0

تاريخ ادبيات ايران / سامانيان

 
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:تاريخ ادبيات ايران / حمله مغول
شنبه 7 اسفند 1389  3:41 PM

سلمان ساوجی

 

سلمان ساوجی، خواجه جمال‌الدین سلمان‌بن خواجه علاءالدین‌محمد نامدار به سلمان ساوجی اوایل قرن هشتم، در سال ۷۰۹ هجری قمری در ساوه زاده شد. دارای قصاید شیوا و مثنوی‌ها و رباعیات است. پدرش علاءالدین اهل فضل بود و شغل دیوانی داشت.

فهرست مندرجات

[نهفتن]
  • ۱ شعر
  • ۲ آثار
  • ۳ پایان زندگی
  • ۴ منابع
  • ۵ پیوند به بیرون

[ویرایش] شعر

سلمان تحصیل کمالات کرد و سخن‌پردازی‌های او تنها از روی قریحه وذوق نبود. در اوایل عمر خواجه غیاث‌الدین محمد وزیر سلطان ابوسعید بهادر (۷۱۶-۷۳۷) را در قصاید خود مدح کرد و سپس شیخ حسن بزرگ از سلسله جلایریان و سلطان‌حسین و سلطان‌اویس رامدح گفت، او مدت چهل سال در سفر و حضر و تبریز و بغداد مداحی آن خانواده را نمود. سلمان در درجه اول قصیده‌سراست و می‌توان او را از آخرین قصیده‌سرایان معروف ایران پیش از صفویان دانست. سلمان در تغزل و عاشقانه‌ها نیز زبردست است و از این جهت مورد توجه قرارگرفت. از اوست:

باد نوروز از کجا این بوی جان می‌آورد   جان من پی تا به کوی دلستان می‌آورد
ورنه اقلیم فلک شکرانه این مژده را   مسرعان عالم علوی به رسم مژده خواه

سلمان ساوجی در شعر زیر به داستان توطئه منصور اشاره دارد که ابومسلم را از مرو به بغداد طلبید و او نرفت، منصور سوگندها خورد و عهدها گرفت که او را آزاری نرساند و ابومسلم از مرو به نیشابور و از آنجا به ری شد. مولف مجمل‌التواریخ می‌نويسد: «چون به ری رسید، رای و خرد آنجا بگذاشت و به همدان شد» وسرانجام به بغداد رفت و به امر منصور کشته شد.

آنکه می‌انداخت سر چون خیمه بر گردن به ری   شد اسیر خواری و مستوجب چندین عذاب
کرد رو بر آسمان کای آسمان تدبیر چیست   آسمان گفتش «ترکت الرای بالری» در جواب

در منابع به موسیقی‌دانی او اشاره نشده، لیکن رامشییان و موسیقی‌دانان او را گرامی می‌داشتند. دوبیتی او که درباره کاسه‌نوازی مراغی سروده بر این پایه است:[۱]

آوازهٔ کاسهٔ تو این بنده شنید   وز طبع لطیفش به نواها برسید
این کاسهٔ دیده‌ای که بیننده ز ماست   تا کاسهٔ دیده هست مثل تو ندید

سلمان گذشته از قصیده و غزل؛ ترجیع‌بند‚ ترکیب‌بند‚ قطعه‚ مثنوی و رباعی نیز گفته است:

بوستان بر دوستان افشاند از این بهجت نثار   آسمان بر آسمان انداخت زین شادی کلاه

او در تصوف نیز اشعاری دارد:

گر سر و ترک کلاه فقر داری ای فقیر   چار ترکت باید اول تا رود کارت به پیش
ترک اول ترک مال و ترک ثانی ترک جاه   ترک ثالث ترک راحت ترک رابع ترک خویش

[ویرایش] آثار

بسیاری از شعرهای سلمان ساوجی در مدح شیخ حسن و همسرش دلشادخاتون و سلطان‌اویس سروده شده. دو مثنوی یکی موسوم به «جمشید و خورشید» و دیگری «فراق‌نامه» دارد:[۱]

  • جمشید و خورشید در ۷۶۳ قمری به پایان رسیده
  • فراق‌نامه در ۷۷۰ قمری به پایان رسید

[ویرایش] پایان زندگی

سلمان در آخر عمر از نظر جلایریان افتاد و در ساوه انزوا جست و گرفتار پریشانی گشت و سرانجام به سال ۷۷۸ هجری قمری در زادگاه خود درگذشت.

[ویرایش] منابع

  • لغت‌نامه دهخدا
  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ستایشگر، مهدی. نام نامهٔ موسیقی ایران زمین جلد سوّم. چاپ اوّل، تهران: اطلاعات، ۱۳۷۶، ISBN 964-423-377-8(جلد ۳)، ‏ص۲۷۹.
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها