پاسخ به:>>>>>چرا خدا مردها را آفرید؟ (حتما بخوانید)
سه شنبه 8 دی 1388 12:07 PM
عبید زاکانی، سعدی، مولانا، انوری، سوزنی و دیگر طنزسرایان با نگاه جنسی محض به زنان نگریسته اند؛ اما تداوم این نگاه تا سالیان پسین این باور را تداعی می کند که این دید ابزاری فراتر از ریشه داشتن در ساختار های پدر سالارانه آن زمان، در حمایت از پیوسته گی اندیشه ها و باور های مردانه و برتر نگهداشتن مردان عمل کرده است .
به این ابیات نگاه کنید:
زنان چو درختند سبز آشکار
و لیکن نهان زهر دارند بار / اسدی طوسی
زنان چون ناقصان عقل و دینند
چرا مردان ره آنان گزینند؟ / منسوب به ناصر خسرو
زن از پهلوی چپ شد آفریده
کس از چپ راستی هرگز ندیده/ جامی
سنایی بر خامة فردوسی آفرین می گوید:
چه نکو گفت آن بزرگ استاد
که وی افگند شعر را بنیاد
کانکه را دختر است جای پسر
گرچه شاهست هست بد اختر
نگرش عمومی به زن و نقش او در ساختار های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در طنز به شدت نمود یافته است؛ به این فرضیه ها توجه کنید:
زن نباید از خانه بیرون شود
چو زن راه بازار گیرد بزن
ورنه تو در خانه نشین چو زن/ فردوسی
زن نباید علم، دانش، سخنوری و نویسنده گی بداند
دختر چو گرفت خامه
ارسال کند جواب نامه
آن نامه نشان روسیاهیست
نامش چو نوشته شد گواهیست / نظامی
و یا:
زن بد را قلم به دست مده
دست خود را قلم کنی آن به
زان که شوهر شود سیه جامه
تا که خاتون شود سیه خامه / اوحدی مراغه یی
زنان مکار و بی وفا استند
الخاتون: آن که معشوق بسیار دارد
المستور: آن که به یک عاشق قانع باشد/ عبید زاکانی
زندگی را با خانواده ام دوست دارم