چرا انسان جهان را رنگي ميبيند؟
پنج شنبه 28 بهمن 1389 3:25 PM

برخي از محاسبات و تخمينها نشان ميدهد چشم انسان از توانايي تشخيص يک تا 10 ميليون رنگ مختلف برخوردار است اما وجود گروهي کوچک از زنان که چهار نوع سلول مخروطي در چشم آنهاوجود دارد نشان ميدهد امکان تشخيص تعداد بسيار بيشتر از 10 ميليون رنگ وجود دارد.
گلهاي بنفشه نيلي رنگند و گلهاي رز قرمز رنگ، اما شايد تمامياين رنگها در ذهن شما باشند. قرمز بودن يک شيئي به چه معني است؟ آيا شما رنگ آبي را همانطور ميبينيد که افراد اطراف خود را مشاهده و درک ميکنيد؟
بسياري از دانشمندان باور دارند انسانها از قدرت ديدي رنگي برخوردارند که اين قدرت معمولا در ميان جوامع و فرهنگهاي مختلف ثابت و پايدار است و در پس اين پايداري نيز دلايل تکاملي نهفته است.
"مارک چنگيزي" دانشمند علوم شناختي در موسسه پلي تکنيک رنسلر در تروي نيويورک معتقد است حالات روحي و احساسات پايه هاي اصلي بينايي رنگي است و اين توانايي ارتباطات عميقتر و غني تري با مابقي جهان ادراکي انسان دارد.
اما برخي از انسانها واقعا رنگ قرمز را به شکلي که اکثر انسانها آن را درک ميکنند، نميبينند. در حدود هشت درصد از مردان در متمايز کردن رنگها از يکديگر دچار مشکل هستند و کمتر از 0.5 درصد از زنان مشکلي مشابه دارند.
بينايي رنگي بر اساس گيرنده هاي نوري در چشم رخ ميدهد که به سلولهاي مخروطي شهرت دارند و در حدود 6 تا هفت ميليون از آنها در شبکيه چشم انسان وجود دارد. انسانها معمولا از سه نوع از اين سلولها برخوردارند که هر يک از آنها نسبت به طول موجهاي کوتاه، متوسط و بلند واکنش نشان ميدهند. آبي نيلي و متمايل به بنفش مرز طول موجهاي کوتاه و قرمزها در مرز طول موج بلند قرار دارند. چشم در عين حال از حدود 120 ميليون رشته ميله مانند برخوردار است که تنها قادر به جذب نور هستند و واکنشي نسبت به رنگ ندارند.
بر اساس برخي از محاسبات و تخمينها چشم انسان از توانايي تشخيص يک تا 10 ميليون رنگ مختلف برخوردار است، در عين حال وجود گروهي کوچک از زنان که چهار نوع سلول مخروطي در چشم آنها وجود دارد نيز نشان ميدهد امکان تشخيص تعداد بسيار بيشتر از 10 ميليون رنگ نيز توسط انسان وجود دارد.
در بيشتر موارد کور رنگي، سيستم مخروطي چشم براي طول موجهاي متوسط يا بلند دچار اختلال شده و باعث ميشود رنگهاي قرمز، سبز و گاه زرد مشابه يکديگر به نظر بيايند. در موارد نادري از کور رنگي افراد توانايي تشخيص رنگ زرد را از آبي نداشته و در بدترين حالت بيمار تمام جهان را به رنگ خاکستري ميبيند.
سگها و گربه ها به صورت ژنتيکي کور رنگ هستند و تنها قادر به درک سايه هايي ضعيف از رنگ هستند. به بياني ديگر قدرت بينايي آنها در شب است و در تاريکي از قدرت ديد محيطي بالايي برخوردارند. حشرات از طريق صدها هزار واحد گيرنده نور، جهان را به شکل ساختاري موزائيک مانند ميبينند و از سويي ديگر برخي از حيوانات نيز هستند که از بينايي رنگي قدرتمندتر از انسان برخوردارند، براي مثال کبوترها و ماهي هاي قرمز يا گلدفيش ها توانايي ديدن امواج ماوراء بنفش را نيز دارند، امواجي که چشم انسان قدرت ديدن آن را ندارد.
"ديويد هيلبرت" استاديار فلسفه در دانشگاه ايلينويز معتقد است انسان در ديدن نسبت به ديگر پستاندارن فوق العاده است اما نسبت به استانداردهاي بزرگتري از قدرت ديد کاملا معمولي و متوسط به شمار ميرود. بيولوژيستها بر اين باورند سيستم بينايي جانداران طي ميليونها سال تکامل يافته و دليل پايداري برخي از ساختارهاي خاص در بينايي آنها ناشي از ويژگي هايي است که براي بقاي جاندار در آن ساختارها نهفته بوده است.
چرا انسان جهان را رنگي ميبيند؟
يکي از فرضيهها در رابطه با منشاء ديد رنگي انسان اين است که چنين توانايي به انسانهاي اوليه کمک ميکرده تا بتوانند ميوه هاي قرمز رنگ را در ميان برگهاي سبز رنگ درختان تشخيص دهند. به گفته "استفان پالمر" استاد علوم شناختي دانشگاه کاليفرنيا برکلي، ديد رنگي به طور کلي در تشخيص اجسام و ساختار فضايي آنها از ديگر اجسام کمک ميکند.
"مارک چنگيزي" نظري متفاوت داشته و بر اساس مطالعاتش معتقد است سيستم مخروطي چشم انسان به منظور رديابي تغييرات هموگلوبينهاي خون به واسطه نوسان در اکسيژن رساني خون تکامل يافته اند. به بياني ديگر چشم انسان آنچه در زمان سرخ شدن ناشي از شرمساري و يا سفيد شدن ناشي از ترس شديد به صورت فيزيولوژيکي رخ ميدهد را ميتواند با کمک طيفهاي کامل رنگ انساني مشاهده کند.
به گفته چنگيزي در ميان موجودات نخستين، موجوداتي با صورتهاي پر مو داراي سيستم بينايي ابتدايي بوده اند که تنها توانايي تشخيص آبي-زرد و خاکستري را داشته است؛ در حالي که موجوداتي با سيستم بينايي مشابه انسان از صورتهاي بي مويي برخوردار بوده اند، زيرا به گفته چنگيزي ديد رنگي به آنها امکان ميداده است تغييرات احساس و سلامت بدن را با کمک تشخيص رنگهاي قرمز، زرد، سبز و آبي در صورت يکديگر، رديابي کنند.
بر همين اساس چنگيزي طرحي ارائه کرده است تا بيمارستانها از لباسهايي با رنگمايه هاي نزديک به پوست انسانها استفاده کنند تا پزشکان با جايگزين کردن اين لباسها به جاي لباسهاي آبي يا سفيد کنوني، بتوانند کوچکترين تغييرات را در رنگ بيماران تشخيص دهند.
همه افراد قرمز را يکسان ميبينند؟
چنگيزي بر اساس مطالعات خود بر روي نخستينيان و ديد رنگي معتقد است درک انسانها از رنگ بايد پديده اي ثابت باشد. اما ديگر مطالعات نشان ميدهد ديدن رنگها گاه مشابه چشيدن طعم غذا است، چنانکه طعميخوشايند گاه براي فردي ناخوشايند و تلخ بوده و براي ديگري شور يا بي مزه به نظر ميآيد. درست مشابه زماني که درجه اي از رنگ زرد ميتواند براي افراد مختلف زيبا يا آزار دهنده به نظر آيد.
معمولا افراد به صورت طبيعي طعم غذاهاي کپک زده يا فاسد را دوست ندارند که اين رفتار از سودمندي تکاملي برخوردار است زيرا احتمال خورده شدن چنين غذاهايي توسط انسان کاهش يافته و از بيماري يا مرگ آنها جلوگيري خواهد کرد. پالمر معتقد است اين رفتار درباره رنگها نيز صحت دارد زيرا انسانها برخي از رنگها از قبيل آبي آسمان پاک يا رنگ آب تميز را سودمند و رنگ غذاهاي فاسد و يا زباله هاي بيولوژيکي را ناخوشايند ميدانند.
به گفته پالمر، آبي يکي از محبوب ترين رنگها به شمار ميرود زيرا نشان دهنده موارد مثبتي از قبيل آسمان پاک است. سبز-زرد در مقابل يکي از ناخوشايندترين رنگها است زيرا معمولا مواد سميرا يادآور ميشود. نتايج مطالعات جديد پالمر نيز نشان ميدهد اولويت رنگي در افراد مختلف با ميزان علاقه آنها به جسميبا رنگ مشابه ارتباط نزديک دارد.
همچنين احساس افراد نسبت به رنگها متناسب با محيطي که فرد در آن قرار دارد در طول دوره زندگي تغيير ميکند. پالمر ميگويد اعتقادي به وجود تجربه حسي خالص از رنگها ندارد و علاقه انسانها به رنگ به اجساميارتباط دارد که مورد علاقه انسان است.
عالم محضر خداست درمحضر خدا گناه نکنید حضرت امام (ره)