بافت شناسی
دوشنبه 9 اسفند 1389 11:25 AM
هر بافت مجموعهای از سلولهای تخصص یافته میباشد که کار معینی را انجام میدهند. بافتهای بدن به چهار دسته اصلی به نامهای
پوششی،
همبندیا پیوندی ،
عضلانیو
عصبیتقسیم میشوند.
بافتهای غضروفی،
استخوانیو
خونیبافتهای همبند تخصص یافته محسوب میشوند. یادگیری جزئیات ساختمانی ارگانها و اعضای مختلف برای فهم فعالیت فیزیولوژیک و تغییرات پاتولوژیک آنها ضروری است. بنابراین بافت شناسی نه تنها به عنوان علمی مستقل نمیتواند مطرح گردد بلکه بهتر است مرتبط با سایر شاخههای علم پزشکی و به عنوان یکی از پایههای اصلی علوم پایه پزشکی مورد توجه قرار گیرد. ابزار کار اصلی در زمینه بافت شناسی انواع میکروسکوپها میباشد.
بافت پوششی بیرونیترین و درونیترین سطح هر اندام را میپوشاند. مانند آندوتلیوم (پوشش درونی
رگهای خونی) یا مزوتلیوم (پوشش سطح بیرونی
قلب،
ششو
دستگاه گوارش). این نوع بافت ممکن است از اکتودرم ، مزودرم و یا آندودرم منشا بگیرد. برای مثال
پوشش پوستاکتودرمی است ولی پوشش رگهای خونی مزودرمی است. بافت پوششی اندام ممکن است دارای برجستگی (جوانه چشایی) ، چین خوردگی (کریپتهای روده) ، و یا پرز (
روده کوچک) باشد این ساختارها سطح اندامهای مربوطه را افزایش میدهند.
بافتهای پوششی در بدن وظایف متعددی دارند بافت پوششی بر روی بخش غیر سلولی قرار گرفته است که باعث ارتباط پوشش اندام با بافتهای زیرین میشود این قسمت غشای پایه نام دارد که در اغلب اندامها دیده میشود. به استثنای سینوزوئیدها و مویرگهای لنفی که غشای پایه ممتد ندارند. غشای پایه شامل گلیکوپروتئینهایی به نام
لامینینو
انتاکتین. رشته کلاژن IV و رشتههای شبه کلاژن (شبکه ای) است. پروتئینی به نام
هپارین سولفاتو
فیبرونکتیناز دیگر ترکیبات غشای پایه است.
بافت پوششی به دو شکل ساده (تک لایهای) و مطبق (چند لایهای) در بدن وجود دارد.
بافت پوششی به عنوان محافظ بدن و ترشح مواد مانند غدد ترشحی درون ریز و برون ریز و دفع مواد مانند بافت پوششی
کلیهو جذب مواد مانند بافت پوششی روده و دریافت حس مانند مخاط بینی و نرم کردن مانند مخاط روده و تکثیر مانند بیضه و تخمدان نقش دارد.
![]() |
چون این نوع بافت دارای سلول و ماده زمینهای با ویژگیهای خاصی است لذا قادر به انجام کارهایی است که با نام آن متناسب است. این نوع بافت ، ارتباط بین بافتها را برقرار میسازد ضمن اینکه به دلیل وجود سلولهایی مانند هیستوسیت ، پلاسموسیت ، ماست سل و
انواع سلولهای خونیقادر به حفاظت و نگهداری بدن نیز هست. در ضمن سلولهایی نظیر فیبروبلاست و مزانشیم تمایز نیافته دارد که در مواقع لزوم کار ترمیم را انجام میدهند.
خون ، غضروف و استخوان هر سه خود نوعی بافت پیوندی هستند هر چند که
خون، سیال غضروف نیمه جامد و استخوان سخت است. کار خون دفاع و تغذیه اندامها و اکسیژن رسانی است و کمبود یا افزایش آن باعث ایجاد بیماری میشود. با وجود اینکه گویچههای خون در هر لحظه از بین میروند ولی بخشهایی در بدن وجود دارند که اعمال خونسازی را انجام میدهند کلیه اعمال خون سازی با تغییر سلول مادر یعنی هموسیتوبلاست انجام میگیرد.
بافتی قابل ترمیم است وممکن است نرم ، نظیر غضروف شفاف قابل انعطاف نظیر غضروف ارتجاعی و سخت مانند غضروف رشتهای باشد.
استخوانیکی از سختترین انواع
بافت پیوندیاست. سختی آن بیشتر به یک ماده پلاستیکی شباهت دارد تا به یک سنگ. زیرا کاهش
کلسیمآن را نرم میکند و کاتیونهایی نظیر سرب ، استرانسیم و رادیم جانشین کلسیم میشوند و سختی استخوان را از بین میبرند. استخوان نظیر دیگر بافتهای پیوندی ، شامل ماده زمینهای و سلولهای بافت استخوانی است. ماده زمینهای به دو صورت بیشکل و شکلدار وجود دارد.
سه نوع
بافت ماهیچهایصاف ، مخطط و ماهیچه قلب وجود دارد ماهیچه قلب وجود دارد. ماهیچه صاف دوکی شکل است و فیلامنتهای آن
اکتین،
میوزینو
دسمینهستند. علاوه بر تفاوتهایی که در ترکیب شیمیایی فیلامنتها وجود دارد طرز قرار گرفتن فیلامنتها متفاوت است. ماهیچه صاف از نظر عملکرد غیر ارادی است و فعالیت آن را عوامل خارجی کنترل میکنند در حالی که عملکرد ماهیچه مخطط ارادی و قابل کنترل است.
هر ماهیچه از چند رشته یا فیبر ساخته شده است که واحد ساختاری ماهیچهها مشابه سلولها در بافتهای دیگر بدن است. هر فیبر ، علاوه بر ویژگیهای سلول بدن ، فیبریل نیز دارد. فیبریلها از فیلامنتها ساخته شدهاند. ماهیچه قلب تشابه بسیار با ماهیچه مخطط دارد، تفاوتهایی نیز در ساختار آن مشاهده شده است برای مثال سارکولم در دو ماهیچه با یکدیگر تفاوت دارند و به جای تریاد در ماهیچه مخطط ، دیاد در ماهیچه قلب وجود دارد. وجود صفحات ارتباطی تفاوت دیگر ماهیچه قلب و ماهیچه مخطط است.
منشا
بافت عصبیاکتودرم است و سلولهایی به نام نوروبلاست آن را میسازند. واحد ساختاری بافت عصبی
نوروناست که تحریکات را به تنهایی از راه سیناپس با نورونهای دیگر هدایت میکند انواع نورون وجود دارد و چهار نوع نورون یک قطبی ، دو قطبی ، چند قطبی و نورون پورکنژ در بدن وجود دارد. از تنه نورون زوایدی به نام دندریت و اکسون خارج میشوند که بر روی آنها غلافهای میلین و شوان قرار دارند.
بر حسب وجود یا عدم وجود این دو غلاف ، چهار نوع رشته عصبی در بدن یافت میشود و همچنین بر حسب طول آکسون دو نوع رشته عصبی وجود دارد. سیناپسها نیز انواع مختلف دارند برخی آکسوسوماتیک و بعضی آکسودندریتیک هستند. بافت عصبی نیز دارای بافتهای پشتیبان است که منشا آنها در اعصاب مرکزی از لوله عصبی ودر اعصاب محیطی از هلال عصبی است. نوروگلیها یا بافتهای پشتیبان از طریق عمل تبادل مواد ،
ماکروفاژو تصفیه بافت عصبی را حفظ و نگهداری میکنند.