چه میگوئيم؟
جمعه 22 بهمن 1389 2:53 PM
مبنای بحث های ما در اين درس ها نحوه و نوع اطلاع رسانى، آموزش و يا سرگرم كردن مخاطب ها و شناختن روش های انجام بهتر اين کارهاست.
همه شنيدن قصه را دوست دارند. اگر اين قصه واقعی باشد برايشان جالب تر است. تازگیِ اين قصه و ارتباط آن با زندگی شخصی خودشان اين جذابيت را باز هم بيشتر می کند. نوع قصه، و خوش يا ناخوشايند بودن محتوای آن، معمولا تأثير زيادی در جلب مخاطب ندارد، اما نحوه ی بيان قصه بی ترديد در اين زمينه تاثيرگذار است.
اما پيش از هرچيز موضوع گزارش بايد برای مخاطب جالب باشد. در مرحله ی انتخاب موضوع است که يک خبرنگار/ گزارشگر نقش تعيين کننده پيدا می کند. حضور ذهن و كاوشگرى گزارشگر و آگاهى او به رويدادهاى جهان پيرامون اش، چه يک روستاى کوچک دورافتاده در لرستان باشد چه مقر سازمان ملل در نيويورک، در گزينش موضوع گزارش تاثير زيادی دارد.
در واقع تعيين اين که چه چيزی ارزش گزارش شدن دارد از مهمترين کارها در حرفه ی خبرنگاری است. معمولا در رسانه های عمومی هيات هایی از متخصصان با ارزيابی اطلاعات رسيده برای انتشار يک مطلب و زوايایی که بايد در يک گزارش مورد پردازش قرار گيرد، تصميم می گيرند.
جلسات تحريريه روزنامه ها يا نشست دبيران يک برنامه ی راديویی يا تلويزيونی نقطه ی شروع توليد يک گزارش است. اما در گزارشگری شهروندی، و در نبودِ گروه متخصصان، مهمترين عامل تعيين کننده، ديد و دانش گزارشگر نسبت به موضوع و انتخاب و ارائه ی دقيق آن است. شهروند- گزارشگرها معمولا به محدوده ی جغرافيایی کوچکتری می پردازند اما در عين حال فرصت و آگاهی برای بازتر و دست يافتنی تر کردن اطلاعات را دارند.
گزارشگر بايد ديد و شنيدش را نسبت به وقايع و محل ها حساس کند. ظرفيت يک داستان و دلائل کشش و اهميت آن براى خواننده يا کاربر يک سايت را بسنجد؛ اما پيش و مهمتر از همه بايد موضوع يک گزارش براى خود او کشش داشته باشد و اگر موضوعى براى خودِ او جذاب بود، بايد بررسى کند که اين كشش از يك دلبستگى شخصى او سرچشمه مى گيرد يا براى ديگران هم جذاب است.
اگر نتيجه ی بررسى اين بود که موضوع انتخابى او کششِ عمومى هم دارد بايد تحقيق کند که آيا كس ديگرى هم آن را روايت كرده يا نه. همه ی روايت هاى ديگر از آن داستان را ببيند و بخواند و بعد تعيين کند که او در روايت خودش چه چيز تازه اى مى گويد. گفتن مکررِ يک داستان تنها زمانی عمل می کند که عوامل و تحولات تازه ای به آن افزوده شده باشد.
هر روز در جهان انبوهی از رويدادها با نسبت های اهميت گوناگونی رخ می دهد. اين که کدام يک از اين رويدادها برای مخاطب های يک رسانه اهميت دارد، و ميزان اهميت آن، بستگی به زمان و مکان واقعه دارد. تصادفِ منجر به زخمی شدن چهار نفر در ميدان اصلی يک روستا برای اهالی آن روستا خبر و مهم است اما برای بقيه ی مردم جهان که روزانه شاهد کشته شدن هزاران نفر در حوادثی مشابه هستند، اهميت چندانی ندارد.
هر رويدادی يک خط خبری دارد و يک شکل تحليلی. آنچه جنبه ی خبری يک رويداد را برای ديگران جذاب می کند فوريت، اهميت و تأثيرگذاری آن است. اگر خبری اين وجوه را داشته باشد ممکن است بحث تحليلی و بررسی همه جانبه ی آن نيز برای ديگران جذاب باشد. خارج شدن يک قطار از خط و کشته شدن پنجاه نفر خبر است. بررسی دلائل اين حادثه، تاثير آن بر زندگی اهالی شهر، و به هم پاشيدگی زندگی خانواده های کشته شدگان می تواند گزارش های تحليلی در ارتباط با آن خبر باشد.
وقتی دلائل اهميت يک رويداد برای گزارشگر روشن شد، وظيفه ی او برای ارائه ی آن به مخاطبان شروع می شود. اولين کار اين است که برای آنها توضيح بدهد چرا اين مطلب را پوشش داده است. اين توضيح بايد خيلی زود و در ابتدای گزارش عنوان شود تا مخاطب بتواند نسبت به دنبال کردن مطلب تصميم بگيرد. در اين توضيح اوليه است که گزارشگر فرصت جلب مخاطب به دنباله ی داستان را دارد. پس از اين مرحله است که گزارشگر بايد به پرسش های احتمالی ديگر مخاطب جواب دهد. يک قاعده ی کلی و کليدی می گويد هر گزارشی بايد به شش پرسش پاسخ بدهد: کی، چی، کِی، چرا، کجا، و چطور.
وقتی خواننده، شنونده، يا بيننده از يک گزارش راضی می شود که پاسخ اين پرسش ها را، به شکلی روشن و مفهوم، در آن پيدا کند. گاهی ممکن است بعضی از اين سوال ها جواب روشنی نداشته باشد، اما وظيفه ی گزارشگر اين است که دلائل اين ناروشنی را به مخاطب ارائه کند و کار را به حدس و گمان او موکول نکند.
يکی از تاثيرگذارترين روش های انتقال اطلاعات در يک گزارش استفاده از عامل داستان گوئی است. پيدا کردن يک خط روائی مناسب و داستانی- ولو حاشيه ای- برای ملموس تر کردن معنای گزارش هميشه به جذابيت کارِ گزارشگر اضافه می کند.
شما اگر مثلا می خواهيد گزارشى از بازار فروش گليم در ايران و مشکلات فعلی آن تهيه کنيد، افزودن داستان زندگی و احوال شخصی يک گليم باف از يک جانب گزارش شما را پرکشش تر می کند و از جانب ديگر از زاويه ای شخصی و قابل لمس، سختی های اين کار را نمايش می دهد.
اين روش به خصوص در گزارشگری چندرسانه ای اهميت پيدا می کند. افزودن داستان های حاشيه ای که می تواند همراه با صدا و تصوير هم باشد کاربر را در صفحه ی آنلاين شما نگه می دارد و پی گرفتن متن را آسان تر می کند. شما مى توانيد از راه همگذارى متن با داده هاى صوتی، تصوير، آمارى و غير آن مجموعه ای را ارائه کنيد که دست آخر، بدون آن که طولانی و ملال آور شده باشد، کاربر را به پشت صحنه ی گليم بافى ايران ببرد و به او فرصت ارزيابى و قضاوت بدهد.
گزارشگر بايد به درک مخاطب ها و قضاوت آنها نسبت به کارش باور داشته باشد. دستِ کم گرفتن مخاطب، برخلافِ باورِ صاحبان ادعا، هميشه به ضرر گوينده است. برای پرهيز از چنين اشتباهی اگر هميشه کسی را با آگاهی و دانشی بيش تر از خودتان در آن زمينه در ميانِ مخاطب ها در نظر بگيرد، در تنظيم گزارش دقت و وسواس بيشتری به کار خواهيد برد. هر ترديدی در دانش مخاطب ها باعث پائين رفتن کيفيت کار و دست آخر از دست دادن آنها می شود.
اشاره ی فهرست وارِ ديگری به مسئوليت هاى يک گزارشگر و مشخصات يک گزارش حرفه اى در اينجا بی مناسبت نيست. گزارشگر خوب:
کاش میدانستی که نباید حس کرد که نباید
دل بست در فضایی که بر از همهمه ی ادم هاست...من گرفتار ترین تنهایم!