پاسخ به:لطایف زیبای تاریخی
جمعه 15 بهمن 1389 5:11 PM
در فوائد (انشاءالله) گفتن
مردی چند درهم با خود برداشته به بازار میرفت كه الاغی بخرد، رفیقش به او رسیده گفت: به كجا میروی؟
جواب داد میروم به بازار تا الاغی بخرم گفت: بگو انشاءالله گفت: این پول است و الاغ هم در بازار بسیار پس احتیاجی به گفتن انشاءالله ندارد.
چون چند قدمی رفت طرّاری پولش را از جیبش زد و او نفهمیده آمد الاغی را خرید دست در جیب كرد كه قیمت آن را بدهد دید پول نیست دست خالی برمیگشت و بسیار غمگین بود.
رفیقش به او رسید و گفت: الاغ را خریدی؟
گفت: پولها را بردند انشاءالله. پرسید: كی برد؟ گفت: طراری انشاءالله. آمد درب خانه دقالباب كرد، زنش گفت: كیست كه در را میكوبد.
گفت: شوهرت هست انشاءالله.
کتابخانه الکترونیکی شهید غلامرضا زهره منش
بزرگترین سازنده کتابخانه های جامع موبایل و کامپیوتر در اینترنت