فلسفه ي مورچه اي
سه شنبه 24 آذر 1388 9:31 AM
مورچه ها يک فلسفه چهار بخشي دارند :
اولين بخش : مورچه ها هرگز تسليم نمي شوند .
فلسفه خوبي است . اگر آنها به سمتي پيش بروند و شما سعي کنيد متوقفشان کنيد به دنبال راه ديگري مي گردند . بالا مي روند ، پايين مي روند ، دور مي زنند ، آنها به جستجوي راهي ديگر ادامه مي دهند .
چه فلسفه ي کارآمدي : هرگز از جستجوي راهي که تو را به مقصد مي رساند دست نکش .
دومين بخش :مورچه ها کل تابستان را زمستاني مي انديشند .
اين نگرش مهمي است نمي توان اينقدر ساده لوح بود که گمان کرد تابستان براي هميشه ماندگار است . پس مورچه ها وسط تابستان در حال جمع آوري غذاي زمستان شان هستند .
يک حکايت قديمي مي گويد خانه ات را در تابستان بر روي شن نساز . چرا به اين بند نياز داريم ؟ زيرا مهم است آينده نگري کنيم . در تابستان بايد فکر طوفان را هم بکنيم .
بايد همچنان که از آفتاب و شن لذت مي بريد به فکر سنگ و صخره هم باشيد .
سومين بخش : مورچه ها کل زمستان را تابستاني مي انديشند .
اين مهم است در طول زمستان مورچه ها به خود يادآور مي شوند که اين دوران زياد طول نمي کشد . به زودي از اينجا بيرون خواهيم رفت . و در اولين روزگرم مورچه ها بيرون مي آيند . اگر دوباره سرد شد آنها بر مي گردند زير . ولي باز در اولين روزگرم بيرون مي آيند .
آنها براي بيرون آمدن نمي توانند زياد منتظر بمانند .
و اما آخرين فلسفه مورچه : يک مورچه در تابستان چقدر براي زمستان خود جمع مي کند ؟ هر چه قدر که در توانش باشد .
چه فلسفه باور نکردني اي . فلسفه ي : هر چه در توانايي ات است .
فلسفه مورچه :
هرگز تسليم نشو ... آينده را ببين ... مثبت بمان ... و همه تلاشت را بکن