مکعبهای چوبی
همراه با کوچ مکعبهای چوبی من بودم و پرواز مردان جنوبی
در امتداد آن خیابان دیدنی بود تکرارگل ، تکرار غم ، تکرار خوبی
ای سبزها اینجا در این بن بست مانده ست آلونکی چشم انتظار گرد روبی
غم همچو موجی ساحل سرد دلم را خواهد گرفت امشب به باد مشت کوبی
دلتنگم امشب راحتم بگذار ای غم دست از سرم بردار این تنگ غروبی
بگذار من هم کوله بارم را ببندم همراه با کوچ مکعبهای چوبی