پاسخ به:اخبار بين الملل امروز
سه شنبه 3 اسفند 1389 7:12 PM
خبرگزاري فارس: يكي از محققين شركتكننده در يازدهمين كنفرانس سالانه هرتصليا با اذعان به اين واقعيت كه زمان اکنون عليه رژيم صهيونيستي است، اعلام كرد كه كشورهاي اسلامي منطقه ميتوانند با وحدت و رهبري ايران عليه اسرائيل پيروز شوند.

به گزارش فارس، كنفرانس سالانه هرتصليا يكي از محافل سياسي – راهبردي رژيم صهيونيستي است كه علاوه بر بررسي مشكلات پيشِروي اين رژيم از نظر داخلي و خارجي، به ارائه راهكار و پيشنهاد براي آينده اين رژيم ميپردازد.
نقش اين كنفرانس از آنجا قابل توجه هست كه متفكرين، محققين، مسئولين داخلي و خارجي بنامي در اين كنفرانس شركت كرده و نتايج اين كنفرانس را بهعنوان سياستهاي راهبردي و اجرايي رژيم صهيونيستي معرفي ميكنند.
"نير بامبز " نايب رئيس "مركز آزادي براي خاورميانه " ميگويد: كنفرانس هرتصليا آنچنان تاثير گذار است كه سبب ميشود متفكرين و مسئولان درون نقشه و مسير درست قرار بگيرند.
اگرچه به خاطر چارچوب سياسي رژيم صهيونيستي نقش "تينك تنكها " يا به عبارتي انديشكدهها و مؤسسات راهبردي در رژيم صهيونيستي به صورت مستقيم در تصميم گيريهاي اين رژيم به كار گرفته نميشود ولي كنفرانس هرتصليا به عنوان يكي از انديشكدههاي بينالمللي از چنان نفوذي برخوردار است كه بنابر اظهارات تحليلگران "آريل شارون " نخست وزير اسبق رژيم صهيونيستي با توجه به تحقيقات و نتايج اين كنفرانس سالانه دستور به خروج از نوار غزه را صادر ميكند.
كنفرانس هرتصليا با همكاري سه مؤسسه مهم و راهبردي در سرزمين اشغالي برگزار ميشود؛ اولين و مهمترين مركز "مؤسسه سياست و استراتژي " است، دومين مؤسسه "مركز مطالعات ميانرشتهاي هرتصليا " است و سومين حامي برگزار كننده در اين كنفرانس "كالج حكومت، ديپلماسي و استراتژي لاودر " است.
در ادامه، خبرگزاري فارس به دليل اهميت اين كنفرانس، به تدريج به بررسي يازدهمين كنفرانس هرتصليا ميپردازد.
يازدهمين كنفرانس سالانه هرتصليا به مدت چهار روز از 6 تا 9 فوريه سال 2011 تشكيل شد.
در اين كنفرانس 265 نفر شامل مسئولان عاليرتبه سياسي از داخل و خارج رژيم صهيونيستي، محققين و نمايندگان كشورها دعوت شده و همچنين تعداد قابل توجهي از نمايندگان اتحاديه اروپا سخنراني كردهاند كه در پرداختن به بعضي از مباحث ارائهشده در كنفرانس، به معرفي اين اشخاص ميپردازيم.
از جمله افراد شناخته شده در اين كنفرانس مي توانيم به "راسموسن " دبير كل ناتو، "توني بلر " نخست وزير اسبق انگليس، "جيمز جونز " مشاور امنيت ملي "باراك اوباما " اشاره كنيم.
علاوه بر افراد خارجي، تمام سران داخلي رژيم صهيونيستي مانند "شيمون پرز " رئيس رژيم صهيونيستي، "بنيامين نتانياهو " نخست وزير و "گابي اشكنازي " رئيس سابق ستاد مشترك ارتش اين رژيم شركت كرده و سخنراني كردهاند.
بنابر تحليل كارشناسان درباره يازدهمين كنفرانس سالانه هرتصليا، اين كنفرانس نسبت به ديگر كنفرانسهاي برگزار شده از اهميت خاصي برخوردار بوده است.
كارشناسان دليل اين اهميت را حوادث اخير در خاورميانه و آفريقا توصيف كردهاند كه به صورت مستقيم و غيرمستقيم با منافع رژيم صهيونيستي در تضاد بوده است.
اين كنفرانس با پيامي از طرف "دني روچيلد " رئيس مؤسسه "سياست و راهبرد " و همچنين رئيس كنفرانس سالانه هرتصليا و يكي از افسران ارشد رژيم صهيونيستي شروع شد.
روچيلد در اين پيام گفت: با توجه به تهديدات فراروي اسرائيل از جمله ايران، سوريه، حزبالله، حماس و در آيندهاي نه چندان دور مصر و كشورهاي عربي، اسرائيل با مشكلات فراواني روبهرو ميشود كه بدون همفكري و كمك دوستان اسرائيل گذر از اين مشكلات عملا انجام نشدني است.
وي همچنين در روز ابتدايي يازدهمين كنفرانس سالانه هرتصليا گفت: اگرچه كنفرانس هرتصليا از نظر بينالمللي داراي وجه خاصي است و مسائل مهمي در اين كنفرانس بررسي ميشود ولي آنچه اسرائيل در طول سالهاي پيش به دنبال آن بوده است و نتوانسته به آن دست پيدا كند، عملا در يك كنفرانس چهارروزه نيز به آن دست پيدا نخواهد كرد و اين كنفرانس ميتواند تنها قسمت كوچكي از اهداف اسرائيل را محقق كند؛ براي دستيابي به اهداف بايد بيش از پيش تلاش كرد و با همفكري محققين و افراد خلائق به سمت پيروزي پيش برويم.
موضوعات ارائه شده در يازدهمين كنفرانس هرتصليا شامل مسائل سياسي، راهبردي، اقتصادي، آموزشي، علم و فناوري بوده است كه خبرگزاري فارس بنابر اهميت و به تدريج به اين مسائل ميپردازد.
موضوعاتي از قبيل جايگاه كنوني رژيم صهيونيستي در منطقه و جهان، بررسي شاخصهاي رشد اقتصادي اين رژيم، نگاهي به دولتهاي عربي و اسلامي، بررسي سياستهاي اوباما در خاورميانه، بررسي نقش حماس و حزبالله در منطقه، بررسي نقش ايران در منطقه و تأثيرات تحريم ايران بر جهان از موضوعات مهمي بود كه در يازدهمين كنفرانس سالانه هرتصليا به آن پرداخته شد.
روز اول اين كنفرانس، روز يكشنبه 6 فوريه 2011 (17 بهمن 1389) به موضوعاتي از قبيل ارزيابي جايگاه رژيم صهيونيستي در منطقه، همچنين بررسي بازيگران قابل توجه براي رژيم صهيونيستي در جهان و بررسي رشد اقتصادي اين رژيم پرداخته شده است.
- آيا زمان بهنفع اسرائيل است؟
يكي از مباحث مطرح شده در اولين روز كنفرانس با عنوان "آيا زمان به نفع اسرائيل است؟ " توسط پروفسور "الكس مينتص " رئيس دانشكده "كالج حكومت، ديپلماسي و استراتژي لاودر "، رئيس قسمت ويرايش مجله "روان شناسي سياسي "، مدرس دانشگاه ياله و دانشگاه عبري، پژوهشگر برتر در "ISA " مطرح شده است.
مينتص در اين بحث با اشاره به پيروزيهاي پيدرپي رژيم صهيونيستي از سال 1947 تا جنگ ششروزه اشاره ميكند و ميگويد: در اين دوران اعراب و كشورهاي مسلمان به اين نتيجه رسيدهاند كه مقابل اسرائيل شانسي براي برتري ندارند و زمان در اين دوران به نفع اسرائيل بود.
وي با اشاره به شكستهاي اخير اين رژيم در منطقه ميگويد: به نظر ميرسد شانس برتري زمان در حال حاضر عليه اسرائيل و بايد راهبردي براي تغيير زمان به نفع اسرائيل تجويز كنيم.
وي در اين بحث با تقسيم كشورهاي خاورميانه به دو گروه ميانهرو و افراطي به ارائه بحث ميپردازد.
مينتص ميگويد: تمام تغييرات از سال 2008 به بعد اتفاق افتاده است.
در تقسيم بندي مينتص، كشورهاي مصر و تركيه و اردن به عنوان كشورهاي معتدل شناخته ميشوند و جنوب لبنان و ايران به عنوان كشورهاي افراطي، سوريه و يمن به عنوان كشوري كه به سمت راديكالي شدن پيش ميروند، شناخته ميشوند.
در تقسيم بندي وي عراق در سال 2008 به عنوان كشوري در نظر گرفته ميشود كه تكليفش از لحاظ سياسي معلوم نيست.
در تقسيم بندي سال 2011، مينتص با توجه به حوادث اخير در منطقه و رشد اسلام گرايي در كشورهاي عربي ميگويد: سوريه، عراق، يمن و تركيه به سمت اسلاميزه شدن كامل و افراطي پيش ميروند و تكليف مصر هنوز معلوم نيست.
وي عربستان، عمان و كشورهاي حاشيه خليج فارس را به عنوان كشورهاي بيطرف و خنثي معرفي ميكند.
مينتص ميگويد: اين تغييرات و حركت به سمت اسلاميزه شدن كشورهايي نظير تركيه، يمن و حتي مصر نشانهاي از تأثيرات انقلاب اسلامي در سال 1979 است.
وي همچنين دلايل تضاد زمان با رژيم صهيونيستي را اينگونه معرفي ميكند: وضعيت تسليحاتي كشورهاي منطقه و كوچك بودن محدوده اسرائيل، مشكل مشروعيت اسرائيل، تأثيرات انقلاب اسلامي ايران در منطقه، شكست آمريكا در عراق و افغانستان، بحران اقتصادي در سال 2008 و همچنين مشكلات داخلي اسرائيل از قبيل شكافهاي اجتماعي و سياسي از عوامل تضاد زمان با اسرائيل است.
مينتص در ادامه ميگويد: با توجه به تغيير گرايش بازيگران مهم در منطقه و روند رو به رشد نفوذ ايران در مناسبات منطقهاي، به نظر ميرسد كه اسرائيل با مشكلات فراواني روبهرو خواهد شد كه شكست جنگ دوم لبنان و جنگ غزه گوشهاي از اين مشكلات بوده است و اين مشكلات در آينده نمود بيشتري پيدا خواهد كرد.
وي همچنين ميگويد: با توجه به مشاهدات و اقدامات كشورهاي عربي به نظر ميرسد كه اين كشورها اگر بازهم با هم متحد بشوند هيچ كاري نميتوانند عليه اسرائيل انجام دهند.
رئيس كالج حكومت، ديپلماسي و استراتژي لاودر در ادامه پيروزي كشورهاي عربي در منطقه را تنها با يك وسيله ممكن ميداند و اينگونه مينويسد: كشورهاي عربي تنها زماني ميتوانند از نظر نظامي و غيرنظامي عليه اسرائيل موفق شوند كه با ايران پيوند مستقيم برقرار كنند و زير نظر رهبري ايران قرار بگيرند.
وي ميگويد: رهبر فعلي ايران به مانند رهبر سابقش [امام خميني(ره)] به عنوان كاتاليزور حركت كشورهاي مسلمان عليه اسرائيل است.
مينتص ميافزايد: شايد پديدهاي به نام احمدينژاد به تنهايي بتواند حركاتهاي ضداسرائيلي در منطقه را مديريت كند و احمدينژاد شاهكليد حركتهاي ضداسرائيلي در منطقه است و نبايد از سياستهاي اعلامي و اعمالي احمدينژاد غافل شويم.
مينتص ميگويد: شايد كليد اصلي پيروزي كشورهاي عربي تنها با حضور احمدينژاد امكان پيدا كند.
وي رئيس جمهور ايران را به عنوان قهرمان و تشويق كننده بازيگران رسمي و غيررسمي عليه رژيم صهيونيستي معرفي ميكند.
اين محقق صهيونيست تنها محدوديت در ميان كشورهاي عربي براي مبارزه عليه اين رژيم را بحث شيعه و سني و تفاوتهاي مذهبي ميان اين دو گرايش معرفي ميكند.
ادامه دارد . . . .
انتهاي پيام/پ*