0

آموزش‌ نهج‌البلاغه

 
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

آموزش‌ نهج‌البلاغه
شنبه 23 بهمن 1389  9:04 AM

آموزش‌ نهج‌البلاغه (1)

بسم الله الرحمن الرحیم

سلسله مباحث آشنایی با نهج البلاغه

 

مجله پيام انقلاب -  شماره 1

‌آشنايي‌ با نهج‌البلاغه‌

‌محمد مهدي‌ عليقلي‌

آموزش‌ نهج‌البلاغه(1)

مقدمه‌
از روزي‌ كه‌ آفتاب‌ وجود علي(ع) از كعبه‌ تابيد و افق‌ هستي‌ را روشن‌ كرد قرن‌ها مي‌گذرد  اما شكوه‌ نام‌ و ياد و شخصيت‌ او همچنان‌ آفاق‌ جان‌ها و انديشه‌ها را نور مي‌بخشد.

دُر يگانه‌اي‌ كه‌ در صدف‌ كعبه‌ پديد آمد، همواره‌ انديشه‌هاي‌ بسياري‌ را خيره‌ و مبهوت‌ 'كلام‌ جاودانه' خود ساخته‌ است.

مي‌توان‌ براي‌ خط‌ خدا، سرمشقي‌ چون‌ 'اميرالمؤ‌منين‌ علي(ع') نشان‌ داد و نشان‌ او را در دل‌هاي‌ عاشق‌ و انديشه‌ علوي‌ يافت.

نهج‌البلاغه، كتاب‌ زندگي‌

دريايي‌ پيش‌ روي‌ ماست؛به‌ گستردگي‌ تاريخ‌ اسلام‌ وبه‌ ژرفاي‌ زمان.نامش‌ 'نهج‌البلاغه' است‌ كه‌ زلالي‌ اشك‌ رادارد و عمق‌ وجود را، شادابي‌ سپيده‌ را و خروش‌ آبشاران‌ را...

آن‌ كه‌ مي‌خواهد 'علي' را بشناسد و با انديشه‌ علوي‌ انس‌ بگيرد، بايد جان‌ را در زيرآبشار خطبه‌هاي‌ اين‌ مجموعه‌ بگيرد تا به‌ طهارت‌ و طراوت‌ برسد. و دل‌ را در چشمه‌سار حكمت‌ اين‌ صحيفه‌ لقماني‌ سيراب‌ كند تا به‌ حيات‌ القلوب‌ دست‌ يابد.

آن‌ كس‌ كه‌ بخواهد 'اسلام' را در چهره‌ علي(ع) و سخن‌ و عمل‌ مولا بشناسد بايد نهج‌البلاغه‌ را بخواند و با آن‌ انس‌ بگيرد. از اين‌ كوثر ولايت، جرعه‌ هايي‌ بنوشد و در اين‌ زمزم‌ علوي‌ صورت‌ جان‌ را شستشو دهد.

اسلام‌ را بايد از 'قرآن' فراگرفت‌ و نهج‌البلاغه‌ هم‌ ترجمان‌ همان‌ قرآن‌ است. نهج‌البلاغه، آيينه‌اي‌ است‌ كه‌ سيماي‌ قرآن‌ را نشان‌ مي‌دهد و هر دو به‌ مبدا الهي‌ وصل‌اند.

'نهج‌البلاغه' برادر 'قرآن' و تفسير دين‌ است. سخن‌ علي(ع) و رهگشاي‌ فصاحت‌ و بلاغت‌ است. كتاب‌ 'ارشاد و آموزش'، 'تشويق‌ و توبيخ'، 'بعثت‌ و بشارت' و 'برهان‌ و بصيرت' است. كتاب‌ 'سنت‌ و سياست'، 'حكمت‌ و حكومت'، 'قرآن‌ و قيامت' و 'معاش‌ و معاد' است، كتاب‌ اخلاق‌ و تهذيب‌ نفس‌ و 'رهبري' و 'رهروي' است.

اسوه‌ 'سير و سلوك' و پيوند دهنده‌ 'حيات‌ و ممات'، رابط‌ 'دين‌ و دانش' و نظام‌ 'علم‌ و عمل' است.

كتاب‌ زندگي‌ و نسخه‌ شفابخش‌ دردها و بيماري‌هاست. دستورالعمل‌ 'چگونه‌ بودن' و مرامنامه‌ 'هستي' است. قطب‌نماي‌ 'توحيد'، طراز 'زيستن' و منشور 'حكومت' است‌

نهج‌البلاغه، يك‌ 'معلم' است، يك‌ مدرسه‌ است‌ و يك‌ 'مكتب'.

به‌ 'مالك‌ اشتر' آيين‌ زمامداري‌ مي‌آموزد. (نامه‌ 53)

به‌ 'عثمان‌ بن‌ حنيف' شيوه‌ حكومت‌ مردمي‌ ياد مي‌دهد (نامه‌ 45).

به‌ 'محمد حنفيه' از فنون‌ رزم‌ و پيكار مي‌گويد (خطبه‌ 11).

به‌ 'كميل‌ بن‌ زياد' از مردم‌شناسي‌ مي‌گويد (حكمت‌ 147).

به‌ 'حارث‌ همداني' درس‌ اخلاق‌ مي‌دهد (نامه‌ 69).

به‌ 'ابوذر غفاري' استقامت‌ در راه‌ هدف‌ را توصيه‌ مي‌كند. (خطبه‌ 130)

'عقيل' را در آستان‌  عدالت، بر سر 'عقل' مي‌آورد (خطبه‌ 224)

'ابوموسي‌ اشعري' را در پيشگاه‌ شعور و وجدان‌ و منطق، به‌ محاكمه‌ مي‌كشد (نامه‌ 63،78).

شيطنت‌ 'معاويه' و رياست‌طلبي‌ طلحه‌ و زبير را برملا مي‌كند (نامه‌ 10، 54، 55)

نهج‌البلاغه، دانشكده‌ الهيات‌ و كلاس‌ معارف‌ است(1)

آشنايي‌ استاد با نهج‌البلاغه‌

شهيد بزرگوار آيت‌ الله‌ مطهري‌ دربارة‌ آشنايي‌ خود با نهج‌البلاغه‌ مي‌نويسد:

شايد برايتان‌ پيش‌ آمده‌ باشد - و اگر هم‌ پيش‌ نيامده‌ مي‌توانيد آنچه‌ را مي‌خواهم‌ بگويم‌ در ذهن‌ خود مجسم‌ كنيد - كه‌ سال‌ها با فردي‌ در يك‌ كوي‌ و محله‌ زندگي‌ مي‌كنيد. لااقل‌ روزي‌ يك‌ بار او را مي‌بينيد و طبق‌ عرف‌ وعادت، سلام‌ و تعارفي‌ مي‌كنيد و رد مي‌شويد. روزها و ماه‌ها و سال‌ها به‌ همين‌ منوال‌ مي‌گذرد...

تا آن‌ كه‌ تصادفي‌ رخ‌ مي‌دهد و  چند جلسه‌ با او مي‌نشيند و از نزديك‌ با افكار و انديشه‌ها و گرايش‌ها و احساسات‌ و عواطف‌ او آشنا مي‌شويد. با كمال‌ تعجب‌ احساس‌ مي‌كنيد كه‌ هرگز نمي‌توانسته‌ايد او را چنان‌ كه‌ هست‌ حدس‌ بزنيد و پيش‌ بيني‌ كنيد. از آن‌ به‌ بعد چهره‌ او در نظر شما تغيير مي‌كند. حتي‌ قيافه‌اش‌ در چشم‌ شما طور ديگر مي‌نمايد. عمق‌ و معنا و احترام‌ ديگري‌ در قلب‌ شما پيدا مي‌كند. شخصيتش‌ از پشت‌ پرده‌ شخصش‌ متجلي‌ مي‌شود. گويا شخص‌ ديگري‌ است‌ غير از آن‌ كه‌ سال‌ها او را مي‌ديده‌ايد. احساس‌ مي‌كنيد دنياي‌ جديدي‌ كشف‌ كرده‌ايد.

برخورد من‌ با نهج‌البلاغه‌ چنين‌ بود. از كودكي‌ با نام‌ نهج‌البلاغه‌ آشنا بودم‌ و آن‌ را در ميان‌ كتاب‌هاي‌ مرحوم‌ پدرم‌ مي‌شناختم. پس‌ از آن‌ سال‌ها تحصيل‌ كردم... و در همه‌ اين‌ مدت‌ نام‌ نهج‌البلاغه‌ بعد از قرآن‌ بيش‌ از هر كتاب‌ ديگر به‌ گوشم‌ مي‌خورد... اما اعتراف‌ مي‌كنم‌ كه‌ با دنياي‌ نهج‌البلاغه‌ بيگانه‌ بودم. بيگانه‌ وار با آن‌ برخورد مي‌كردم‌ و بيگانه‌ وار مي‌گذشتم. تا آن‌ كه‌ تصادف‌ كوچكي‌ مرا با فردي‌ آشنا كرد. او دست‌ مرا گرفت‌ و اندكي‌ وارد دنياي‌ نهج‌البلاغه‌ كرد. آن‌ وقت‌ بود كه‌ عميقاً‌ احساس‌ كردم‌ اين‌ كتاب‌ را نمي‌شناختم. از آن‌ پس‌ چهره‌ نهج‌البلاغه‌ در نظرم‌ عوض‌ شد. به‌ آن‌ علاقه‌مند شدم‌ و محبوبم‌ شد. گويا كتاب‌ ديگري‌ است. غير از آن‌ كتابي‌ كه‌ از دوران‌ كودكي‌ آن‌ را مي‌شناختم. احساس‌ كردم‌ كه‌ دنياي‌ جديدي‌ را كشف‌ كرده‌ام.

ما بايد اعتراف‌ كنيم‌ كه‌ با نهج‌البلاغه‌ بيگانه‌ايم. دنياي‌ روحي‌ كه‌ براي‌ خود و جامعه‌ اسلامي‌ ساخته‌ايم‌ دنياي‌ ديگري‌ است‌ غير از دنياي‌ نهج‌البلاغه(2)

اين‌ مجموعه‌ نفيس....

اين‌ مجموعه‌ نفيس‌ و زيبا به‌ نام‌ نهج‌البلاغه‌ كه‌ اكنون‌ در دست‌ ماست‌ منتخبي‌ از 'خطبه‌ها، نامه‌ها، و كلمات‌ كوتاه' اميرالمؤ‌منين‌ علي(ع) است‌ كه‌ در سال‌ (400ه-. ق) هزار و بيست‌ و هشت‌ سال‌ پيش‌ در ماه‌ رجب‌ به‌ وسيله‌ علامه‌ سيدرضي(ره) گردآوري‌ شده‌ است. براي‌ آشنايي‌ با نهج‌البلاغه‌ مطالب‌ بسياري‌ قابل‌ بررسي‌ است‌ كه‌ در اين‌ شماره‌ تنهابه‌ ذكر سه‌ مطلب‌ بسنده‌ مي‌كنيم.

بافت‌ كلي‌ نهج‌البلاغه‌

يكي‌ از زمينه‌هاي‌ شناخت‌ نهج‌البلاغه، آشنايي‌ با ظاهر كتاب‌ و بافت‌ كلي‌ آن‌ است.

علامه‌ سيدرضي(ره) نهج‌البلاغه‌  را در سه‌ بخش‌ جداگانه‌ تنظيم‌ كرد كه‌ عبارت‌ است‌ از خطبه‌ها، نامه‌ها و كلمات‌ كوتاه.

خطبه‌ها

اولين‌ و مهم‌ترين‌ بخش‌ نهج‌البلاغه‌ را سخنراني‌هاي‌ مختلف‌ اميرالمؤ‌منين(ع) تشكيل‌ مي‌دهد كه‌ حضرت‌ آنها را در شرايط‌ گوناگون‌ فرموده‌ است‌ كه‌ اصطلاحاً‌ به‌ آن‌ خطبه‌ گفته‌ مي‌شود. در اين‌ كتاب‌ 241 خطبه‌ گردآمده‌ كه‌ طولاني‌ترين‌ آنها خطبه‌ قاصعه‌ (خطبه‌ 192) و كوتاه‌ترين‌ آنها خطبه‌ 59است.

نامه‌ها

بخش‌ دوم‌ كتاب‌ شامل‌ 79 پيام‌ و نامه‌ مكتوب‌ آن‌ حضرت‌ به‌ فرمانداران، دوستان، بستگان، دشمنان، قضات‌ و ماموران‌ جمع‌ آوري‌ زكات‌ و ماليات‌ و.. است.

طولاني‌ترين‌ نامه‌ها عهدنامه‌ مالك‌ اشتر (نامه53) است‌ كه‌ در آن‌ اصول‌ ملك‌ داري‌ و عدالت‌ گستري‌ بيان‌ شده‌ و كوتاه‌ترين‌ آنها نامه‌ 79 است‌ كه‌ به‌ فرماندهان‌ سپاه‌ نوشته‌ شده‌ است.

كلمات‌ كوتاه‌

در آخرين‌ بخش‌ نهج‌البلاغه‌ 480 جمله‌ كوتاه‌ و بلند حكمت‌آميز وجود دارد كه‌ از آنها به‌ كلمات‌ قصار و حكمت‌ها تعبير مي‌شود. اين‌ بخش‌ با كلماتي‌ اندك‌ و مضاميني‌ بسيار بلند، زيبايي‌ خاصي‌ به‌ نهج‌البلاغه‌ داده‌ است. طولاني‌ترين‌ آنها حكمت‌ 147 و كوتاه‌ترين‌ آنها حكمت‌ 187، 216 و 418 است.

اين‌ مجموعه‌ نفيس، يادگار برجاي‌ مانده‌ از دوره‌هاي‌ مختلف‌ زندگي‌ اميرالمؤ‌منين‌ علي(ع) است. بخش‌ اندكي‌ از آن‌ مربوط‌ به‌ زمان‌ حيات‌ رسول‌ خدا(ص) و بخش‌ ديگري‌ از آن‌ مربوط‌ به‌ دوره‌ كناره‌گيري‌ آن‌ حضرت‌ از خلافت‌ (25سال‌ سكوت) است. قسمت‌ ديگر آن‌ مربوط‌ به‌ عصر خلافت‌ و زمامداري‌ آن‌ حضرت‌ (سال‌ 40-36ه-. ق) است.

گفتني‌ است‌ سيدرضي(ره) همه‌ خطبه‌ها، نامه‌ها و كلمات‌ كوتاه‌ امام(ع) را جمع‌ آوري‌ نكرده‌ است. آنچه‌ هدف‌ سيدرضي(ره) بوده‌ بخش‌هاي‌ ادبي‌ بليغ‌ و زيبايي‌هاي‌ كلام‌ امام(ع) است‌ تا آنها را به‌ عنوان‌ راه‌ و رسم‌ بلاغت‌ معرفي‌ نمايد. در واقع‌ به‌ همين‌ علت‌ نام‌ كتاب‌ را نهج‌البلاغه‌ (روش‌ شيوا و رسا سخن‌ گفتن) نهاده‌ است.

عظمت‌ نهج‌البلاغه‌

عظمت‌ نهج‌البلاغه‌ - اين‌ ميراث‌ جاويدان‌ اميرالمؤ‌منين‌ علي(ع) - بدان‌ پايه‌ است‌ كه‌ برخي‌ آن‌ را 'دون‌ كلام‌ الخالق‌ و فوق‌ كلام‌ المخلوق' ناميده‌اند و برخي‌ ديگر آن‌ را 'اَخ‌ القرآن' خوانده‌اند و اين‌ بدان‌ معناست‌ كه‌ نهج‌البلاغه‌ همان‌ راهي‌ را ارايه‌ مي‌دهد كه‌ قرآن‌ هدايت‌ گر آن‌ است.

اين‌ كتاب‌ در طول‌ تاريخ‌ هميشه‌ مورد توجه‌ علما و دانشمندان‌ مسلمان‌ و غيرمسلمان‌ بوده‌ است. 'ابن‌ ابي‌الحديد' دانشمند بزرگ‌ اهل‌ سنت‌ و شارح‌ نهج‌البلاغه‌ در ذيل‌ خطبه‌ 221 نهج‌البلاغه‌ مي‌نويسد:

'من‌ سوگند مي‌خورم‌ به‌ همان‌ كسي‌ كه‌ تمام‌ امت‌ها به‌ او سوگند ياد مي‌كنند اين‌ خطبه‌ را از پنجاه‌ سال‌ قبل‌ تاكنون‌ بيش‌ از هزار بار خوانده‌ام‌ و هر زمان‌ آن‌ را مي‌خوانم، خوف‌ و وحشت‌ و بيداري‌ عميقي‌ تمام‌ وجود مرا در برمي‌گيرد و در قلب‌ من‌ اثري‌ شگفت‌ مي‌گذارد و در اعضاي‌ پيكرم‌ لرزشي‌ پديد مي‌آورد. هر زمان‌ در مضامين‌ آن‌ دقت‌ مي‌كنم‌ به‌ ياد مردگان‌ از خانواده‌ و بستگان‌ و دوستانم‌ مي‌افتم‌ و چنان‌ مي‌پندارم‌ كه‌ من‌ همان‌ كسي‌ هستم‌ كه‌ امام‌ در لابه‌ لاي‌ اين‌ خطبه‌ توصيف‌ مي‌كند. چقدر واعظان‌ و خطيبان‌ و فصيحان‌ در اين‌ خصوص‌ گفته‌اند و چقدر من‌ در برابر سخنان‌ آنان‌ به‌ طور مكرر قرار گرفته‌ام. اما در هيچ‌ كدام‌ تاثيري‌ را كه‌ اين‌ كلام‌ در دل‌ و روح‌ من‌ مي‌گذارد، نديده‌ام.(3)

آيت‌ الله‌ 'جوادي‌ آملي' مي‌فرمايد:

'ابن‌ ابي‌الحديد (در خصوص‌ خطبه‌ 221) مي‌گويد، اگر تمام‌ فصحاي‌ عرب‌ در يك‌ جايي‌ نشسته‌ باشند و اين‌ خطبه‌ علي‌ بن‌ ابيطالب(ع) قرائت‌ شود، شايسته‌ است‌ كه‌ همه‌ آنان‌ سجده‌ كنند. همان‌ طور كه‌ قرآن‌ سوره‌هايي‌ دارد كه‌ در آن‌ سوره‌ها آياتي‌ است‌ كه‌ اگر آن‌ آيات‌ خوانده‌ شود، بايد سجده‌ كرد. علي‌ بن‌ ابيطالب(ع) هم‌ خُطبي‌ دارد كه‌ يكي‌ از خُطب‌ اين‌ است، اگر اين‌ خطبه‌ براي‌ خردمندان‌ فصيح‌ و بليغ‌ و كارشناسان‌ فصاحت‌ و بلاغت‌ تلاوت‌ شود، آنان‌ بايد سجده‌ كنند.

اين‌ موضوع‌ در حضور درس‌ استاد 'علامه‌ طباطبايي' مطرح‌ شد كه‌ چگونه‌ ابن‌ ابي‌الحديد يك‌ همچو تدبير بلندي‌ دارد؟ استاد فرمود: 'ابن‌ ابي‌الحديد گزاف‌ نگفته‌ است. زيرا اگر سجده‌ است‌ براي‌ كلام‌ خداست‌ و همان‌ محتواي‌ قرآني‌ است‌ كه‌ به‌ صورت‌ خُطب‌ علي‌بن‌ ابيطالب(ع) درآمده‌ است. در حقيقت‌ براي‌ كلام‌ خداوند دارند سجده‌ مي‌كنند نه‌ براي‌ كلام‌ مخلوق‌ خدا.'(4)

'جرج‌ جرداق' دانشمند بزرگ‌ مسيحي‌ در عظمت‌ نهج‌البلاغه‌ مي‌گويد:

'جاذبه‌هاي‌ نهج‌البلاغه‌ امام‌ علي(ع) شوري‌ در من‌ ايجاد كرد كه‌ 200 بار نهج‌البلاغه‌ را مطالعه‌ كردم'. يك‌ دانشمند مسيحي‌ 200 بار نهج‌البلاغه‌ را مي‌خواند اما ما كه‌ خود را از شيعيان‌ اميرالمؤ‌منين‌ علي(ع) مي‌شماريم‌ و ادعاي‌ محبت‌ و ولايت‌ او را داريم‌ به‌ راستي‌ چند بار نهج‌البلاغه‌ را خوانده‌ايم؟ و با مفاهيم‌ ارزشمند آن‌ به‌ چه‌ ميزان‌ آشنايي‌ داريم؟

ماكه‌ در خانواده‌ شيعه‌ كشور شيعيان‌ زندگي‌ مي‌كنيم‌ چرا بايد با نهج‌البلاغه‌ بيگانه‌ باشيم؟

جاذبه‌هاي‌ نهج‌البلاغه‌

يكي‌ از پرچاذبه‌ترين‌ كتاب‌هاي‌ جهان‌ اسلام‌ در هزاره‌ گذشته‌ نهج‌البلاغه‌ بوده‌ است.

اصولاً‌ ميراث‌هاي‌ ماندگار پشتينيان‌ از ويژگي‌هاي‌ خاصي‌ برخوردارند و با فطرت، عقل، وجدان، عواطف‌ و احساسات‌ بشر هم‌ آوا هستند.

اندك‌ هستند آثاري‌ كه‌ در طول‌ تاريخ‌ مورد استفاده‌ همگان‌ بوده‌اند. اما گاه‌ در ميان‌ همين‌ اندك، نمونه‌هاي‌ ارزشمندي‌ يافت‌ مي‌شود كه‌ چونان‌ خورشيد، شرق‌ و غرب‌ عالم‌ را نور مي‌بخشد.

نهج‌البلاغه‌ از اين‌ گونه‌ آثار است.

حال‌ پرسش‌ مهم‌ اين‌ است‌ كه‌ چرا نهج‌البلاغه‌ اين‌ همه‌ جاذبه‌ دارد؟

عوامل‌هاي‌ جاذبه‌ نهج‌البلاغه‌ به‌ قرار ذيل‌ است:

1 - شخصيت‌ برجسته‌ و والاي‌ اميرالمؤ‌منين‌ علي(ع) مهم‌ترين‌ سبب‌ جاودانگي‌ نهج‌البلاغه‌ است.

2 - فصاحت‌ و بلاغت‌ كلام‌ امام‌ علي(ع).

عبدالحميد بن‌ يحيي‌ عامري‌ (م‌ 132ه-) گفته‌ است:

'هفتاد خطبه‌ از خطبه‌هاي‌ امام‌ علي(ع) را از بر كردم‌ و اين‌ خطبه‌ها چون‌ چشمه‌اي‌ همچنان‌ پي‌درپي‌ درذهن‌ من‌ مي‌جوشيد.'

جرج‌ جرداق‌ مسيحي‌ مي‌گويد: 'نهج‌البلاغه‌ در بلاغت، فوق‌ بلاغت‌ها است. قرآني‌ است‌ كه‌ از مقام‌ خود اندكي‌ فرود آمده. سخني‌ است‌ كه‌ تمام‌ زيبايي‌هاي‌ زبان‌ عرب‌ را در گذشته‌ و آينده‌ در خود جاي‌ داده‌ است.'

3 - جامعيت‌ كلام‌ علي(ع).

امام‌ علي(ع) پيرامون‌ تمام‌ ابعاد يك‌ انسان‌ كامل‌ سخن‌ گفته‌ است.

وقتي‌ از مردان‌ خدا سخن‌ مي‌گويد (خطبه‌ متقين)، وقتي‌ از آيين‌ كشورداري‌ سخن‌ مي‌گويد (عهدنامه‌ مالك‌ اشتر، نامه‌ 53) و وقتي‌ از روابط‌ فردي‌ و اجتماعي‌ و مسئله‌ تربيت‌ سخن‌ مي‌گويد (نامه‌ 31 نهج‌البلاغه) و... حق‌ مطلب‌ را به‌ بهترين‌ وجه‌ ادا مي‌كند.

4 - در نهج‌البلاغه‌ همه‌ جا سخن‌ از همدري‌ با طبقات‌ محروم‌ و ستمديده‌ و مبارزه‌ با ظلم‌ و بي‌عدالتي‌ و طاغوت‌ است.

5 - حضرت‌ علي(ع) در نهج‌البلاغه‌ همه‌ جا در مسير آزادي‌ انسان‌ سخن‌ مي‌گويد.

ولاتكن‌ عبد غيرك‌ و قد جعلك‌ الله‌ حرا. بنده‌ ديگران‌ مباش‌ كه‌ خداوند تو را آزاد آفريده‌ است.

پاورقي:

1- روايت‌ انقلاب، ج1، ص‌ 260.

2- سيري‌ در نهج‌البلاغه، ص‌ 7، (با اندكي‌ تلخيص)

3- شرح‌ نهج‌البلاغه‌  ابن‌ ابي‌الحديد، ج‌ 11، ص‌ 153

4- حكمت‌ نظري‌ و عملي‌ در نهج‌البلاغه، ص‌ 26 و 27.

آموزش‌ نهج‌ البلاغه(4)

آشنايي‌ با نامه‌هاي‌ نهج‌ البلاغه‌

‌محمد مهدي‌ عليقلي‌

اگرچه‌ همة‌ محتواي‌ نهج‌البلاغه‌ زيباست‌ اما بخش‌هايي‌ از آن‌ زيباتر است.

اگرچه‌ تمامي‌ اين‌ كتاب‌ شريف، تابناك‌ است‌ اما بخش‌هايي‌ از آن‌ تابناك‌تر است.

از سوي‌ ديگر، همگان‌ فرصت‌ خواندن‌ همه‌ نهج‌البلاغه‌ را ندارند و با بخش‌هاي‌ مختلف‌ نهج‌البلاغه‌ (خطبه‌ها، نامه‌ها، حكمت‌ها) آشنا نيستند. از اين‌ روست‌ كه‌ ما زيباترين، درخشان‌ترين‌ و ارج‌دارترين‌ بخش‌ نهج‌البلاغه‌ يعني‌ نامه‌هاي‌ نوراني‌ و حكمت‌آموز و راهگشاي‌ مولا را كه‌ براي‌ كارگزاران‌ حكومت‌ اسلامي‌ نوشتند برگزيديم‌ تا تشنگان‌ زلال‌ معرفت‌ و ولايت، جان‌ها را طراوت‌ بخشند.

تعداد نامه‌ها

بخش‌ دوم‌ نهج‌البلاغه‌ شامل‌ 79 پيام‌ و نامة‌ مكتوب‌ اميرمؤ‌منان(ع) به‌ استانداران، فرمانداران، دوستان، بستگان، دشمنان، قضات، فرماندهان‌ نظامي، ماموران‌ جمع‌ آوري‌ زكات‌ و ماليات‌ و... است.

اين‌ بخش‌ با عنوان‌ (الكتب) و (الرسائل) و (باب‌ المختار من‌ كتب‌ مولانا اميرالمؤ‌منين(ع' آمده‌ است.

زمان‌ صدور نامه‌ها

تمام‌ نامه‌ها در دوران‌ حكومت‌ حضرت‌ علي(ع) و از آغاز سال‌ 36 هجري‌ (با عزل‌ استانداران‌ عثمان‌ و فرستادن‌ استانداران‌ جديد براي‌ پنج‌ ايالت‌ (منطقه)،  شبه‌ جزيره‌ عربستان، مصر، عراق، ايران‌ و شام) تا سال‌ 40 هجري‌ است.

طولاني‌ترين‌ و كوتاه‌ترين‌ نامه‌ها

از 79نامه‌ گردآوري‌ شده‌ در نهج‌البلاغه‌ طولاني‌ترين‌ آنها عهدنامه‌ امام‌ علي(ع) به‌ مالك‌ اشتر (نامه‌ 53) در 13صفحه‌ است‌ كه‌ در آن‌ اصول‌ مُلك‌ داري‌ و عدالت‌ گستري‌ بيان‌ شده‌ و همچنين‌ وصيت‌نامه‌ امام‌ علي(ع) به‌ امام‌ حسن(ع) (نامه‌ 31) در 10صفحه‌ است.

كوتاه‌ترين‌ نامه‌ نهج‌البلاغه‌ نامه‌ 79 (در يك‌ سطر و 3كلمه) به‌ فرماندهان‌ سپاه‌ نوشته‌ شده‌ و نامه‌ 77 (در يك‌ سطر و 7كلمه) كه‌ به‌ ابن‌عباس‌ نوشته‌ شده‌ است.

اولين‌ و آخرين‌ نامه‌ها

اولين‌ نامه‌ از نظر زماني‌ نامه‌ 57 است. حضرت(ع) اين‌ نامه‌ را به‌ مردم‌ كوفه‌ هنگام‌ حركت‌ از مدينه‌ به‌ سوي‌ بصره‌ نوشته‌ است. آخرين‌ نامه‌ از نظر زماني‌ نامه‌ 23 و وصيت‌نامه‌ حضرت‌ است. نامه‌هاي‌ نهج‌البلاغه‌ در حال‌ حاضر ترتيب‌ زماني‌ ندارند به‌ عبارت‌ ديگر نهج‌البلاغه‌ براساس‌ زمان‌ صدور نامه‌ها تنظيم‌ نشده‌ است.

نكته: شارحين‌ نهج‌البلاغه‌ نوشته‌اند نامه‌ امام‌ علي(ع) به‌ سلمان‌ فارسي(س) (نامه‌ 68) قبل‌ از دوران‌ خلافت‌ آن‌ حضرت‌ بوده‌ است.

مكان‌ صدور نامه‌ها

نامه‌هاي‌ امام‌ علي(ع) ابتدا در شهر مدينه‌ (در آغاز حكومت) سپس‌ در مسير بصره‌ و در بصره‌ هنگام‌ جنگ‌ جمل، و اكثر نامه‌هاي‌ آن‌ حضرت‌ در كوفه‌ و در جنگ‌ صفين‌ و نهروان‌ نوشته‌ شده‌ است.

موضوع‌ نامه‌ها

نامه‌ها (بخش‌ دوم‌ نهج‌البلاغه) كه‌ مهمترين‌ دستورها و برنامه‌هاي‌ حكومتي‌ آن‌ حضرت‌ است، حاوي‌ مطالب‌ بسيار مهم‌ و سودمند اجتماعي، سياسي‌ و كشورداري‌ براي‌ انسان‌هاي‌ بيدار است.

دست‌ اندركاران‌ مسائل‌ سياسي، اجتماعي‌ و كشورداري‌ بايد نامه‌هاي‌ نهج‌البلاغه‌ را مطالعه‌ كنند و آن‌ را در كار روزمره‌ و زندگي‌ فردي‌ و اجتماعي‌ خود پياده‌ كنند و مطمئن‌ باشند كه‌ مسائل‌ سياسي، اجتماعي‌ و كشورداري‌ آن‌ به‌ قدري‌ قوي‌ و نيرومند است‌ كه‌ طالب‌ را از هر چيز ديگري‌ بي‌نياز مي‌كند.

نكته: اخيراً‌ رسانه‌هاي‌ خبري‌ جهان‌ اعلام‌ كردند كه‌ عهدنامه‌ امام‌ علي(ع) به‌ مالك‌ اشتر (نامه53) به‌ عنوان‌ تنها مرجع‌ عدالت‌گستر تاريخ، در سازمان‌ ملل‌ متحد به‌ ثبت‌ رسيد.(1)

مخاطبين‌ نامه‌ها

مخاطبين‌ نامه‌هاي‌ اميرالمؤ‌منين‌ علي(ع) در بخش‌ دوم‌ نهج‌البلاغه‌ عبارتند از:

1 - استانداران‌ و فرمانداران؛ 32 نامه‌ (شماره‌هاي‌ 5 18- 19- 20- 21- 27- 33- 34- 35- 41- و...)

2 - معاويه‌ 16نامه؛ (شماره‌هاي‌ 6 7- 9- 10- 17- 28- 30- 32- 37- 48- 49- 55- 64- 65- 73- 75-)

3 - فرماندهان‌ نظامي؛ 9نامه‌ (شماره‌هاي‌ 4 8- 11- 12- 13- 14- 16- 50- - 79)

4 -  مردم‌ شهرها 6نامه؛ (به‌ مردم‌ كوفه: نامه‌هاي‌ شماره‌ 57-2-1، به‌ مردم‌ مصر: نامه‌هاي‌ 62-38  و مردم‌ بصره: نامه‌ 29)

5 - وصيت‌ نامه؛ 4 نامه‌ (شماره‌هاي‌ 47-31-24-23)

6 - اخلاقي؛ 4نامه‌ (شماره‌هاي‌ 47-31-22-3)

7 - دشمنان؛ 3نامه‌ (شماره‌ 39 به‌ عمروعاص، 44 به‌ زياد بن‌ ابيه‌ و 54 به‌ طلحه‌ و زبير)

8 - ماموران‌ ماليات؛ 3نامه‌ (شماره‌هاي‌ 51-26-25)

9 - پيمان‌ نامه؛ 1نامه‌ (شماره‌ 74، عهدنامه‌اي‌ كه‌ به‌ خط‌ هشام‌ بن‌ كلبي‌ براي‌ صلح‌ ميان‌ قبيله‌ ربيعه‌ و يمن‌ نوشته‌ شده‌ است)

10 - دعا؛ 1نامه‌ (شماره‌ 15، دعاي‌ امام(ع) در ميدان‌ جنگ)

جمع‌ آوري‌ نامه‌ها

هدف‌ سيدرضي(ره) جمع‌آوري‌ همه‌ نامه‌هاي‌ آن‌ حضرت‌ نبوده، بلكه‌ تنها تعدادي‌ از نامه‌ها را جمع‌آوري‌ كرده‌ است. در بخش‌ نامه‌ها 79ثبت‌ شده‌ است. در حالي‌ كه‌ نامه‌هاي‌ امام‌ علي(ع) بسيار بيش‌ از اين‌ است. اگر تمام‌ نامه‌ها جمع‌آوري‌ شود حدود 300 نامه‌ خواهد شد.

اسامي‌ استانداران‌ و فرمانداران‌ امام‌ علي(ع) در بخش‌ نامه‌ها

1 - مالك‌ اشتر - استاندار مصر -  (نامه‌ 46-53)

2 - محمد بن‌ ابي‌بكر - استاندار مصر - (نامه‌ 34-27)

3 - عبدالله‌ بن‌ عباس‌ - فرماندار بصره‌ - (نامه‌ 18 22- 35- 66- 72- 76- 77-)

4 - كميل‌ بن‌ زياد - فرماندار هيت‌ - (نامه‌ 61)

5 - عثمان‌ بن‌ حُنيف‌ - فرماندار بصره‌ - (نامه‌ 45)

6 - سهل‌ بن‌ حنيف‌ - فرماندار مدينه‌ - (نامه‌ 70)

7 - قثم‌ بن‌ عباس‌ - فرماندار مكه‌ - (نامه‌ 67-33)

8 - عمر بن‌ ابي‌سلمه‌ - فرماندار بحرين‌ - (نامه‌ 19 - 42)

9 - مطقله‌ بن‌ هبيره‌ شيباني‌ - فرماندار اردشير خره‌ 'فيروزآباد فارس' - (نامه‌ 43)

10 - مخنف‌ بن‌ سليم‌ - فرماندار اصفهان‌ - (نامه‌ 26)

اسامي‌ مخالفان‌ امام‌ علي(ع)

مخالفان‌ دوران‌ حكومت‌ اميرالمؤ‌منين‌ علي(ع) عبارتند از:

1 - معاويه‌ بن‌ ابوسفيان‌ (نامه‌هاي‌ 6 9- 10- 17- 28- 30- 32- و...)

2 - عمروعاص‌ (خطبه‌ 26 84- و نامه‌ 39)

3 - زيادبن‌ ابيه‌ (نامه‌هاي‌ 20 21- 44-)

4 - اشعث‌ بن‌ قيس‌ (خطبه‌ 19)

5 - مروان‌ ابن‌ حكم‌ (خطبه‌ 73)

6 - ابوموسي‌ اشعري‌ (نامه‌هاي‌ 78-63)

7 - طلحه‌ (خطبه‌ 137 و نامه‌هاي‌ 1 و 54)

8 - زبير (خطبه‌ 137 و نامه‌هاي‌ 1 و 54)

9 - عايشه‌ (خطبه‌ 13)

10 - بسربن‌ ارطاه‌ (خطبه‌ 25)

نكته‌ هايي‌ از بخشنامه‌هاي‌ نهج‌البلاغه‌

از 79 نامه‌اي‌ كه‌ در نهج‌البلاغه‌ ثبت‌ شده‌ است، جنبه‌هاي‌ رهنمودي‌ آنها بيش‌ از ساير جنبه‌ها به‌ چشم‌ مي‌خورد. در اين‌ نامه‌ها حضرت‌ به‌ استانداران، فرمانداران، فرماندهان‌ نظامي، قضات، ماموران‌ ماليات‌ و... موارد زير را تذكر داده‌اند:

1 - نظارت‌ كامل‌ امام(ع) بر عملكرد كارگزاران‌ حكومت‌ (نامه‌هاي‌ 3، 45، 40، 43)

2 - سفارش‌ به‌ حقوق‌ مردم‌ و حقوق‌ حيوانات‌ (نامه‌هاي‌ 25، 26، 51)

3 - شايسته‌سالاري‌ (كساني‌ را مسئول‌ امور كارها برگزيده‌ كه‌ شايسته‌ بودند نه‌ آشنايان‌ و فاميل‌ را)

4 - توجه‌ به‌ مردم‌ و اطلاع‌رساني‌ و آگاه‌ كردن‌ مردم‌ (گزارش‌ كار دادن‌ به‌ مردم) (نامه‌هاي‌ 1، 38، 62)

5 - در صدور فرامين‌ و  وضع‌ ماليات‌ خود را به‌ جاي‌ ناتوان‌ترين‌ افراد قرار دهيد.

6 - به‌ كارگزاران‌ خود مي‌نويسد: 'در عين‌ حال‌ كه‌ انجام‌ وظيفه‌ مي‌كنيد، مظهر رافت‌ و عدالت‌ باشيد.'

7 - به‌ مسئولين‌ حكومت‌ مي‌نويسد: 'از هواپرستي، مال‌ اندوزي، تكبر و جاه‌طلبي‌ و... دوري‌ كنيد.'

8 - كشورداري‌ را از دين‌داري‌ جدا ندانيد و شغل‌  خود را جزء وظايف‌ عبادي‌ بشماريد.

9 - بر ضعيفان‌ ببخشاييد و بر زخم‌هاي‌ آنان‌ مرهم‌ گذاريد.

10 - به‌ فرماندهان‌ نظامي‌ سفارشات‌ اخلاقي‌ مي‌كند:

الف‌ - هيچ‌ وقت‌ جنگ‌ را شما آغاز نكنيد، اول‌ هدايت‌ كنيد و... (نامه‌ 14-12-4)

ب: مجروحان‌ را به‌ قتل‌ نرسانيد (نامه‌ 14)

ج: فراريان‌ و آنها كه‌ قدرت‌ دفاع‌ ندارند نكشيد (نامه‌ 14)

د: زنان‌ را اذيت‌ نكنيد. هرچند آنها به‌ شما بد بگويند (نامه‌ 14).

به‌ عكس‌ معاويه‌ به‌ فرماندهان‌ خود اختيار تام‌ داد.

نگاهي‌ به‌ نامه‌هاي‌ امام‌ علي(ع) و معاويه‌

نويسنده‌ و مورخ‌ معروف‌ مسيحي‌ 'جرجي‌ زيدان' در كتاب‌ 'تاريخ‌ تمدن‌ اسلام' مي‌نويسد: 'ما علي‌ بن‌ ابيطالب‌ و معاويه‌ بن‌ ابي‌سفيان‌ را نديده‌ايم. تنها وسيله‌اي‌ كه‌ ما را به‌ ميزان‌ ارزش‌ وجودي‌ آنها راهنمايي‌ كند، نامه‌هاي‌ باقي‌ مانده‌ است‌ كه‌ امروز بهترين‌ معرف‌ شخصيت‌ گوينده‌ و نويسنده‌ خويش‌ است.

در نامه‌هايي‌ كه‌ معاويه‌ به‌ عمال‌ خود نوشته، هدف‌ اساسي‌اش‌ اين‌ بوده‌ كه‌ به‌ آنها دستور دهد بهتر به‌ مردم‌ تسلط‌ پيدا كنند و اموال‌ آنها را چپاول‌ كرده‌ و زر و سيم‌ بيشتري‌ جمع‌آوري‌ نمايند. سهم‌ خود را بردارند و بقيه‌ را براي‌ او بفرستند، زيرا او از زر و سيم‌ معجزات‌ فراواني‌ ديده‌ است!

ولي‌ علي‌ بن‌ ابيطالب(ع) در تمام‌ نامه‌هاي‌ خود كه‌ به‌ فرمانداران‌ و استانداران‌ خود نوشته‌ است، بيش‌ از همه‌ چيز آنها را به‌ پرهيزگاري‌ و ايمان‌ استوار و برگزاري‌ نماز و روزه‌ و امر به‌ معروف‌ و نهي‌ از منكر سفارش‌ مي‌كند و تاكيد مي‌نمايد كه‌ نسبت‌ به‌ زيردستان‌ و فقيران‌ و نيازمندان‌ و قرض‌ دادن‌ ترحم‌ و توجه‌ بيشتري‌ داشته‌ باشند. اصرار مي‌ورزد كه‌ خدا را در همه‌ حال‌ ناظر اعمال‌ خود بدانند و اين‌ حقيقت‌ را مدنظر قرار دهند كه‌ دنيا ناپايدار است‌ و شايسته‌ دلبستگي‌ نيست.

منابع:

1 -  دشتي، محمد، شناخت‌ نهج‌البلاغه.

2 - اسرار، مصطفي، دانستني‌هاي‌ نهج‌البلاغه.

3 - عليقلي، محمدمهدي، سيماي‌ نهج‌البلاغه.

4 - زيدان، جرجي، تاريخ‌ تمدن‌ اسلام.

پاورقي:

1- اطلاعات‌ بين‌الملل، 25/8/82 (16/11/2003)

 

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها