پاسخ به:روانشناسی نظامی
چهارشنبه 27 بهمن 1389 11:56 AM
عموما از ارزشهای دوران جنگ با عنوان جنبههای مثبت جنگ یاد میکنند. جنبههای اخلاقی غیرقابل انکاری در جنگها بوجود میآید که حتی مخالفترین افراد و ضد جنگترین انسانها نیز میتوانند منکر آن شوند. جنگ شجاعت ، فداکاری ، و فاداری و صداقت و ایثارگری را در جبهه خودی به نهایت درجه ممکن میرساند. انسانهایی که در صحنههایی غیر از صحنه جنگ حاضر به کمترین گذشت و فداکاری برای دیگران نبودند، در صحنه نبرد و تحت تأثیر شرایط جنگی ایثارگریهای اعجاب برانگیزی از خود نشان میدادند.
در جامعه شناسی پارسونی ، نظم اجتماعی بستگی بوجود ارزشهای آن و ما به الاشتراکی دارد که مشروع و ملتزم کننده به حساب میآیند و به منزله معیارهایی عمل میکنند که غایات اعمال بوسیله آنها گزیده میشود. پیوند دستگاههای اجتماعی و شخصی با جذب ارزشها از طریق فراگرد جامعه پذیری تحقق مییابد.
واژه ارزش یکی از واژگانی است که دارای غنی ترین ، پیچیده ترین و مشکل ترین معناهاست. در واقع ارزش میزان توانایی یک شئ (چیز ، اندیشه یا شخص) در ارضای یک میل ، یک نیاز ، یک تمنای انسان است. پس اساس ارزش را باید در اندیشه های انسانی جستجو کرد که نفع (ارزش) یک شئ خارجی را مورد ارزیابی قرار میدهد.
در فرهنگ لغت ارزش عبارت است از بها ، ارز ، قیمت ، ارج ، قدر ، برازندگی ، شایستگی ، زیبندگی ، قابلیت ، استحقاق ، اعتبار ، یک سند یا متاع ، پولی که در سند نوشته شده است.
بطور کلی در همه تعاریفی که گفته شد واقعیتی ارزشمند است، بطور ضمنی پذیرفته شده است که هدفی مطلوب را تحقق میبخشد، خواه در سطح فردی صورت پذیرد خواه در سطح اجتماعی.
ارزشهای جنگ نمیتواند علی الدوام در جامعه حضور داشته باشد مگر آنکه شرایط مکانی و زمانی برای آن در نظر گرفته شود. شرایط جنگی در بروز ارزشهای مورد نظر دخالت تام دارد، به عبارت دیگر شرایط جنگی و تبلور ارزشهایی خاص ، با یکدیگر همزمان و همزاد میباشند. به مجرد آنکه شرایط مکانی و زمانی از بین رفت آن ارزشها نیز بیرنگ یا حضورشان کم رنگ میگردد.
نزد بسیاری از اقوام ، معیارهای حقوقی و انسانی آفریننده ارزش هستند و بسیاری از اقوام و ملیتهای دیگر برمبنای معیارهای دینی یا فرهنگی ، ارزش میآفرینند. عینیت ارزشهای اقتصادی یا سیاسی نزد بسیاری از کشورهای جنگجو و متجاوز و جاه طلب رایج بوده است و تاریخ شواهد فراوانی برای انواع و اقسام این ارزشها ارائه میکند.
هیچگاه در شرایط زور و اجبار نمیتوان به خلق ارزش دل بست. قهرمانان ، ایثارگران و مجاهدان همه از روی عقیده و ایمان علیه دشمن مبارزه میکنند و از سر اخلاص و اختیار با نهایت توان و غضب اقدام مینمایند.
یکی از دلایل پیروزی ، داشتن روحیه بالای جنگی رزمندگان است. برای رسیدن به این روحیه مناسب باید تبلیغات و توجیهات ایدئولوژیک و مبنایی ارائه نمود تا اقدام و عمل سربازان از انگیزش کافی برخوردار گردد.
نیاز رزمندگان به فرماندهی که بتواند هدایت آنها را در نبرد با دشمن بر عهده گیرد، بسیار با اهمیت و حیاتی است. نادر شاه افشار در جنگی سربازی را میبیند که با چابکی و دلاوری کم نظیری با دشمن میجنگد و در مدتی کوتاه ، دهها تن را از پای در میآورد. نادر شاه با شگفتی از او میپرسد هنگامی که ایران دستخوش فتنه و آشوب دشمنان شده بود و غارتگران یک تنه ده نفر سر میبریدند، تو کجا بودی که امروز این گونه دلیری میکنی؟!
سرباز با سادگی مخصوص به خود ، مشکل اساسی بیسامانی و بی رهبری ایران قبل از نادر را در یک پرسش پاسخ میدهد که آن زمان من بودم اما تو کجا بودی؟!