ديوار شيشهاي ذهن
سه شنبه 3 اسفند 1389 10:56 AM
ما انسانها اگر در عمق باورهايمان جستجو کنيم، کلي ديوار شيشه اي پيدا مي کنيم که نتيجه مشاهدات و تجربياتمونه و وجود خارجي و عيني ندارند و فقط تو ذهن خود ما وجود دارند که همان ديوار شيشهاي ذهن هستند. به گزارش سرويس نگاهي به وبلاگهاي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در وبلاگي به نشانيwww.manemovaffag.blogfa.com آمده است: دانشمندي آزمايش جالبي انجام داد. يک اکواريم شيشهاي ساخت و اونو با يه ديوار شيشهاي دو قسمت کرد. تو يه قسمت يه ماهي بزرگتر انداخت و در قسمت ديگه يه ماهي کوچيکتر که غذاي مورد علاقه ماهي بزرگه بود. ماهي کوچيکه تنها غذاي ماهي بزرگه بود و دانشمند به اون غذاي ديگهاي نمي داد. او براي خوردن ماهي کوچيکه بارها و بارها به طرفش حمله مي کرد، اما هر بار به ديوار نامرئي مي خورد. همون ديوار شيشه اي که اونو از غذاي مورد علاقش جدا ميکرد. بالاخره بعد از مدتي از حمله به ماهي کوچيک منصرف شد. او باور کرده بود که رفتن به اون طرف اکواريوم و خوردن ماهي کوچيکه کار غيرممکني است. سپس دانشمند مانع شيشهايي وسط رو برداشت و راه ماهي بزرگه رو باز کرد اما ماهي بزرگه هرگز به سمت ماهي کوچيکه حمله نکرد. اون هرگز قدم به سمت ديگر اکواريوم نگذاشت. ديوار شيشهاي ديگه وجود نداشت، اما ماهي بزرگه تو ذهنش يک ديوار شيشهاي ساخته بود. يک ديوار که شکستنش از شکستن هر ديوار واقعي سختتر بود. اون ديوار باور خودش بود. باورش به محدوديت. باورش به وجود ديوار. باورش به ناتواني. ما انسانها اگر در عمق باورهايمان جستجو کنيم، کلي ديوار شيشهاي پيدا مي کنيم که نتيجه مشاهدات و تجربياتمونه و وجود خارجي و عيني ندارند و فقط تو ذهن خود ما وجود دارند که همان ديوار شيشهاي ذهن هستند.