتصال با كل كاینات ،اتصال با دنیای غیب ،و اتصال با مبدا هستی بود نمی رسید .اما تبتل كه قطع پیوند با خودی بود نزد مولانا به معنی تر ك دنیا در مفهوم عامیانه آن نبود .مولانا رهبانیت و فقر دریوزه گران را كه عوام صوفیه از كشیشان روم گرفته بودند تایید نمی كرد.قطع تعلق به این معنی بود كه روح را از دغدغه وتشویش بیهوده میرهانید و بی تعلقی را شرط سلوك روحانی سالك نشان میداد .مولانا دیانات الهی را در نور اوحدی میدید كه از چراغهای مختلف می تافت و لبته بین نور آنها فرق واقعی نمی دید .این به معنی هر چند قول به تساوی ادیان را بالظروره متضمن نبود باری لزوم تسامح با اصحاب دیانات را قابل توجیه می ساخت . با آنكه تصوف مولانا با آنچه در نزد مشایخ خانقاه و ارباب سلاسل تعلیم میشد تفاوت داشت جوهر فكر و تعبیر او از خط سیر تصوف معمول عصر جدا نبود.تصوف او مثل آنچه امثال بایزید و ذوالفنون و شبلی در خط آن بدوند مجرد سلوك بود ،او طالب عمل و سلوك مجاهده آمیز و بدون وقفه بود. مولانا وقتی از اوج قله حكمت و همت كه موضع روحانی او بود به دنیای عصر مینگریست حرص و شوق فوق العاده خلق را در جمع مال ومنال با نظر حیرت وتاسف میدید .در مشاهده احوال مردم دنیا می دید ایشان به هرچه تعلقی بیش از حد دارند با نظر عشق و تعظیم می نگرند،بنده آن می شوند و در این عشق و بندگی همه چیز را از یاد می برند .اما او رهایی از این بند را برای هر کس در هر مرتبه ای که بود مایه آسایش می شناخت . سلوک اخلاقی در نزد او متضمن اعتدال و مرادف حکمت واقعی بود .به همین سبب توکل را تا حدی که در عمل به نفی کل اسباب منجر نشود توصیه میکرد .جبر را تا جایی که منافی درک وجدان در احساس مسئولیت نباشد مبنای عمل می شناخت .خیر وشر را نزد عامه با لذات و آلام حیات ملازم پنداشته می شد امور نسبی می خواند.عقل را که در احاطه بر اسرار الهی عاجزش می یافت در فهم نیک و بد حیات عادی قابل اعتماد تلقی میکرد .  
تشکرات از این پست
tahmores
دسترسی سریع به انجمن ها