0

لطایف زیبای تاریخی

 
gh_reza9542
gh_reza9542
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 2453
محل سکونت : مازندران

پاسخ به:لطایف زیبای تاریخی
جمعه 15 بهمن 1389  5:15 PM

قهرمان كیست؟
پوریای ولی یكی از پهلوانان معروف دنیاست، و ورزشكاران هم او را مظهر فتوت و مردانگی و عرفان می‌دانند.
نقل می‌كنند كه روزی به كشوری سفر می‌كند، تا با پهلوان درجه اول آنجا در یك مكان و وقت معینی مسابقه‌ی پهلوانی بدهد.
در شب جمعه به پیرزنی بر می‌خورد كه حلوا خیرات می كند و از مردم هم التماس دعا دارد.
پیرزن، پوریای ولی را نمی‌شناخت، لذا جلو آمد و به او حلوا داد و گفت: حاجتی دارم، برایم دعا كن.
ـ چه حاجتی؟
ـ پسر من قهرمان كشور است، هم اكنون قهرمان دیگری از خارج آمده تا در همین روزها با پسرم مسابقه دهد، و چون تمام زندگی ما با همین حقوق قهرمانی فرزندم اداره می‌شود، اگر پسر من زمین بخورد، نه تنها كه آبروی او رفته بلكه تمام زندگی ما نیز تباه می‌شود. و من پیرزن هم از بین می‌روم.
پوریا گفت: مطمئن باش من دعا می‌كنم.
پس از آن پوریا با خود فكر كرد كه فردا چه باید بكند، آیا اگر قویتر از آن پهلوان بود او را به زمین بزند یا نه؟
بعد از مدتی فكر و خیال به این نتیجه رسید كه: قهرمان كسی است كه با نفس خود مبارزه كند، لذا تصمیم خودش را گرفت.
... چون روز موعود فرا رسید و پنجه در پنجه‌ی حریف خود افكند، خویشتن را بسیار قوی و حریف را خیلی ضعیف یافت، بطوری كه می‌توانست به آسانی پشت او را به خاك برساند.ولی برای اینكه كسی نفهمد مدّتی با او هم‌آوردی كرد و بعد هم به گونه‌ ای خودش را سست نمود، كه حریف، وی را به زمین زد و روی سینه‌ اش نشست.
نوشته ‌اند: در همان وقت احساس كرد كه قلبش را خدای متعالی باز نمود، گویی ملكوت را با قلب خود می‌بیند، چرا؟
برای اینكه یك لحظه جهاد با نفس كرد. بعد این مرد از اولیاءالله شد.
زیرا: المجاهد من جاهد نفسه.
و به مصداق اشجع الناس من غلب هواه، چنان قهرمانی ای به خرج داد كه از همه قهرمانیها بالاتر بود.

کتابخانه الکترونیکی شهید غلامرضا زهره منش

www.zlib.ir

بزرگترین سازنده کتابخانه های جامع موبایل و کامپیوتر در اینترنت

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها