پاسخ به:بهداشت روانی (Mental Health)
چهارشنبه 27 بهمن 1389 2:15 PM
| رفتارگرایی |
| رفتارگرایی ( Behaviorism ) ، مکتبی در روانشناسی است که بوسیله ”جان واتسون“، روانشناس آمریکایی ، در اوایل قرن بیستم بنیانگذاری شد. بر پایه دیدگاه رفتارگرایان ، روانشناسی تنها مربوط به رفتار است؛ بنابراین انسان را میتوان همچون سگ و گربه ، بصورت عینی مورد پژوهش قرار داد. |
دیدگاههای واتسون ارتباطی نزدیک با پژوهشهای ایوان پتروویچ پاولف دارد که در سال 1904، جایزه نوبل دریافت کرده بود. پاولف هنگام غذا دادن به سگها ، زنگی را به صدا در میآورد. پس از مدتی، هنگامی که غذایی هم در کار نبود، سگها با شنیدن صدای آن زنگ ، آب دهانشان جاری میشد. پاولف با این پژوهش ، انگیزه ، واکنش غیر شرطی و واکنش شرطی شده را در روانشناسی اثبات نمود. پاولف معتقد بود که این واکنشهای شرطی در مورد انسان نیز صدق میکند. البته حق با پاولف بود! شما با یک آزمون ساده میتوانید پی به صحت ادعای او ببرید.
حتما بارها به این مورد برخوردهاید که در هنگام ورود به دستشویی یا آشپزخانه ، حتی هنگامی که برق نیست و شما میدانید که برق نیست، دستتان ناخودآگاه بسوی کلید روشنایی دراز میشود. این همان واکنش شرطی شده شما برای ورود به دستشویی یا آشپزخانه است. اما مسئله اینجا است که بنا به نظر واتسون، همه رفتار انسان ها در واقع واکنشهایی از این نوع به انگیزههای بیرونی است.
”بی اف اسکینر“ در این مورد به نقد دیدگاه واتسون پرداخت و عنوان داشت که انسان به محیط خود واکنش نشان میدهد، اما همچنین برای ایجاد نتایج مشخص ، بر روی محیطِ خود تاثیر میگذارد. اسکینر نظریه شرطی شدن کنش گر (Operant Conditioning) را مطرح میکند و برای این نظریه ، مثالی را عنوان میکند که بسیار جذاب ، روشن ، و هیجان انگیز است!!!
او می گوید: اگر نامزد شما ، هنگامی که به او گل میدهید، شما را میبوسد، از نظر روانشناسی هنگامی که میخواهید او شما را ببوسد، تمایل دارید که به وی گل بدهید.