پاسخ به:تاريخ ادبيات ايران / قاجار
یک شنبه 8 اسفند 1389 5:45 PM
| وصال شیرازی | |
|---|---|
| زادروز | ۱۱۹۷ ه.ق شیراز |
| درگذشت | رجب ۱۲۶۲ ه.ق شیراز |
| آرامگاه | ، شاهچراغ |
| نامهای دیگر | ابواحمد محمد شفیع |
| لقب | میرزا کوچک' وصال |
| دوره | قرن سیزدهم هجری |
| آثار | مثنوی بزم وصال صبح وصال دیوان اشعار |
| فرزندان | وقار ، حکیم ، داوری ، فرهنگ ، توحید ، یزدانی |
| والدین | محمد اسمعیل شیرازی |
محمدشفیع شیرازی(۱۱۹۷-۱۲۶۲ ه.ق/ ۱۷۸۳-۱۸۴۶ م) فرزند محمد اسماعیل٬ ملقب به میرزا کوچک متخلص به وصال و کنیهاش ابومحمد و ابواحمد٬ از شعرا، ادیبان و خوشنویسان معروف شیرازی در سده سیزدهم هجری بود.[۱] او گاهی آثار خوشنویسی خود را با امضاء "میرزا کوچک" و گاهی با نام "وصال شیرازی" رقم میزد.[۲]
فهرست مندرجات[نهفتن]
|
او فرزند محمد اسمعیل شیرازی بود. جد سوم او در زمان سلاطین صفویه عامل گرمسیرات فارس بود و جدش میرزا شفیع در دستگاه نادرشاه سمت دبیری داشت. پس از سپری شدن دوران قدرت زندیه میرزا شفیع چندی با پریشانی زندگانی کرد ودر تنگدستی درگذشت. او چهار فرزند داشت یکی میرزا قاسم که از مشایخ سلسله ذهبیه بود و دیگری میزا اسمعیل که پدر میرزا کوچک بود.
میرزا محمد اسمعیل در خوشنویسی و رقوم و سیاق همتا نداشت. وی در ابتدای جوانی از کار دولتی کنارهگیری کرد و به آذربایجان رفت و سپس به شیراز بازگشت و با دختر میرزا عبدالرحیم شاعر شیروانی ازدواج کرد. از این ازدواج، وصال شیرازی در سال ۱۱۹۷ه.ق به دنیا آمد.
دیری نپایید که وصال یتیم شد و پدر مادرش سرپرستی او را برعهده گرفت. پدر مادر نیز پس از دو سال درگذشت و تربیت میرزا کوچک را خالوی او میرزا عبداله تکفل نمود . میرزا عبداله خطی متوسط داشت و از راه نوشتن قرآن امرار معاش میکرد. وصال چون به سن تمیز رسید به درویشی و فقر مایل گردید و در طلب مردی کامل بود تا دست ارادت به دامان میرزا ابوالقاسم سکوت زد.
با وجود آنکه سلاطین و فرمانروایان راغب بودند وصال را در کنف حمایت خود درآورند اما وصال کمتر گرد این گونه مجالستها میگشت و از راه کتابت قرآن مجید نیاز مادی خود را برطرف میکرد.[۳] وی به فرزندان خود میگفت: شعر نیکو صنعت است ولی شاعری حرفه زشتی است زیرا آن دریایی از دانش و فنی از حکمت است و این نوعی گدایی.
وصال دو روز ایام هفته را صرف تدریس به عموم میکرد. در سن شصت و چهار سالگی چشمش به آب مروارید مبتلا شد و یکسال نابینا بود. پس از آن طبیبی از کرمانشاه چشمش را میل زد و چشمش معالجه شد. وصال چنان به مطالعه عشق داشت که بعد از معالجه چشم فوراً مطالعه را از سر گرفت و همین امر باعث شد مجدداً نابینا گردد. در رجب ۱۲۶۲ ه.ق به رحمت ایزدی پیوست و در بقعه شاهچراغ در شیراز، در جوار مدفن مرشد خود میرزای سکوت مدفون شد.
وصال از بزرگترین شاعران و ادیبان سدهٔ سیزدهم هجری است. دیوان اشعار او نزدیک به سی هزار بیت دارد. وصال در مرثیه سرایی از تمامی شعرا گوی سبقت را ربود. از سرودههای وی دیوان شعر و مثنوی "بزم وصال" است و اتمام مثنوی "فرهاد و شیرین" وحشی بافقی است که ناتمام مانده بود. او همچنین "اطواق الذهب" اثر زمخشری را به فارسی ترجمه کرده است.
وصال همهٔ خطوط متداول را خوش مینوشت. آثار متعددی از او در خط نسخ٬ نستعلیق و شکستهنستعلیق موجود است؛ ولی در خط نسخ بیش از سایر خطوط مهارت داشت و در این خط علاوه بر استواری٬ ملاحت و لطافت خاصی داشت.[۴]
وصال شیرازی شش پسر داشت: وقار، حکیم، داوری، فرهنگ، توحید، یزدانی. که جملگی شاعر و خوشنویس بودند و از مشاهیر سده سیزده هجری بهشمار میآیند.[۵][۶]