0

تاريخ ادبيات ايران / سامانيان

 
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:تاريخ ادبيات ايران / قاجار
یک شنبه 8 اسفند 1389  5:46 PM

فروغی بسطامی

 
فروغی بسطامی
زادروز ۱۲۱۳ ه.ق.
کربلا
درگذشت ۲۵ محرم ۱۲۷۴ ه.ق.
تهران
نام‌های دیگر میرزا عباس بسطامی
سبک غزلسرا
لقب فروغی

فُروغی بَسطامی از غزل‌سرایان دوره قاجار بود. او شاعر معاصر سه تن از پادشاهان قاجار بود: از زمان فتحعلی شاه نامور گشت، و در دوره‌های محمد شاه و ناصرالدین شاه به کار خویش ادامه داد.[۱]

فهرست مندرجات

[نهفتن]
  • ۱ زندگی‌نامه
  • ۲ شعر
    • ۲.۱ نمونهٔ اشعار[نیازمند منبع]
  • ۳ پانویس‌ها و منابع
  • ۴ پیوند به بیرون

[ویرایش] زندگی‌نامه

میرزا عباس فرزند موسی، معروف به میرزا عباس بسطامی با تخلص فروغی، در سال ۱۲۱۳هجری قمری، حین سفر خانواده‌اش به عتبات عالیات، [۱] در کربلا[نیازمند منبع] زاده شد. پس از چندی به همراه خانواده‌اش در ساری مازندران اقامت گزید. او پس از مدتی به تهران آمد.[۱] او در نوجوانی در زمان فتحعلی شاه، مدتی را در شهر بسطام به سر برد؛ وزهمان‌روی به بسطامی منتسب گشت. او چندی را نیز در شهر کرمان، در خدمت حسنعلی میرزا شجاع‌السلطنه گذراند که در همان دوران، بنا به درخواست شجاع‌السلطنه، تخلص خود را به نام فرزند او «فروغ‌الدوله»، فروغی نهاد. فروغی بسطامی تا پیش از آن در شعرهایش، تخلص مسکین را به‌کارمی‌برد.[۱]

عموی او، دوست‌علی‌خان معیرالممالک، خزانه‌دار فتحعلی شاه قاجار بود.[۱] فروغی بسطامی پس از یک سال کسالت شدید[نیازمند منبع] در روز ۲۵ محرم[نیازمند منبع] ۱۲۷۴ قمری در تهران[نیازمند منبع] درگذشت.

[ویرایش] شعر

او شاعری بود که در شعرهایش پادشاهان نخستین قاجار را می‌ستود.[نیازمند منبع] بیشترین و برجسته‌ترین شعرهایش در قالب غزل است. فروغی بسطامی از جرگهٔ شاعران صوفی‌منش بود. او در بهترین غزل‌های عارفانه‌اش لطافت و شیرینی را با رسایی و سادگی واژگان، به‌هم می‌سرشت.[۱]

هرچند گفته می‌شود که فروغی بسطامی، حدود بیست‌هزار بیت شعر داشته‌است، اما آنچه از او برجا مانده‌است و در زمان خود او هم به صورت پیوست دیوان قاآنی به چاپ رسید، چیزی در حدود پنج‌هزار بیت است.[۱]

[ویرایش] نمونهٔ اشعار[نیازمند منبع]

مردان خدا پردهٔ پندار دریدند   یعنی همه جا غیر خدا هیچ ندیدند
یک طایفه را بهر مکافات سرشتند   یک سلسله را بهر ملاقات گزیدند
یک فرقه به عشرت در کاشانه گشادند   یک زمره به حسرت سرانگشت گزیدند
جمعی به در پیر خرابات خرابند   قومی به بر شیخ مناجات مریدند
یک جمع، نکوشیده، رسیدند به مقصد   یک قوم دویدند و به جایی نرسیدند
فریاد، که در رهگذر آدم خاکی   بسی دانه فشاندند و بسی دام تنیدند
همّت طلب از باطن پیران سحرخیز   زیرا که یکی را ز دوعالم طلبیدند
زنهار، مزن دست به دامان گروهی   کز حق ببریدند و به باطل گرویدند
چون خلق در آیند به بازار حقیقت   ترسم نفروشند متاعی که خریدند
کوتاه‌نظر غافل ازآن سرو بلند است   کاین جامه به اندازهٔ هرکس نبریدند
مرغان نظرباز سبک‌سیر، فروغی   از دامگه خاک برافلاک پریدند

[ویرایش] پانویس‌ها و منابع

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ ۱٫۵ ۱٫۶ واژه‌نامهٔ دهخدا، سرواژهٔ «فروغی بسطامی»
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها