فرا آمدی بر فرآیند شخصیت
یک شنبه 1 اسفند 1389 3:29 AM

شخصیت از لفظ تا معنا
در فرهنگ لغات فارسی واژهی شخصیت به معنی ذات هر شخص، خلق و خوی مخصوص هرکس، شرافت و بزرگواری بکار رفته که علاوه براین معانی میتواند به مفهوم ماهیت وجودی و ماهوی انسان نیز اطلاق گردد. مثلاً وقتی میگوئیم فلانی فرد با شخصیتی است تنها به منزله ویژگیهای ظاهر فرد نیست.
بلکه خصایص درونی آن نیز مدنظر میباشد. در مفهوم شخصیت نیز تعاریف مختلفی میتوان ارائه داد ولی مهمتر از هرچیز تعریف جامعی است که دکترین علوم اجتماعی از مقولهی شخصیت عنوان کردهاند که عبارتست از:« همهی خصلتها و ویژگیهایی که معرف رفتار یک شخص است، از جمله میتوان این خصلتها را شامل اندیشه، احساسات، ادراک شخص از خود، وجه نظرها، طرز فکر و بسیاری عادات دانست. اصطلاح« ویژگی شخصیتی» به جنبهی خاصی از کل شخصیت آدمی اطلاق میشود. از این منظر نیز شخصیت میتواند منش اجتماعی و عرق ملی یک شخص باشد که منشأ اثر این دو نیز برگرفته از فرهنگ و طبیعت مکان و زمان خاص خود است. افزون بر این که شخصیت بدون در نظر گرفتن ویژگیهای ظاهری فرد میسور نمیافتد که خصایص درونی آن نیز عضوی از شکلگیری شخصیت فرد به شمار میروند. این که میگوئیم شخصیت میتواند برگرفته از فرهنگ و طبیعت مکان و زمان خاص خود باشد نیز بدین منظور است که آغاز و تداوم و البته بقای آن به طور نسبی و بتدریج شکل میگیرد و روحیات منطقه و خصایص زمان نیز بی گمان مدخلند. چه این که رفتار و برخوردهای اجتماعی که از جانب افراد صورت میپذیرد، طبعاً در جوانبی مرتبط با محیط و آب و هوای مکان( منطقه) و زمانی است که فرد در آن نطفه بسته و البته نضبح و بارور شده است.
کریمی که جهان پاینده دارد تواند حجتی را زنده دارد
دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی