عاشقانه
جمعه 22 بهمن 1389 6:41 PM
چون جمعه پاییز دلم میگیرد![]()
دیروز به چشمان تو گفتم که برو![]()
امروز دلم بهانه ات میگیرد![]()
روزم چون شب و شبم چون شبی بیمار است
قلبم تابناک و لبریز از ندانستن هایم
هوا هوای غم است
هولناکترین فاجعه در راه است
بادبانهارا بکشید لنگرهارا بردارید
چه فرق میکند همه جا شب است
فردا صبح هم شب است
پس حرکت خواهیم کرد
من با سرزمین های دوردست آشنایم
باید رفت...... باید رفت.............
« سعادتمند کسی است که از هر اشتباه و خطایی که از او سر می زند، تجربه ای جدید به دست آورد »
سقراط