تفاوت دو رویکرد
دوشنبه 25 بهمن 1389 2:21 AM
تفاوت دو رویکرد
نویسندگان و صاحبنظرانی که در قلمرو مدیریت اسلامی و دیدگاههای اسلام در مورد مدیریت قلم زدهاند هریک به فراخور برداشت و ذهنیتهای خود از اسلام، مبانی اخلاقی و سیره پیامبر اکرم (ص) و ائمه معصومین (ع) به طور مستقیم و یا غیر مستقیم تعاریف و توضیحاتی را ارائه دادهاند که هریک به نوعی مفهوم مدیریت اسلامی را میرساند. مروری بر این تعریفها نشان میدهد که نویسندگان، برداشتهای متفاوت و در عین حال هم جهتی را داشتهاند.
به طور اجمال میتوان گفت: مدیریت اسلامی بر مبنای ارزشهای الهی اسلام، زمینههای تعالی انسان را فراهم میآورد. این امر چه در سطح جامعه و چه در سطح سازمان مصداق دارد.
در دیدگاه صاحبنظران غربی که مدیریت را تعریف کردهاند، انجام دادن کار و نیل به هدف مدیر به وسیلة انسانها و سازمان مطرح است و در این جهت هنر و توانایی مدیر در به کار گرفتن همه قابلیتهای کارکنان و چگونگی افزایش این تواناییها و قابلیتها، جان کلام و نقطة اصلی توجه صاحبنظران غربی علوم مدیریت است.
در حالی که از نظر اسلام، چگونگی بهکارگیری قابلیتهای افراد و نیل به هدف، نحوة اعتلا و رشد معنوی کارکنان و ضرورت آنها به سوی خداوند، تعیین کننده و مهم میباشد و مقدم بر رسیدن به هدف است.
در رویکرد اسلامی، مدیر فقط در چارچوبی که ارزشهای الهی و اسلامی برای وی تعیین کردهاند، مجاز به ارائه دستور و رهنمود است. مقایسة این دو رویکرد نشان دهندة جایگاه برتر و کاملتر مدیریت اسلامی است که جدا از مقولة هدف، به چگونگی نیل به آن و نیز تعالی انسانهای سازمان نیز توجه میکند.
از سوی دیگر آنچه که بهعنوان روشها، تکنیکها، وظایف مدیر و... در نظریههای غربی مطرح گردیده است، در مدیریت از منظر اسلام نیز مورد توجه قرار دارد. در واقع آن وجوه از جنبههای رفتاری، شخصیتی، ارزشی، آرمانی و آنچه که در جوامع غربی مورد توجه نیست و یا کمتر مورد توجه قرار دارد، در نظریههای مدیریت اسلامی بیشتر مورد توجه قرار گرفته است.
مدیریت در جوامع غربی به ارزشهای انسانی در حد توجه به محصول مدیریت (سود، افزایش قدرت رقابت، کیفیت محصول، افزایش سهم بازار و...) عنایت دارد، در حالی که مدیریت با رویکرد اسلامی، اعتلای ارزشها و تعالی انسانها را بهعنوان هدف مورد توجه قرار میدهد.
«سیطره و نفوذ رویکرد غربی»، «عدم آشنایی با قابلیتهای مدیریت اسلامی و بیاعتقادی به کاربردی کردن آن»، «عدم تمایز بین تکنیکهای مدیریتی و رویکردهای انسانی در مدیریت»، «نبود زمینههای نظری در مورد مدیریت اسلامی در سطح سازمان»، «وجود ابهام در معنا و مفهوم مدیریت اسلامی»، «نبود نگاهی راهبردی به مقولة مدیریت اسلامی و استفاده از آن در سطح سازمان» و... را میتوان از موانع تحقق مدیریت اسلامی در جامعه برشمرد که راههای برون رفت از آن عبارتاست از: «اصلاح رابطه خود و خدا»، «خودباوری»، «ارائه تعاریف مشخص و تبیین دقیقتر مرزهای مدیریت اسلامی»، «انجام تحقیقات بیشتر درخصوص مدیریت اسلامی در سطح سازمان»، «توجه به اینکه مدیریت غربی نیز میتواند در سطوح پایینتر مدیریت اسلامی مورد استفاده قرار گیرد».
به هر حال در صورتی که ویژگیهای مدیریت جوامع با ساختار فرهنگی و ارزشی جامعه مورد نظر هماهنگ و متناسب باشد، میتواند موجب کارایی مدیریت، افزایش بهرهوری و اثربخشی در سازمانها گردد و به همان نسبت به کار بستن کورکورانه و بیضابطه نسخههای آمادة مدیریتی غرب، میتواند انسجام و نظم جوامع را بر هم بزند و موجب بروز بحران و مشکلات مختلف شود.
نکتة پایانی اینکه مدیریت اسلامی واجد خصوصیاتی است که میتواند در موفقیت سازمانها نقش اساسی ایفا کند. این ویژگیها در بطن دستورها، توصیهها، نظرها و شیوههای به کار گرفته شده توسط پیشوایان دین حضور و وجود عینی داشته است. ولی استفاده از آن در سطح سازمانی و کاربرد آنها در سازمانها، نیاز به کار پیشگامانه و دور از هراس و خودکم بینی صاحبنظران و عالمان مدیریت و تحقیق و پژوهش مستمر در این جهت دارد.
امید که در سایه توجهات خاصة حضرت ولی عصر (عج) و با به کارگیری منویات ولیامر مسلمین جهان حضرت آیتا... خامنهای (مدظله العالی) شاهد بروز و شکوفایی قابلیتهای مدیریت اسلامی که ریشه در مکتب حیاتبخش اسلام دارد باشیم.
کریمی که جهان پاینده دارد تواند حجتی را زنده دارد
دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی