بمون
جمعه 22 بهمن 1389 6:55 PM
به آرزوی دیدنت تا خودآسمون میرم ابرارو آتیش میزنم چشمای ماه و میگیرم
رو شونههای عطر تو خورشید و پر پر میکنم میون پرسههای شب عشق تو باور میکنم
هنوز تو اینهٔ چشات شرم گلهای مریمه با تو حریم لحظه هام غرق نسیم و شبنمه
نگاه ناز تو مثل یه معبد مقدسه تو که نباشی عشق من دنیا به آخر میرسه
دستتو میگیرم بمون، من بی تو میمیرم بمون!
« سعادتمند کسی است که از هر اشتباه و خطایی که از او سر می زند، تجربه ای جدید به دست آورد »
سقراط