پاسخ به:بخش شعر
شنبه 9 بهمن 1389 12:25 AM

آینه ی قدی داشتم
اندازه ی خودم بود
دختر توی آینه
شبیه مادرم بود
دختر توی آینه
هم بازی خوبی بود
همیشه با من او هم
ترانه ای می سرود
وقتی که من نبودم
آن دخترک هم نبود
دلش انگاری می شکست
بدون من خیلی زود
یک روز اسباب کشی
آینه را جا گذاشتند
از حرف های دل من
آنها خبر نداشتند
مادر من وقتی که
حرف های من را فهمید
هم بازی تازه ای
شکل عروسک خرید
