پاسخ به:تاريخ ادبيات ايران / ادبیات مشروطه
سه شنبه 10 اسفند 1389 11:40 AM
|
|
یغمای جَندَقی (زاده ۱۱۹۶ در دهکده خور و بیابانک، جندق ـ درگذشته سهشنبه ۱۶ ربیع الثانی سال ۱۲۷۶ در خور و بیابانک) میرزا رحیم متخلص به یغما از شعرای غزلسرای عهد محمد شاه قاجار است. یغمای جندقی در آغاز، زندگی توام با فقر و بعد هم عمری پر از سرگردانی و آوارگی را پشت سر گذاشت. یغما در سن هفت سالگی در بیرون ده شتر می چراند و معاش خانواده خود را تأمین می کرد. یغما در نوجوانی به سمت منشی حاکم جندق برگزیده شد و در این زمان اولین اشعار خود را با تخلص مجنون آغاز کرد. در سال 1216 ه.ق حاکم مزبور سر به طغیان برداشت و در جنگ با سردار اعزامی از مرکز شکست خورد و فراری شد. با این حال یغمابه سبب ادب و لیاقت خود به منشیگری سردار ذوالفقار خان حاکم سمنان و دامغان برگزیده شد و مدت شش سال در نزد وی بود.یغما در سال 1222 ه.ق بر اثر تلقینات سوءاطرافیان سردار که به شهرت شاعر رشک می بردند مورد خشم سردار ذوالفقار خان قرار گرفت و پس از فلک چند ماه به سیاهچال افتاد و کلیه اموالش نیز ضبط و توقیف شد. یغمای جندقی پس از آزادی نام و تخلص خود را به ابوالحسن یغما تغییر داد وجامه درویشی پوشید و پس از چند ماه سیر و سیاحت از راه یزد به تهران رفت. وی درتهران مورد توجه حاجی میرزا آقاسی صدراعظم محمد شاه قاجار که فردی صوفی مسلک بود قرار گرفت و موقعیت بالایی در دربار یافت .یغما پس از چندی به حکومت کاشان منصوب شد و سپس به هرات نقل مکان کرد و در سال 1276 ه.ق در زادگاهش درگذشت. یغمای جندقی شاعری وارسته بود که هیچگاه به مدح شاه و درباریان نپرداخت . از وی غزلهای زیبایی به یادگار مانده که در زمره بهترین غزلهای عهد قاجاریه بشمار میرود یغما از جمله شعرای این دوره بود که در صدد پالایش زبان فارسی از لغات بیگانه برآمد و لذا در اکثر اشعار خود از لغات اصیل پارسی استفاده می کرد. از این شاعر توانا اشعاری در قالبهای مختلف شعری اعم از غزل، قصیده، رباعی و ترجیع بند و همچنین هجویاتی به یادگار مانده است که بخصوص هجویات او انعکاسی از خشم شاعر نسبت به وضعیت نابسامان اجتماعی جامعه خود میباشد. یغما همچنین اشعار مذهبی زیبایی ازجمله مرثیه هایی در وصف واقعه کربلا سروده که در مراسم نوحه خوانی و سینه زنی دهه عاشورا قرائت میشود. اودر سن هشتاد سالگی به زادگاهش بازگشت و در سال ۱۲۷۶ قمری در آن جا از دنیا رفت.
آثار وی ظلم وستم زورمندان عصر را در ضمن هجو و هزلهای تند و بی پروای خود برملا میکند . وی فساد آن روزگار را در کلمات رکیک و ناسزاهای خود به خوبی نشان میدهد.
او علاوه بر هجویات، که جالبترین بخش اشعار اوست، غزلیاتی به شیوهٔ معمول زمانه نیز دارد. از وی اشعاری انتقادی باقی مانده که عمدتا هجو ظالمان زمانه و برخی روحانیون فاسد عصر ست. از وی نامههایی نیز به دوستان، بستگان و دانشمندان عصر باقی مانده است.
وی به زبان عربی آشنایی و علاقه نداشت. از تازی نویسی بیزار بود و به سرهنویسی دلبستگی داشت.
مجموعه آثار وی به تصحیح سید علی آل داوود در تهران به چاپ رسیده است.
تاریخ ادبیات ۱ و ۲ رشته علوم انسانی، سال ۷۵، صفحه ۲۶۹ شورای گسترش زبان فارسی /http://www.persian-language.org