شادی می آد دوباره !
چهارشنبه 4 آذر 1388 4:49 PM
شادی می آد دوباره !
آی قصه ، قصه ، قصه
آبی بی خانم نشسه
گروه ، گروه ، بچه ها
می آن مثل غنچه ها
آبی بی خانم قصه می گه
از غم و از غصه می گه
بچه ها غصه دارن
ابرا می آن می بارن
وقتی بارون می باره
شادی می آد دوباره
آبی بی خانم می خنده
در و رو به غم می بنده
از خوبی و صفا می گه
از مهر و از وفا می گه
از لوطی های زمونه
که خوبی هاشون می مونه
از کار و از تلاش می گه
از عشق و از صفاش می گه
باز غنچه ها باز می شن
مشغول آواز می شن
آمیز جواد خوشحاله
به غنچه هاش می باله
خدا کنه هماره
یه ریز بارون بباره