حسن گلهگير فرزند فرجالله در غروب سومين روز از مرداد ماه سال 1339 ش در خانوادهاي متوسط، در شهرستان ديلم چشم به جهان گشود. وي دورهي تحصيلات ابتدايي خود را در دبستان «هدايت» گذراند. دورهي راهنمايي تحصيلي را تا کلاس دوم سپري نمود اما به واسطهي فشار و گرفتاريهاي زندگي و عدم علاقه به تحصيل، مدرسه را رها کرد. دورهي نوجواني را به ماهيگيري پرداخت تا با اين کار بتواند از هزينهها و مخارج خانوادهاش بکاهد.
او هر روز با توري کوچک به دريا ميرفت و به مصاف با دريا و طبيعت ميپرداخت. در کارهاي خانه يار و ياور مادرش بود، به طوري که ميتوان گفت نيمي از کارهاي منزل را او به عهده داشت.
در اوايل انقلاب، از مخالفان سرسخت رژيم منحوس پهلوي بود و از جلوداران صف حاميان انقلاب محسوب ميشد. با پيروزي و طلوع آزادي و طليعهي بهار انقلاب، به آرزوي ديرينهاش، که همانا آزادي و رهايي از جور و ستم طاغوت بود رسيد.
به همين خاطر پس از انقلاب، به جرگهي نهاد مردمي سپاه پاسداران پيوست. چه شبهايي که خواب را بر خود حرام نمود و به پاسداري و حفاظت از شهر و مرز و بوم خود پرداخت و چه روزهايي که زير آفتاب سوزان و آتشناک شهر به پاسداري از شهر و مراقبت از انقلاب ميگذراند تا مبادا ضدانقلاب، خللي به نظام جمهوري اسلامي وارد نمايد.
به دنبال يک دوره بيماري، ايشان از خدمت در سپاه انصراف داد، اما پس از مداوا و درمان، مجدداً تصميم به خدمت در سپاه گرفت که در همان موقع نامش به عنوان مشمول وظيفه اعلام گرديد. او به همراه چند تن از بچههاي همسن و سال خود، براي فراگيري دورهي آموزش نظامي به مرکز 05 کرمان منتقل شد و پس از دو ماه دورهي آموزشي در کرمان، به لشگر 81 کرمانشاه (ارتش) انتقال يافت. سپس به سر پل ذهاب رفت و دو هفته بعد رهسپار جبههي «بازي دراز» گشت و هنگامي که تصميم به آزاد کردن کوه «بازي دراز» گرفته بودند، ناگهان بر اثر اصابت خمپاره به سنگر وي، به آرزوي ديرينهاش نايل گشت و شربت شهادت نوشيد.