پاسخ به:غیبت کبری
پنج شنبه 28 بهمن 1389 8:58 AM
|
|
 |
دوران حيرت
|
 |
|
|
برهه اى است كه امام زمان(ع(، سايه پدر را از دست داد وخود عهده دار منصب امامت شد و در حقيقت، دوران غيبت صغرى را درره حيرت و محنت شيعيان ناميده اند. (1)
در اين دوران، بر دوستداران اهل بيت (ع) بسيار سخت گذشت. از يك سو فرقه ها و نحله هاى گوناگونى پيدا شدند كه در رابطه با امامت، افكار وانديشه هاى متضادى داشتند ومردم را به شبهه وترديد مى انداختند وشيعيان، به دنبال ملجأ و مرجعى مى گشتند، تا بتوانند در اين عرصه خطرناك، در پناه او بمانند و از افكار و انديشة خود به دفاع برخيزند.
از سوى ديگر، دشمن احساس كرده بود كه امام يازدهم (ع) فرزندى دارد، از اين روى درصدد د ستگيرى و نابودى وى برآمده بود.
مجموعه اين حوادث، فضاى حيرت و سرگردانى را دو چندان مى ساخت وبه فرموده امام رضا (ع) بعد از درگذشت سومين فرزندم امام حسن )ع (فتنه فراگير وطاقت فرسايى فرا مى رسد كه بسيارى از خوبان ونخبگان در آن فرو مى افتند. (2)
در آن دوران، دشمنان از هيچ تبليغ ناروا وسختگيرى كوتاهى نكردند. مؤمنان بسيارى دچار حيرت شدند واختلاف به اندازه اى رسيدكه به نقل شيخ مفيد، چهارده انشعاب در شيعه به وجود آمد كه از آن ميان، فقط سه فرقه به وجود مهدى (ع) يقين داشتند. گسترش دامنه شبهات، مؤمنان و انديشورانى راكه بر اساس تفكر شيعى، به غيبت مهدى (ع) پايبند مانده بودند، به نوشتن كتاب هايى در اين موضوع وا داشت(3).
اخبارى مربوط به بيست سال پيش از شروع غيبت كبرى در حدود سال) 352 هـ. ق (وجود دارد كه نشان مى دهد، حيرت و نا اميدى از بازگشت سريع امام دوازدهم، ویژگى بارز محافل اماميه بوده است.
حملات شديد به غيبت وفلسفه آن از سوى معتزليانى چون ابوالقاسم بلخى، و زیديه همچون: ابو زيد علوى (4) و صاحب بن عباد، اين حيرت را در ميان اماميه، از نيشابور تا بغدادگسترش داد، تا آن كه شمارى عقايد خود را ترك گفتند(5).
|
|
|
1- غيبة نعمانى، ص 185.
2- بحار الانوار ج 51، ص 11.
3- غيبة نعمانى ص 801 , كمال الدين ص 370 سفينة البحار ج 2، ص 703.
4- چشم به را ه مهدى، ص 314.
5- المغنى ج 2 ص 176.
|
|
|
|
|
|
|
|