پاسخ به:كنكور و دانشگاه / علم، تعلیم، تربیت ؟!
پنج شنبه 5 اسفند 1389 4:08 PM
علم، تعلیم، تربیت ؟!
|
● فلسفهٔ علم فلسفهٔ علم یا فلسفهٔ علوم شاخهای ست از فلسفه که به مطالعهٔ تاریخ، ماهیّت، اصول و مبانی، شیوهها، ابزارها، و طبیعتِ نتایجِ به دست آمده در علومِ گوناگون همّت میگمارد. فلسفهٔ علم، از لحاظِ علمِ موردِ بررسی خود به زیرشاخههایِ متعدّدی تقسیم میگردد که از جملهٔ آنها میتوان فلسفهٔ فیزیک، فلسفهٔ شیمی، فلسفهٔ ریاضیّات، فلسفهٔ زیستشناسی، فلسفهٔ علومِ اجتماعی، فلسفهٔ مکانیکِ کوانتومی، و فلسفهٔ نسبیّت را ذکر نمود. ● ظهورِ فلسفهٔ علم فلسفهٔ علم نسبت به بسیاری از شاخههایِ دیگرِ فلسفه بسیار تازه و جوان است. اگر برخی از اظهارِ نظرهایِ ارسطو، فرانسیس بیکن در قرنِ شانزدهم، و تعدادِ اندکشماری از متفکرانِ قرنِ نوزدهم مانندِ جان استوارت میل، هیوئل، و هرشل را استثنا کنیم، بحثهایِ جدی، متمرکز و مفصل اولین بار در قرنِ بیستم و توسطِ پوزیتیویستهایِ منطقی گسترش داده شد. بعدها بحثها در موافقت و مخالفت با فرانسیس بیکن و استقراگرایان، و نیز با پوزیتیویستهایِ حلقهٔ وین منجر به پیدایشِ مکاتبِ بسیار مهمِ دیگری در فلسفهٔ علم گردید. ابطالگرایی، واقعگرایی (رئالیسمِ علمی)، و نسبیگرایی از آن جمله هستند. ● تعریف علم تعلیم و تربیت (آموزش و پرورش) برای معرفی هر علم بهترین راه تعریف، بیان ابعاد و ویژگیهای آن علم میباشد. امّا دربارة علم تعلیم و تربیت این وضع قدری متفاوت است. زیرا غالب دانشمندانی که در حیطة تعلیم و تربیت صاحب رأی میباشند، هم در تعریف و ماهیت علم تعلیم و تربیت و هم در ابعاد و ویژگیهای آن اختلاف نظر دارند. تعریف علم تربیت (Pedagogie) همانند خود تربیت (Education) بسیار مشکل و دشوار است. در دائرة المعارف فلسفی لالند آمده است: پداگوژی (تعلیم و تربیت) از ریشة یونانی است و آن وظیفة بردهای بوده است که اداره و هدایت اطفال را به عهده داشته است. بنابراین معنا از تربیت، اهلیّت این فرد به اصطلاح مربی را هم میتوان تکنیک دانست، هم کاری هنری، و هم ناشی شده شده از فلسفه و نیز علم. بعضی از فلاسفة تعلیم و تربیت چون «امانوئل کانت» مشکل تعریف و تربیت را به مشکل بودن ماهیت تربیت ربط میدهند و معتقدند: برخلاف آنچه مردم تصور میکنند تعلیم و تربیت بزرگترین و دشوارترین مسائل مبتلا به انسان است. او در بین ابداعات بشر دو مورد را از بقیه مشکلتر میداند، هنر مملکتداری یعنی حکومت، و هنر تعلیم و تربیت. وی معتقد است، مردم هنوز دربارة معنای واقعی این دو اختلاف نظر دارند.(شکوهی ۱۳۶۳) برخی دیگر از فلاسفة تعلیم و تربیت در تعریف «تربیت» و «آموزش و پرورش» با مشکل مواجه شده تا جایی که افراد صاحبنظری مانند پیترز معتقدند: فلاسفة جدید، تلاش در راه ارائة تعریف از «تربیت» و «آموزش و پرورش» را رها کرده و یا به حداقل تعریف یعنی تعریف فرضی بسنده کردهاند.( شفیلد) دور کیم، جامعه شناس معروف، تعلیم و تربیت را یک نظریة علمی میداند. که با استفاده از دادههای علوم دیگر نظیر روان شناسی و جامعه شناسی به ارزیابی نظامها و روشهای تربیتی میپردازد و به این طریق عمل مربیان را توضیح داده و هدایت میکند. ( شکوهی ۱۳۷۵)به اعتقاد برخی دیگر از صاحب نظران، تربیت فعالیتی مداوم، جامع (توجه به همة آنچه برای به کمال رسیدن انسان لازم است، همة ابعاد وجودی و نیازهای فردی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی انسان) و برای همه (فرد فرد جامعه) و برای رشد و تعالی و تکامل انسان و غنای فرهنگی و تعالی جامعه. تربیت هم نیازی مستقل و هم وابسته، هم نهایی و هم واسطهای، هم هدف است و هم وسیله، هم زیربنای اجتماع است و هم غایت است و هم مقصود. (فیوضات۱۳۷۴) ● آیا تعلیم و تربیت یک علم است؟ همچنان که گفته شد در میان اندیشمندانی که در حوزة تعلیم و تربیت فعالند، در علمیّت تعلیم و تربیت یا آموزش و پرورش، به عنوان یک علم مانند دیگر علوم، البته با ویژگیهای مربوط به خود، اختلاف نظر وجود دارد. هر علمی سعی دارد تا قلمرو خود را مشخص کند، موقعیتهای و واقعیتهای مربوطه را بیان کرده و قوانین حاکم بر آن را کشف کند.(شکوهی۱۳۷۵) امّا تا قرن ۱۸ میلادی به کارگیری روشهای علمی معروف و متداول، در تعلیم و تربیت مرسوم نبوده و حتی صاحبنظرانی همچون ژان ژاک روسو نیز از به کارگیری آن در تعلیم و تربیت احتیاط میکردند و منتظر تدوین رسالهها و متون علمی در این زمینه بودند.(همان) متفکری چون کانت به تربیت تجربی (غیر علمی) بیشتر دلبسته بود تا روش علمی آزمایشی. او معتقد بود تربیت هنری است که فقط با جمع شدن تجارب چند نسل کامل خواهد شد. و بالاخره برخی نیز معتقدند که تربیت فرآیندی تصادفی است که روش علمی به هیچ وجه در آن راه نیافته است. با این همه، پیشرفت همة علوم مربوط به آدمی، به تدریج بحث دربارة پدیدههای انسانی بسیار پیچیده را، بدون این که سبب تخریب آن شود، امکان پذیر کرد، و با تجزیه و تحلیلهای نسبتاً دقیق علمی موقعیتهای تربیت، کم و بیش به تحقق علم تربیت و به پیدایش آنچه امروزه به علوم تربیتی معروف است انجامید. (همان) در قرن نوزدهم فعالیتهایی در زمینه علمی کردن تعلیم و تربیت صورت گرفت ولی چندان قانع کننده نبود. تا بالاخره در قرن بیستم برای اولین بار شخصی به نام لوسین سل لوریه «طرح کلی علم پداگوژیک» را زیر عنوان معنای «واقعیات و قوانین تربیت»، منتشر نمود. مؤلف مذکور از علمیت تعلیم و تربیت به شدت دفاع میکرد و معتقد بود که: هدف تعلیم وتربیت جستجوی قوانین مربوط به پدیدههایی است که در تربیت به ظهور میرسد، بر آن تأثیر میگذارد و از مقدمات معینی استنتاج شده است. او معتقد است: این علم موجب نظم و روشنی شده و به ما اجازه میدهد تا اندازهای پیش بینی کنیم که در شرایط یکسان، نتایج فلان روش یا شیوة تربیتی چه خواهد بود. در لغت نامة معروف بویسون آمده است: تعلیم و تربیت علم تربیت است، اعم از تربیت بدنی، ذهنی و اخلاقی. در این علم از دادههای علومی نظیر فیزیولوژی، روان شناسی، تاریخ و... استفاده می شود. دور کیم نیز تعلیم و تربیت را یک نظریة علمی، جان دیویی، و نیز اشخاصی مثل پل لاپی آن را به دلایل مختلف علم میدانند و خطوط اصلی آن را پیریزی شده میدانند و معتقدند که: علوم تربیتی از مجموع نظم و مقررات و شیوههایی که واقعیتها و موقعیتهای مختلف تعلیم و تربیت را در بافت تاریخی، اجتماعی، اقتصادی، فنی و سیاسی آن پیجویی میکند، تشکیل میشود. امّا در عین حال، حتی تا اواخر قرن بیستم نیز بسیاری از متخصصان از آن با احتیاط سخن میگفتند. آنان تعلیم و تربیت را همانند برخی پیشینیان، هنر و حرفه میدانند نه علم. به نظر آنان تعلیم و تربیت تنها هنر و یا فنی کاربردی است که میکوشد حتی الامکان روشهای علمی را در تحقیقات خود به کار برد.(شکوهی ۱۳۷۵) از مجموع آنچه گفته شد میتوان نتیجه گرفت که، در هر صورت تعلیم و تربیت یک علم است. البته این علم نیز مانند علوم دیگر دارای ویژگیهای منحصر به خود میباشد. ● ویژگیهای علم تعلیم و تربیت ۱) موضوع تربیت، انسان است و انسان موجودی پیچیده است. نوع زندگی فردی و به تبع اجتماعی او نیز دائماً در حال تحول و دگرگونی میباشد، بسیاری از ابعاد وجودی او هنوز در هالهای از ابهام باقی مانده است. به همین دلیل علم تعلیم و تربیت نیز از جهات مختلف دارای پیچیدگی فوق العادهای است. ۲) علم تعلیم و تربیت یا علوم تربیتی، از جملة علوم بین رشتهای (Interdisciplinary) است. این علم از مجموعهای از علوم انسانی و غیر انسانی از قبیل: تاریخ، اقتصاد، آمار، ریاضیات، فیزیولوژی، روان شناسی، جامعه شناسی، انسان شناسی، مردم شناسی، و حتی فلسفه و هنر و... بهره میبرد. ۳) علم تعلیم و تربیت صرفاً یک علم نظری محض نیست بلکه علمی کاربردی است. یافتههای این علم در عمل برای تربیت انسان به کار گرفته میشود و اساساً سودمندی علم تعلیم و تربیت به کاربردی بودن آن است. ۴) در تعلیم و تربیت، همانند برخی علوم دیگر، علاوه بر یافتهها و نظریههای علمی، یک سیستم و نظام تربیتی نیز پیریزی میگردد تا آن یافتهها و نظریههای علمی در عمل به کار گرفته شود. این سیستم دارای سلسلهای از اهداف، مبانی، اصول، شیوهها، خط مشیها، ... و روشهای ویژهای میباشد. آنچه دربارة جوان بودن علم تعلیم و تربیت گفته شد، نه تنها دربارة نظام تربیتی صادق است، بلکه باید گفت نظامهای تربیتی موجود در عالم به مراتب از خود علم تعلیم و تربیت جوانتر است. ۵) تعلیم و تربیت بعنوان رشته ی تحصیلی در دانشگاه تدریس می شود و دارای کتاب ها، نشریه ها و انجمن های تخصصی می باشد. |
مصطفی عزیزی شمامی پینوشت: ۱ (http://fa.wikipedia.org) ۲ (Andre Lalande: Vocabulaire Technique Critique de la Philosophie. ) ۳ Immanuel Kant. ۱ R.S. Paters ۲ Emile Duikheim ۳ Jean Jauques Rousseau ۴ Lucien Cellerier ۵ Esquisse dune science pedagoqgique ۱ Dictionnaire de Pedagogie de BUISSON ۲ John Dewey ۳ Paul LAPI ۴ Dscipline منابع: ۱. امانوئل کانت، تعلیم و تربیت، انتشارات دانشگاه تهران، ترجمه غلامحسین شکوهی، تهران، ۱۳۶۳. ۲ . کلیات فلسفة آموزش و پرورش، هری شفیلد، ترجمه دکتر سرمد، ص ۴۵. ۳. مبانی و اصول آ.پ، غلامحسین شکوهی، آستان قدس رضوی، مشهد، ۱۳۷۵. ۴. مبانی برنامهریزی آموزشی، یحیی فیوضات، مؤسسه نشر ویرایش، تهران، ۱۳۷۴. |
|