پاسخ به:لطایف زیبای تاریخی
جمعه 15 بهمن 1389 5:07 PM
منطق پیامبر نیست
یكی از همسران رسول خدا به نام «ماریه قبطیه» فرزندی به دنیا آورد، كه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ نام او را ابراهیم نهاد. این پسر مورد علاقه شدید رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ قرار گرفت، اما هنوز هجده ماه از عمر این كودك نگذشته بود كه از دنیا رفت.
پیغمبركه كانون عاطفه و محبت بود از این مصیبت به شدت متأثر شد و اشك ریخت، و فرمود: ای ابراهیم! دل میسوزد و اشك میریزد وما محزونیم به خاطر تو، ولی هرگز بر خلاف رضای خدا چیزی نمیگوییم.
تمام مسلمین از این مصیبت متأثر بودند، زیرا آنها میدیدندكه غباری از حزن و اندوه بر دل پیغمبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ نشسته است، آن روز تصادفاً خورشید هم گرفته بود، با مشاهده این وضع مسلمین همگی ابراز داشتند كه: گرفتن خورشید، نشانه هماهنگی عالم بالا با عالم پایین و رسول خدا میباشد، لذا این اتفاق جز به خاطر فوت فرزند پیغمبر چیز دیگری نمیتواند باشد. البته این مطلب ـ فی حد ذاته ـ مانعی ندارد، بلكه به خاطر رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ ممكن است دنیا هم زیر و رو شود، اما در آن موقع این اتفاق روی این جهت نبود و در حقیقت یك مسأله طبیعی بود، ولی مردم چون این دو حادثه را در یك روز مشاهده میكردند با هم مربوط میدانستند و در نتیجه سبب میگردید كه ایمان و اعتقاد آنها به رسول خدا بیشتر شود.
این مطلب به گوش پیغمبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ رسید، به جای اینكه آن حضرت از این تعبیر مردم خوشحال شود و مثل بسیاری از سیاست بازها موقعیت را برای تبلیغات غنیمت شمرد و از این عواطف و احساسات به نفع اسلام استفاده كند، نه تنها كه چنین نكرد، بلكه سكوت را هم جایز ندانسته به مسجد آمد و پس از آن به منبر رفتند و مردم را آگاه نمودند وصریحاً اعلام داشتند كه خورشید گرفته است، اما هرگز به خاطر بچه من نبوده است.
زیرا پیغمبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ هرگز نمیخواست حتی برای هدایت مردم و پیشرفت اسلام هم از نقاط ضعف و جهالت جامعه استفاده كند، بلكه تلاش مینمود تا از نقاط قوت و علم و معرفت و بیداری مردم استفاده شود
کتابخانه الکترونیکی شهید غلامرضا زهره منش
بزرگترین سازنده کتابخانه های جامع موبایل و کامپیوتر در اینترنت