پاسخ به:لطایف زیبای تاریخی
جمعه 15 بهمن 1389 5:07 PM
یغمبر، بهتر میداند
مردی، مادری داشت كه 300 سال عمر كرده بود و بسیار پیر و فرتوت شده بود به طوری كه هر وقت میخواست جائی برود، پسرش با زنبیل او را جابجا میكرد.
یك روز كه مادر، مریض شده بود و آن مرد، او را در زنبیل گذاشته و نزد طبیب میبرد، حضرت عیسی ـ علیه السّلام ـ او را دید و گفت: «این كیست؟»
عرض كرد: «مادرم میباشد و او را نزد طبیب میبرم». حضرت روح الله فرمود: «او را شوهر بده، خوب میشود». مرد گفت: «او دیگر پیر شده است و وقت شوهر كردنش گذشته است».
پیرزن تا این حرف را شنید، دستش را از زنبیل بیرون آورد و محكم بر سر پسر زد و گفت:« ای بی شرم! تو حرف پیغمبر خدا را ردّ میكنی؟ آیا تو بهتر میدانی یا پیغمبر خدا؟»
کتابخانه الکترونیکی شهید غلامرضا زهره منش
بزرگترین سازنده کتابخانه های جامع موبایل و کامپیوتر در اینترنت