نامش "نورعلي گنجي" و در اولين ماه از سال 1321 در روستاي نجفآباد متولّد شده بود. در سنّ 2 سالگي والدين خود را از دست داد و برادر بزرگش سرپرستي او را بر عهده گرفت. دوران كودكياش را با مشقّت و رنج فراوان و اشتغال به كار كشاورزي سپري نمود و در سال 1343 هنگامي كه احساس كرد توانايي پذيرش مسئوليت زندگي مشترك را دارد، با دختري عفيف و پاك ازدواج نمود. پس از مدتي كشاورزي را رها كرد و به عنوان نگهبان به استخدام سازمان آب و برق صفيآباد درآمد.
او هميشه به يتيمان و بينوايان رسيدگي ميكرد؛ تا آنجا كه در وصيتنامهاش نوشت مقدار كمي از اموالش را وقف يتيمان همسايه كنند. نورعلي از همان ابتدا با رژيم پهلوي مخالف بود و هميشه همكارانش را از شركت در مراسم و جشنهاي آنها منع ميكرد. در راهپيماييهايي كه بر ضد نظام شاهنشاهي برگزار ميگرديد، حضوري فعال داشت و همپاي ديگر مردم دلير ايران شعار ميداد.
انقلاب پيروز شد و او طبق فرمان امام (ره) مبني بر تشكيل ارتش بيست ميليوني، در پايگاه بسيج ثبتنام نمود و در آموزشهاي مختلف از جمله كوهنوردي، رزم شبانه و تاكتيكهاي نظامي شركت كرد. سال 1359 براي زيارت خانهي خدا ثبتنام كرد اما جنگ و پاسداري از مرزهاي كشورش را مقدم بر زيارت ديد. تقريباً تمام سال 1360 را در جبهههاي حق عليه باطل گذراند و به مبارزه با دشمنان بعثي پرداخت.
عمليان فتحالمبين خوب او را به ياد دارد كه چگونه رشادت به خرج داده و به وسيلهي تركش از ناحيهي بازو مجروح شد. بچهها آماده بودند تا عمليات ديگري را شروع كنند. حال عجيبي داشتند و هر كسي آرام در گوشهاي خزيده و مشغول راز و نياز بود. عمليات شروع شد و نورعلي دلاورانه به مبارزه پرداخت.
40 سالش بود كه در تاريخ 11/2/1361 در جادهي اهواز _خرمشهر در عمليات بيتالمقدس به ديدار خدا شتافت و دنياي خاكي را پس زد تا زودتر به جايگاه ابدياش دست پيدا كند. پيكر مطهرش را به گلزار شهداي صفيآباد سپردند تا گرمابخش خاك سرد آنجا شود.