0

پرسش و پاسخ مهدوی

 
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی
چهارشنبه 29 بهمن 1393  2:05 AM

 چه کنيم که در غروب جمعه دلمان بگيرد وبه فکر مولايمان امام زمان(عج) باشيم؟


 

» يكى از تكاليف دوران غيبت كبرى اين است كه مؤمن از فراق و دور ماندن از حضرت مهدى (عج) اندهگين باشد، و اين از نشانه هاى دوستى و اشتياق به آن حضرت است. رواياتى است داير بر اين كه از جمله نشانه هاى يك فرد شيعه آن است كه در اندوه و حُزن امامان(ع) محزون باشد و ترديدى در اين نيست كه غيبت مولايمان حضرت حجت(ع) و آن چه از محنت ها بر آن حضرت و بر شيعيانش وارد مى گردد. از بزرگترين و مهم ترين علل اندوه امامان(ع) است. چنان چه امام صادق(ع) مى فرمايد: شخص غمگينى كه غم و اندوهش از جهت ظلمى است كه بر ما رفته است نفس كشيدنش تسبيح گويى است و همّ او به خاطر امر ما عبادت است، و پنهان داشتنش سرّ ما را جهاد در راه خداوند است( اصول كافى، ج 2، ص 226).


       آرى يكى از حقوق شخص مؤمن بر مؤمن ديگر آن است كه به خاطر اندوه او اندوهگين گردد، كه بدون ترديد اين حق براى مولايمان امام زمان(ع) بر تمامى افراد با ايمان ثابت است. حال هر گاه افراد عادى از مؤمنين چنين حقّى را دارا باشند، امام و مولايمان حضرت مهدى(ع) كه پيشواى آنان و ركن ايمان است به طور قطع اين حق برايش ثابت مى باشد.


       در ديوان منسوب به مولايمان حضرت على(ع) در بيان نشانه هاى دوستى راستين چنين آمده:

 من الدَّلائل ان يُرى من شوقه

مثلُ السّقيمِ و فى الفؤادِ غلائلُ...


       و از نشانه ها اين است كه از شدّت شوقش ديده شود همچون بيمارى كه دلش از شدّت درد مى جوشد و ديگر اين كه از فرط انس گرفتن با محبوب، از هر چه او را از آن مشغول مى دارد وحشت كند. و ديگر از نشانه ها اين است: در ميان مردم مى خندد، در حالى كه دلش مالامال از اندوه است. همچون زن جوان از دست داده» (مكيال المكارم، ج 2، ص 235).


       مشكل ما اين است كه از معرفت حضرت كوتاهى كرده ايم. قهراً وقتى انسان موضوع غيبت و حجّت زمان(ع) را آن طور كه شايسته است نشناخت، نه از جهت قلبى وظيفه اش را انجام مى دهد و نه از جهت بدنى. اين كه خداوند مى فرمايد: انّما يخشى الله من عباده العُلماء؛ يعنى خداترسان از بين بندگان دانشمندان مى باشند (سوره فاطره، آيه ى 28). اين واقعيت را بايد فهميد كه نور و هدايت و حكمت فقط در قرآن و سنت است.، لذا شناخت و معرفت امام(ع) از واجبات و ضروريات است (اين مطلب اول).


       يكى از خصوصياتى كه براى آشنايى با آن مقام پرعظمت لازم است، پيوسته به ياد او بودن و توجه به آن حضرت است. اگر شما روح را به يك طرف متوجه كرديد ممكن نيست رابطه برقرار نشود.

 توجه زياد نسبت به امام عصر(ع)، مقابله روحى را ايجاد مى كند. البته با حفظ استعداد و ظرفيت و شرايط... هر چه توجه بيشتر باشد رابطه عميق تر و در نتيجه اثر بخش زيادى خواهد داشت(امام اگر در نظر ما غايب است به خاطر اين است كه ما توان و ظرفيت درك حضورش را نداريم. امام ما منتظر اجازه ظهور است و نگران و غمگين نسبت به مسلمانان و مردم دنياست. پس جا دارد كه ما نيز نگران او باشيم).

 لااقل دو موعد در شبانه روز، يكى صبح و يكى شب به حضرت توجّه كنيد: السلام عليك فى اللّيل اذا يغشى و النّهار اذا تجلّى... السلام عليك حين تُصبّحُ و تمسى؛ درود بر تو در هر صبحگاهان و شامگاهان...(حاج شيخ عباس قمى، مفاتيح الجنان، زيارت آل ياسين).

 

 بعد از نماز صبح دعاى عهد و زيارت مخصوص حضرت را، و در هنگام غروب و شب هنگام زيارت آل ياسين را بخوانيد همه اين زيارت ها و دعاها درس و بيان راه و معرفت است (اين هم مطلب دوم).


       مطلب سوّم اين است كه انسان بايد كارى كند و به اصطلاح تحرك و تحوّلى در خودش به وجود آورد. به طور حتم به قدر تحوّلى كه در وجودش ايجاد كرده اثر مى گيرد. يعنى بعد از كسب شناخت، بايد به تكاليف دوران غيبت جامه ى عمل پوشيد.


      - براى آگاهى بيشتر ر.ك: خورشيد مغرب، علامه محمد رضا حكيمى.


       قسمت دوّم سؤال 1 درباره راز و نياز و انس با خدا است. يا من ذكرُ حُلوٌ؛ اى كه ياد او شيرين است(همان، دعاى جوشن كبير).
       گاهى با خدا آهسته و آرام سخن مى گوييم. گاهى زمزمه و ترنّمى ميانه داريم، و گاهى به آواز بلند او را مى خوانيم و با تمام توان، ناله و فغان برمى آوريم، از او استمداد مى جوييم و «يا ربّ، يا ربّ» مى گوييم.

 

درست است كه در گفتگو با خداوند بايد آداب صحبت و وظايف خود بدانيم و رعايت كنيم، اما مهمّ راهيابى به آستان پاك ربوبى، اُنس با او و شكفتن گل هاى عشق و انديشه بر ذهن و زبان ماست. فر0شتگان خدا، سرودهاى جاويد نيايش را مى خوانند و هيچ گاه احساس خستگى نمى كنند. پيامبران خدا و امامان معصوم(ع)، آموزگاران بزرگ اين نغمه هاى قدسى و غزل هاى ملكوتى اند.

 

 و شهيدان، آنانى اند كه ترانه ى تسبيح سرداده اند. چرا انسان، اين سرودهاى زيباى زندگى را نياموزد و شيرين ترين و خوش بو ترين مايه «آرامش روح» را درنيابد؟


       ياد خدا، هم آوايى انسان با نظام آفرينش و كارگزاران هستى، و پاسخگويى به فراخوانى پيام آوران توحيد، و هم گامى با فرشتگان پاك الهى است. شروع كارها با ياد خدا و پايان تلاش ها با سپاس و ستايش او، پناه بردن به خدا در برابر همه ى آسيب ها و آفت هاى برونى و درونى است و آمرزش خواهى و استغفار از لغزش ها و خطاهاى فكرى و عملى و توجه به عظمت، قداست، نعمت ها و آيات لطف و عنايت هاى الهى، زمينه ها و عوامل انس و ياد و پيوند روحى انسان به آستان قدس ربوبى است.


       اين گونه است كه انسان به تهذيب و پاكسازى درون مى پردازد. وقتى درون پاك شد خود به خود آن چه از آدمى بروز مى كند اصلاح شده و پاك خواهد بود و حداقل مى توان گفت اشتباه و خطا به حداقل خود مى رسد. واذكروالله كثيراً لعلّكم تُفلحون؛ خدا را زياد ياد كنيد شايد كه رستگار شويد(سوره جمعه، آيه ى 10).

 فلاح و رستگارى به معنى رهيدن و رستن و به آسايش و آرامش رسيدن و از رنج ها آسوده شدن است. به طور قطع كسى كه ياد خدا سرلوحه كارهاى او است از آرامش و آسايش در هر دو حيات مادى و معنوى، دنيوى و اخروى برخوردار خواهد شد. برعكس كسى كه از ياد خدا روى مى گرداند، به راستى او را زندگى دشوارى است» (سوره طه، آيه ى 24).


       به طور خلاصه مى توانيم نتيجه بگيريم


      1. ياد خدا موجب توفيقات و كسب فضايل بى شمارى است.


       2. بهترين الگوى ما براى ذكر و ياد خدا، قرآن و سنت پيامبر(ص) است تا از اشتباه و خطا محفوظ بمانيم.

 

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
دسترسی سریع به انجمن ها