این داستان واقعی است)
ته کیفش را نگاه کرد، یك پانصدی و یك دویستی ته
کیفش باقی بود، به صندوق نگاه کرد و بی خیال با تاکسی رفتن شد، یه لحظه شک
کرد و دستش رفت سمت دویستی، اما بالاخره 500 تومانی را انداخت توی صندوق
صدقات و جمله رویش را خواند :"صدقه هفتاد بلا را دفع می کند" لبخند زد و
سوار اتوبوس شد.
سریع خودش را به نماز خانه دانشکده رساند و قامت بست، بین دو تا نماز سرش
روی مهر بود و ذکر می گفت که دستی به شانه اش خورد، سرش را بالا آورد و
دید که یکی لبخند زنان يك پاكت را به سمتش گرفته است، زن تعجب و سوال را
از نگاهش فهميد و گفت : عيدي دانشگاهه، ما رو هم دعا كن.
وقتی پاکت را باز کرد یک اسکناس 5 هزار تومانی توی ش بود. یاد حدیث اما
صادق افتاد: بر در بهشت نوشته است پاداش صدقه ده برابر است... .
مریم محبی
چهار راه برای رسیدن به آرامش:
1.نگاه کردن به عقب و تشکر از خدا 2.نگاه کردن به جلو و اعتماد به خدا 3.نگاه کردن به اطراف و خدمت به خدا 4.نگاه کردن به درون و پیدا کردن خدا
پل ارتباطی : samsamdragon@gmail.com
تالارهای تحت مدیریت :
مطالب عمومی کامپیوتراخبار و تکنولوژی های جدیدسیستم های عاملنرم افزارسخت افزارشبکه