پاسخ به:تاريخ ادبيات ايران / افشاريان و زنديان
یک شنبه 8 اسفند 1389 5:37 PM
عاشق اصفهانی، نام او آقامحمد و شغل وی خیاطی و در شیوه غزلسرایی طرزی دلپسند دارد. معاصر هاتف اصفهانی و آذر بیگدلی بوده است. او در سال (۱۱۸۱ هجری قمری) درگذشت.
می خورده به غیر، آن شکر لب امشب من ، شمع صفت ، فتاده در تب امشب گفتی که کی از فراق خواهی جان داد ای بی خبر از غم من ، امشب، امشب *** گفتم که به وصل او مرا دسترس است بختم یار است و دلبرم همنفس است ننهاده قدم به کوی او گفت : برو ناکرده نظر به روی او گفت بس است *** آن شوخ که خون من محزون میریخت هرکس می دید ، اشک گلگون می ریخت آگاه نیم که با دل خسته چه کرد میرفت و ز دست و دامنش خون می ریخت *** خوش آن که شود روزی من روز وصال طالع گردد مهر دل افروز وصال تا کی شب هجر و تا به کی صحبت غم کو یار و کجاست، روز نوروز وصال عاشق ، نام شرفیش آقا محمد، اصلش از خاک اصفهان است ، شاعری صاحب دیوان و از غزل سرایان توانایی ایران محسوب می شود .تخلصش عاشق و تمایل او بیشتر به سرودن غزل و رباعی بوده است ، در غزل ها اشعار عاشقانه ی بسیار خوب دارد ، هر چند شهرت وی زبان زد خاص و عام نیست اما خواندن اشعار او شوق و لذت شگرفی را درذهن پدیدارمیکند. میرزا علیرضا شهره ،در تذکره دبستان العشاق چنین می نویسد: عاشق شاعری صاحب دیوان است. از غزل سرایان به اعتقاد حقیر بعد از شیخ و خواجه بر همه مزیت دارد عاشق اصفهانی دارای صفات پسندیده فراوان بود ، پیشه اش خیاطی و طبعش قناعت. سرانجام وی در سن هفتاد سالگی در سال ۱۱۸۱ رخت از جهان بربست. گفتم ز هواش ، چون دلم گمره شد رحمی، که مرا وقت سخن بیگه شد گفتا به کرشمه گر بمیری تو ، چه غم افسانه تمام شد ، سخن کوته شد