0

پرسش و پاسخ مهدوی

 
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی
یک شنبه 21 تیر 1394  1:52 AM

زمان ظهور حضرت حجت(عج) قضاي الهي محسوب مي شود يا قدر؟ چون چندي پيش از يكي ازعلماي شهرمان شنيدم كه فرموده بودند:«ظهور حضرت قضاي الهي محسوب مي شود و با دعاي ما عقب يا جلو نمي افتد و اين كه بزرگان دين بر امر تعجيل فرج اصرار دارند و گفته مي شود بسيار دعا كنيد،تنها به خاطر ايجاد محبت بين فرد و آقا امام زمان(عج) است. و علت خواندن دعاي ندبه، عهد و... تنها عدم دوري ما از آن حضرت است كه اگر اين امر صورت نگيرد به مرور زمان مردم فراموش مي كنند كه منتظر جانشين خدا بر روي زمين بوده اند». اين موضوع فكر مرا مشوش كرده و بعد از هرنماز تنها ذكر «اللهم عجل لوليك الفرج»را به نيت 5 تن آل عبا تكرار مي كردم ولي طي اين مدت تنها «دعاي الهم كل لوليك» و«الهي عظم البلاء...» و «آل ياسين» و ازاين قبيل را مي خوانم، يعني با ديد ديگري به مسأله ظهور امام زمانم مي انديشم.خواهشمندم در اين زمينه مرا راهنماي يفرماييد.

 

 

به فرموده امام علي(ع): خداوند كارها را به حسب قضايش انجام مي دهد نه رضايت شما، (ميزان الحكمه، روايت شماره 16456) و مقدمه قضاي الهي قدر الهي است. چرا كه هر كار بر اساس اندازه و هندسه خاص خود انجام مي گيرد. به فرموده امام صادق(ع): چون كه خداوند چيزي را اراده كند مقدر مي نمايد آنرا (اندازه و مقدار آنرا معين مي نمايد) و پس از تقدير قضايض به آن تعلق مي گيرد، (همان مصدر، روايت شماره 16461)


      قدر عبارت است از هندسه و اندازه وجودي هر چيز و قضاء به معناي گذراندن و يكسره كردن و به پايان رساندن است تقدير الهي موجودات عالم مشهود را بسوي آنچه در مسير وجودشان براي آنها تقدير و قالب گيري كرد، هدايت مي كند هم چنانكه خداي بزرگ فرمود: «الذي خلق فسوي و الذي قدر فهدي؛ آنچه را كه خلق كرده بسوي آنچه كه برايش مقدر نموده هدايت فرمود. و سپس همين تقدير و هدايت را با امضاء قضاء تمام و تكميل مي كند» ؛ (سوره اعلي، آيه 3؛ ر.ك: تفسير الميزان، مرحوم علامه طباطبايي، ترجمه ج 37، ص 185).


      و بسيار مي شود كه خدا چيزي را تقدير مي كند ولي به دنبال تقدير قضائش را نمي راند مانند قدري كه بعضي از علل و شرائط خارج آنرا اقتضاء داشته ولي به خاطر مزاحمت مانعي آن اقتضاء باطل مي شود و يا سببي ديگر و يا اقتضايي ديگر جاي سبب قبلي را مي گيرد و چه بسا چيزي مقدر بشود و قضاء آن نيز رانده شده باشد مثل اين كه از جميع جهات يعني هم از جهت وجود علل و شرايط و هم از جهت نبودن مانع تقدير شده باشد كه در اين صورت آن چيز محقق مي شود و در بعضي از روايات نيز آمده كه قدر ممكن است تخلف كند اما براي قضاء برگشتي نيست. البته تغيير در تقدير مربوط به عالم ماده مي باشد، (ر.ك: همان مصدر، ص 185)


      با توجه به اين مقدمه قضاء به معناي اجتماع جميع علل و شرائط و فقدان هر گونه مانعي است كه مسلماً انجام مي گيرد و هيچ گونه برگشتي در آن نيست. اما اين بدان معني نيست كه قصد كنيم دعا كردن با قضاء الهي منافات دارد. چه بسا همين قضايي كه مجموعه شروط متعدد است يكي از آن شروط دعاي بندگان باشد.


      و آميختگي و همسويي دعا و قضاء در روايات بخوبي مشهود است. اميرالمؤمنين علي(ع) در انتهاي نامه 31 نهج البلاغه به فرزندشان امام مجتبي(ع) مي فرمايد: دين و دنياي تو را به خدا مي سپارم «و اسأله خير القضاء لك» و بهترين خواسته الهي را در آينده و هم اكنون در دنيا و آخرت براي تو مي خواهم. و اين اجتماع درخواست از خدا (سؤال) و قضاء. بسيار زيباست.


       در روايت آمده كه حضرت امير(ع) از زير ديواري كه در شرف خراب شدن بود حركت كردند و به جاي ديگر رفتند از آن جناب سؤال شد آيا از قضاي الهي (حكم حتمي الهي) فرار مي كنيد آن امام بزرگوار فرمودند از قضاي الهي به سوي قدر الهي فرار مي كنم!، (ر.ك: ميزان الحكمه، ج 8، ص 162)


      به اين معني كه در صورت توقف تمام مقدمات لازم براي زير آوار ماندن مهيا مي گردد و قضاي الهي تحقق مي پذيرد. اما با حركت به سوي مكاني ديگر مقدمه اي از آن مقدمات ناقص مي گردد و هندسه اي ديگر شكل مي گيرد و آن تحقق سلامت و امنيت است.


      و لذا منافات ندارد كه حتي دعا، قضاي الهي را متبدل سازد. دعايي كه از جمله مقدمات و شروط حكم حتمي الهي است. در روايت از رسول اكرم(ص) وارد شده كه: «لا يرد القضاء الا الدعاء»؛ قضاي الهي را رد نمي كند مگر دعا (ر.ك: منتخب ميزان الحكمه، روايت شماره 2101)بنابراين در عين حال كه همه امور به قضاي الهي تحقق مي پذيرد منافات ندارد كه ما موظف به دعا كردن باشيم. نه صرفاً به علت يك امري صوري و ظاهري بلكه چون دعا خود در سلسله طولي تحقق اشياء تأثير جوهري دارد.


      و اين تأثير به اذن و اراده الهي انجام مي گيرد. خود حضرت حق ما را مأمور به دعا كردن نموده است و براي اين دعا تأثير قائل شده است.


      نتيجه اين كه آري زمان ظهور حضرت حجت(ع) مثل بقيه امور و اسرار به قضاي الهي است. در عين حالي كه ما موظف به دعاي در جهت تعجيل فرج آن بزرگوار مي باشيم. و دعاي ما مي تواند در مجموعه علل ظهور مؤثر باشد. 

 

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
دسترسی سریع به انجمن ها